ارغوانِ بی ابتهاج
Открыть в Telegram
" ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 『 مرا ببخشید اگر نوشتههایم شمارا یاد کسی میاندازد』 ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیامها به فرد خاصی اشاره ندارد
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
365
Подписчики
-124 часа
-267 дней
+630 дней
Архив постов
در میان اشک ها پرسیدمش:
خوش ترین لبخند چیست؟
شعله ای در چشم تاریکش شکفت
جوش خون در گونهاش آتش فشاند
گفت:
لبخندی که عشقِ سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من ز جا برخاستم،
بوسیدمش..
-اگر عذرخواهانه برگشت چه؟
+حتی اگر به وزن زمین پشیمان باشد،
دیگر جایی نزد من ندارد!
آن شب فکر میکردم میمیرم،
و دیگر نمیتوانم در دنیا دوام بیاورم.
اما شبهای زیادی گذشت و من هنوز زندهام!
چشم از او
جلوه از او
ما چه حریفیم ای دل🫀✨
شهریار
با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که "بسیار خسته ام"
محمد علی بهمنی
#عزیزِ من،
روزی می رسد که یک پارچه ی سفید
پایانمی دهد به من.
به شیطنت هایم، به بازی گوشی هایم...
روزی که همه با دیدن عکس هایم بغض می کنند
و می گویند:(( دلمون برات تنگ شده دیوونه، برگرد!))
و ای کاش سنگ دهن باز میکرد و حال که قدرم را دانسته بودید، باز میگشتم . . .
تو در شأنِ من نبودی و من از تو بُت ساخته بودم؛
حالا بنشین و تماشا کن ابراهیمِ بُت شکن ات را !
برای
کوچه های پیچ در پیچ گیسوانت
باید شاملو را خبر کنم.
خیام دو خط شعر بگوید،
و بنان تصنیف کند!
قصهی گیسوانت سر ِ دراز دارد ...🤍
