قطرهای از دل🐾
Открыть в Telegram
265
Подписчики
-424 часа
-497 дней
-46530 дней
Архив постов
بلدی خیره بمانی به نگاهم همه شب؟
گوشِ جان را بسِپاری تو به نجوای دلم؟
تاکه من شکوه کنم از غمِ شبهای بلند
تاکه شاید بشوی مونس و مآوای دلم
به تماشای تو هرشب دل من غرق نیاز
بلدی دل بسپاری به تمنای دلم؟
دل صدپاره ی خود را بلدم هدیه کنم
بلدی وصله کنی دل، به زوایای دلم؟
پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟
تا شوی سوژه ی اشعار فریبای دلم؟
بنشینم همه شب قصه بگویم؛ بلدی؛
بنشینی همه عمرت تو دگر پای دلم؟
همه ی خاطره ها را بلدی دوره کنی؟
تا که یادت نرود خاطر تنهای دلم؟
بی قضاوت بلدی همدم وهمسایه شوی؟
بگذاری دل خودرا تو کمی جای دلم؟
جان خود را سپر درد و بلای تو کنم؛
تا بیایی تو مگر بهر مداوای دلم
بلدم پیله کنم تا به دلم دل بدهی
بلدی سایه شوی بر سر دنیای دلم؟؟
شیواصالحی
من شیشه کوهم، اما از وسط تا خوردهام
تو تصور میکنی، چوبِ خدا را خوردهام
نه خیال بد مکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هر آنچه خوردهام، از دست دنیا خوردهام
قطرهام اما هزاران رود جاری در من است
غرق در دشواریام، انگار دریا خوردهام
دائماً در حال تغییرم، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویرِ خود جا خوردهام .
-فاضل نظری.
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را،
آنکه هرگز نتوان یافت همانندش را.
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر،
لای موهای تو گم کرد خداوندش را.
چه بخوانی ، چه برانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشستم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در ، که جز این خانه مرا نیست پناهی
خواجه عبدالله انصاری
متاسفانه دست آورد یه سریا هم شده ۵ ردیف لوازم آرایش ، دو کمد پر لباس رنگی رنگی، یه دوربین گوشی و یه لیست آهنگ و قیافه فیک که همین هارو میکنن تو چش ما عجب گرون قیمتید شماها.
وقتی هیچی برا ارائه نداشته باشید همینه دیگه.
می گفت :از مرد بودن بخوام بگم اینکه دیروز تولدم بود و تا پاسی از شب سرکار بودم و وقتی رسیدم خونه همه خواب بودن
هم برام مهم نیست هم غم انگیزه
با تو بودن به همه دردسرش میارزد
به دل خون و به چشمان ترش میارزد
روشنیبخش شب تار منی ماه دلم
شب تاریک به قرص قمرش میارزد.
-کمالجعفری.
حلقه بر در کوفتن ما را ندارد حاصلی
ما در منزل به روی خود ز بیرون بسته ایم.
-صائب تبریزی.
