Echo of my shadow
Открыть в Telegram
ॐ Welcome to Tony Stark's fanclub. Carpediem. Professional yapper. She/her talk:http://t.me/BluChtBot?start=60a3aa02b1daa98f8f43 To content: @Bomblalala Private:https://t.me/+10oE7ZBkD0BiMTVk
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
460
Подписчики
+124 часа
+267 дней
+8830 дней
Архив постов
بعد میدونید چیه؟ دوست پیدا کردن هیچ وقت مشکل بزرگی تو زندگی من نبوده. اونقدر اجتماعی هستم که بخوام سر صحبت رو با هرکسی باز کنم یا بهش پیام بدم. مشکل اینه وقتی یک فردی رو عمیقا تحسین میکنم و ازش احساس خوبی میگیرم بین خودم و اون یک پله بزرگ تو ذهنم میکشم که هیچ وقت نمیتونم ازش بالا برم.
بعد یهو میبینم عه هرچی چنل دارم با اون یارو دوستن ولی من با هیچکدومشون دوست نیستم.
خیلی دلم میخواد با بعضیها دوست شم ولی مثلا اینطوریم که وای این یارو خیلی کوله چرا باید دلش بخواد با من دوست شه.
بنده به هنگامی که یکی از چنلهایی که دارم میگه لیمیت خوردم و این پیام رو فور کنید که لفت ندم و من یادم میاد که اون فرد اصلا تو چنلم نیست که بخوام فور کنم.
مثلا من درحالت عادی یک صفحه درس رو سه ساعت طول میکشه بخونم ولی تحت فشار نیم ساعته جمعش میکنم.
درحالتی که تحت فشار نباشم، عملکردم خیلی کند میشه چون ذهنم اینطوریه که واو تو کلی تایم داری برای انجام اینکار.
نمیدونم چطوری بگم ولی اگر استرس نداشته باشم و تحت فشار نباشم نمیتونم تمرکز کنم. تمرکزم با کوچیک ترین چیزا به هم میخوره.
شاید شما اسم خودتون رو بذارید آدم شب امتحان، ولی بنده آدم صبح امتحان هستم. یعنی تا وقتی استرس اینکه امتحان دارم تا ماتحت فرو نره تو وجودم نمیشینم درس بخونم. نصف امتحانهای نهم رو صبح امتحان میخوندم.
من واقعا از اون دسته آدمایی هستم که باید حتما روشون فشار باشه تا کارشونو انجام بدن
If you were a mutant in X-men
میتونستی دود سیگار، یا مه رو کنترل کنی(کلا هرچیزی که به شکل بخار یا دوده)
میتونستی به کمکش پرواز کنی، بهش اشکال مختلف بدی، مه ایجاد کنی، چشمای یکی رو بسوزونی و یکی رو خفه کنی.
و همیشه یا سیگار دم دستت بود، یا یک ابر دودی شکل بالای سرت درست میکردی تا هروقت نیاز داشتی از قدرتت استفاده کنی.
همچنین میتونستی حجم دود رو کاهش یا افزایش بدی و اگر یک قسمت خاصی رو باهاش میپوشوندی، حرکات هرکسی که پا به اون محدوده میذاشت رو حس میکردی.
احتمالا اولین بار وقتی متوجه قدرتت شدی که تو یک جادهی مهی گم شده بودی و حسابی ترسیده بودی، بخاطر همین به صورت ناخودآگاه شروع میکنی مههارو کنار زدن تا بتونی راهت رو پیدا کنی.(شاید دقیقا اونجا مطمئن نشی که میوتنتی و چندین بار دیگه از این اتفاقها بیفته که بفهمی)
If you were a mutant in X-men
قدرت این رو داشتی که دستات رو تبدیل به هر سلاحی که میخوای بکنی. دستات میتونستن چاقو، شمشیر، تفنگ، تفنگ آبپاش(سلاح آبیاری گیاهان وحشی، وای آروشا هیومرت وحشتناکه) باشن.
فقط کافیه تصور کنی که دستات میخوان تبدیل به چه سلاحی بشن و بعد اتفاق میفته. تنها باگش اینه که اگر نتونی "تصورش" کنی، نمیتونی عملیش کنی. بخاطر همین همیشه باید هوشیار باشی و حواست باشه کسی تمرکزت رو به هم نزنه.
احتمالا اولین بار وقتی متوجه قدرتت شدی که مشغول فرار از مدرسه بودی، نگهبان مدرسه افتاده بود دنبالت و پات داخل سیم گیر میکنه و با خودت میگی کاشکی یه چاقو داشتم که میبریدمش و همون لحظه دستت تبدیل به چاقو میشه.
