ru
Feedback
روح هزاران زن در یک بدن

روح هزاران زن در یک بدن

Открыть в Telegram

کشیده شده به سمت جزییات و عمق.

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
235
Подписчики
+224 часа
+47 дней
-230 дней
Архив постов
خسته و در به در شهر غمم. .mp33.24 MB

تا ساز، سخن نگفته باشد درد و غم او نهفته باشد…

Keyhan Kalhor - Kamanche Solo-Saz.Sookhte.Com_.mp310.99 MB

Baby doll – I can’t move on.mp31.50 MB

با وجود تیرگی های ریشه دوانده در جانم، آن‌ هنگام که در ازدحام آدم ها از خودم دور می‌شوم و‌ در هزارتوی سایه های روحم گم می‌شوم، وقتی شب از پشت پنجره ها به درون قلبم خزیده و هیچ ستاره ای راهی به این تاریکی ندارد، میان تمام این ویرانی آرام و بی‌صدا، پیدایم می‌کنی؟:)

من عاشق بهارم اما انگار یه چند وقتی هست زمستون اومده توی روحم خونه کرده و سکوتش بلند تر از هر فریادی روی شونه هام آوار شده، چه می‌شه کرد؟:) هیچی، با هم زندگی می‌کنیم.

photo content
+1

روزگاریست که سودای بتان دین من است غم این کار نشاط دل غمگین من است دیدن روی تو را دیده جان بین باید وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است یار من باش که زیب فلک و زینت دهر از مه روی تو و اشک چو پروین من است تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است دولت فقر خدایا به من ارزانی دار کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست که مغیلان طریقش گل و نسرین من است حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است برای یک دل گرفتار و حساس حافظ، ۱۲ خرداد

این اهنگ کاری باهام می‌کنه که بتونم توی آسمون لطافتم برای فردای نیامده درخت بکارم و زیر سایه اش بیخیال، آروم بگیرم و بخوابم. آخ:) چه احساس نازنینی داره خیلی ازش خوشم میاد:)

تصویری که جلوی چشمام هست و کاری که با قلبم می‌کنه

من هرچی بگی کم بلدم؛جز غم هرچی بگی غم بلدم…

ناصحم گفت به‌جز غم چه هنر دارد عشق گفتم ای خواجه‌ی عاقل هنری بهتر از این ✨حافظ

Radiohead - Decks Dark.mp310.72 MB

sticker.webp0.17 KB

دلم می‌خواد نباشم اما باشم، جوری باشم که این خودِ بودن که وزن پیدا کرده رو احساس نکنم اجزای تشکیل دهنده من نباشه اما یک جوری باشم. نمی‌دونم، ابر، درخت، یا باد باشم.. کاش نبودم اما بودم🫠

انگار یه چیزی مثل مرگ، توی استخون های نمناک غمگینم داره خودش رو می‌جَوه.

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد عالم از ناله عشاق مبادا خالی که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد محترم دار دلم کاین مگس قندپرست تا هواخواه تو شد فر همایی دارد از عدالت نبود دور گرش پرسد حال پادشاهی که به همسایه گدایی دارد اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست شادی روی کسی خور که صفایی دارد خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند و از زبان تو تمنای دعایی دارد حافظ هفتم خرداد ماه برای یک دل بی تاب:)