ru
Feedback
لئون نیکولایویچ.

لئون نیکولایویچ.

Открыть в Telegram

غالب اوقات مغموم و متفکر بود بدون اینکه بداند چرا. @Leoniiik_bot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
208
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
رفیقای نازی دارم قربونشون برم.

وای چقدر گوگولی هستین بچه‌ها.

امیدوارم هر کسی که فردا کنکور داره حسابی بترکونه، اگه هم برعکس شد و کنکور اونو ترکوند فدای یه تار موش، همه‌چیز توی کنکور خلاصه نمیشه پس روحیه‌اتون رو نبازیددددد😭☝🏻

امیدوارم موفق باشید بچه ها چه قدر سال تحصیلی سختی رو پشت سر گذاشتید و چه چیز ها که ندیدیم! هرجور که درس خوندین یا نخوندین اصلا عذاب وجدان نداشته باشین چون تو موقعیت هایی که حتی نفس کشیدن سخته درس خوندن غیرممکن میشه ولی شما هر طور که شده خودتون رو به اینجا رسوندین تو بدترین شرایط تو بی برقی و گرمای تابستون و با پشت سر گذاشتن غم بی پایان زمستون، امیدوارم نتیجه ای که دوست داشتین رو ببینین و بعد از مدت ها بتونین یه خوشحالی از ته دل رو تجربه بکنین، هرچی که شد هم مهم نیست فدای سرتون ولی خب تلاش کنین مفت نبازین و من همه جوره دوستون دارم با اینکه نمی شناسمتون اصلا 👹❤️

امیدوارم فردا همه‌چیز همونجوری که می‌خواین پیش بره براتون و با خیال راحت از سر جلسه بیاین بیرون. خیلی عزیزید. ماچتون می‌کنم. خوب بخوابید. شبتان خوش.

Repost from Say gex 🖤
اینو فوروارد کنید بگم وایب چه شیپ عاقبتی(کوییربیتی) رو میدید.😔

تمام استخون‌هام درد می‌کنن از استرس. انگار از درون دارم متلاشی می‌شم.

Repost from N/a
17 شبانه|ابراهیم در آتش
+1
17 شبانه|ابراهیم در آتش

یه جوری یهو عمیق خوابم برد، انگار که دچار یه مرگ کوتاه شدم.

مامانم خیلی یهویی اومد تو اتاق، یه دیگ عدس‌پلو بهم داد، گفت بخور و رفت.

سنتنس استراکچر واقعا بخش موردعلاقمه. شیک، تمیز، مرتب.

امیدوارم کولرشون خراب باشه چون من واقعا نمی‌تونم با این حساسیت کنار بیام.

احتمالا مدادم رو پرت کنم طرفشو-

دارم فکر می‌کنم اگه سر جلسه یکی موقع خوردن خوراکی دهنش رو صدا بده چجوری می‌تونم روانم رو آروم نگه دارم.

کل خستگی روزم با ستایش تو کلاس زبان از بین می‌ره انقدر که مسخره‌بازی در میاریم و می‌خندیم.

نمی‌دونم چطور بگم، حس این رو دارم که انگار یه ماموریتی رو بهم دادن که باید تا یه زمان مشخص کاملش کنم وگرنه می‌میرم.

مامانم می‌گه اینکه ریلکسی و همش می‌خندی خوبه. می‌گم مامان جان من خنده بر لب می‌زنم تا کس نداند درد من، ریلکس بودن کجا بود.

هیچ‌ چیز بدتر از این نیست که یه کلمه‌ای رو هزاران بار شنیده و دیده باشی ولی معنی دقیقش رو یادت نیاد موقع تست زدن.

هی یادم میاد سه روز دیگه کنکوره و اینجوری می‌شم که WHAT.

ولی واقعا به نظرم میزان غمی که تیم داشت رو خیلی کم نشون دادن. یعنی منظورتون اینه که تیم تو تمام اون زمان‌هایی که هاوک تنهاش می‌ذاشت، تو تختش به سقف خیره نمی‌شد و اشک از گوشه‌ی چشم‌هاش نمیومد پایین؟ یا مثلا موقع خوردن سوپ یهو بغضش نمی‌ترکید؟ یا موقعی که وارد ارتش شده بود، یه گوشه کز نمی‌کرد و دلتنگ هاوک نمی‌شد؟ به ناراحتی و دل‌شکستگیِ پسرم به اندازه‌ی کافی توجه نکردن واقعا.