ارغوانِ بی ابتهاج
Открыть в Telegram
" ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 『 مرا ببخشید اگر نوشتههایم شمارا یاد کسی میاندازد』 ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیامها به فرد خاصی اشاره ندارد
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
367
Подписчики
-624 часа
-397 дней
+930 дней
Архив постов
فقط خدا میتونه این حجم سنگین بغض و فشاری که دارم تحمل میکنمُ از روم برداره
و فقط خدا میدونه چقد سخته غمت از عزیزترین کس زندگیت باشه چقد سخته تنهایی با هزار تا درد دست و پنجه نرم کنی چقد سخته که به زور خودتُ تو دل کسی جا کنی چقد سخته که کسی این گونی های سنگین درد رو از دوشت برنداره چقد سخته که تو این شرایط هیچ پایی نباشه که سر ات رو روش بزاری و گریه کنی چقد سخته که تلاش کنی و نادیده گرفته بشی و کسی قدرتو ندونه چقد سخته به چشم نیومدن، دیده نشدن، بی اهمیت شدن. پوست ما کلفت شد از بس خودمون مرد خودمون بودیم و مشکلاتمونو حل کردیم. انقد داد زدم و شنیده نشیدم، انقد خودم مشکلات ام رو حل کردم و زخمام رو باند پیچی کردم که دیگه کسی دلش نخواست ازم مراقبت کنه... انگار بقیه ام به این عادت کردن :)
خودم را بى تو؛
دلخوش میکنم جانا به هر نوعى ..
گَهى با اشکِ جانفرسا، گَهى لبخندِ مصنوعى !
Repost from قشاع.
آدمای سمی همیشه داستان رو از جایی تعریف میکنن که تو دیگه نتونستی تحمل کنی و واکنش نشون دادی؛ اما هیچوقت نمیگن خودشون چطوری تورو از نظر روحی و احساسی نابود کردن. اونا قصه رو طوری میگن که انگار همه چیز تقصیر تو بوده، اما پشت این سقوط احساسی تو مدت ها بی انصافی و زخم هایی هست که فقط تو میدونی چقدر عمیق بوده.
من فقط ظاهرا قوی ام، واگرنه اگه بغلم کنی گریه ام میگیره. بهم بگی خوبی؟ گریه ام میگیره. چاییم یخ میکنه گریه ام میگیره. آهنگ گوش میدم گریه ام میگیره. انگار حجم قوی بودنم دیگه تموم شده.
Repost from ارغوانِ بی ابتهاج
اون نمیخوادت عزیزم
-مگر نه به جای پیام دادن، زنگ میزد و صداتو میشنید. -به جای زنگ زدن میومد سراغت و با چشمات حرف میزد. -به جای حرف زدن بغلت میکرد و بهت میگفت که چقد دوست داره. -به جای گفتنِ دوست دارم، با عمل بهت ثابت میکرد . -به غمت گوش میکرد و منتظر دلیل برای خوشحال کردنت نمیگشت. -بدون اینکه ازش بخوای مشکلاتت رو حل میکرد و به جای مدعی بودن، فقط انجامش میداد! -وقتش رو برای بحث کردن باهات سر موضوعات ساده نمیذاشت و از همه ی فکر و زمانش برای دیدنت و کنارت بودن استفاده میکرد. -اجازه نمیداد ازش دور بشی و از هر بهونه برای باهم بودن استفاده میکرد. -به چجوری خوشحال کردنت فکر میکرد، به جمله ی " من گل دوست دارم" و "امروز لاک قرمز زدم" فکر میکرد. -از هوای برفی و بارونی و آفتابی و وزش باد، تا امروز آخر هفته اس و الان یه چایی میچسبه و بیا بریم هوا بخوریم و هزار تا بهونه کوچیک استفاده میکرد که قلبتون به از هم دور بودن عادت نکنه. -نه تنها بهت آسیب نمیزد بلکه برای زخمات دنبال چسب میگشت. -به جای غرور داشتن، به عاشق بودنش افتخار میکرد و برای زنگ زدن بهت، دنبال دلیل نمیگشت.
نمیخوام دردم آروم بگیره، هیچوقت دوست ندارم خوب شم...
گاهی اوقات ما نمیخوایم خوب شیم
چون درد آخرین نقطه اتصال ما به چیزیه که از دست دادیم ..
چند خطی هست که نوشتمشون اگر مُردَم، این چیزی هست که میخوام :)! این همون چیزی هست که میخوام پس وقتی رفتم ناراحت نباش فقط یک چیز هست که امیدوارم بدونی خیلی دوستت دارم چون اصلا به زمانی که باید اینجا رو ترک کنم اهمیت نمیدم تنها چیزی که الان میدونم این هست که میخوام ( با تو ) سپریش کنم با تو، با تو . هیچکس اینجا نیست امشب قرارِ تنهاترین شب باشه منو ببخش ولی باید برم اگر دلت برام تنگ شد یک بار دیگه این آهنگ رو پلی کن و من همیشه به این فکر میکنم که تو چطور باعث شدی حس بهتری داشته باشم و به تمام اون کارای کوچیک دیوانه واری که با هم انجام دادیم در آخر، در آخر، اهمیتی نداره اگر امشب قرار هست تنهاترین شب باشه تو غمگین ترین قسمت من خواهی بود قسمتی از من که هرگز برای من نخواهد بود واضح است امشب قرارِ تنهاترین شب باشه تو هنوز اکسیژنی هستی که من نفس میکشم وقتی چشمام رو میبندم چهره تو رو میبینم عذاب آوره. امشب قرارِ تنهاترین شب باشه
حتـی اگر روزی ایـن غَــم پایـان یــابـد،
من دیگر شاد زیستن را از یاد بـردهام !›
