ru
Feedback
My opinions

My opinions

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана

📈 Аналитический обзор Telegram-канала My opinions

Канал My opinions (@opinionwave) является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 14 970 подписчиков, занимая место в категории Другое.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 14 970 подписчиков.

Согласно последним данным от 11 сентября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 15 104, а за последние 24 часа — 6 573, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 2.25%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 3.13% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 344 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 479 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 3.

📝 Описание и контентная политика

Описание канала не предоставлено.

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 12 сентября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Другое.

14 970
Подписчики
+6 57324 часа
+14 5617 дней
+15 10430 дней
Архив постов
پالمر لاکی، بنیان‌گذار شرکت دفاعی Anduril، در واکنش به نمایش یک وسیله زیرآبی آمریکایی در رسانه‌های دولتی ایران نوشت: «احتمالا
پالمر لاکی، بنیان‌گذار شرکت دفاعی Anduril، در واکنش به نمایش یک وسیله زیرآبی آمریکایی در رسانه‌های دولتی ایران نوشت: «احتمالاً هرکسی که اخبار تلویزیون دولتی ایران را دیده، متوجه شده که آن‌ها یکی از Anduril Dive-LDهای ما را به دست آورده‌اند؛ همان زیردریایی بدون‌سرنشین و تولیدانبوه ما که برای پذیرفتن ریسک از دست رفتن طراحی شده است.» به گفته لاکی، همین وسیله مشخص چند ماه در منطقه عملیاتی فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) حضور داشته و طی هزاران ساعت فعالیت، از نیروهای آمریکایی پشتیبانی کرده است. او تأکید می‌کند که Dive-LD اساساً برای حضور در محیط‌هایی ساخته شده که اعزام انسان به آن‌ها بیش از اندازه خطرناک است و حتی احتمال از دست رفتن یا افتادن سامانه به دست طرف مقابل نیز در محاسبات عملیاتی آن در نظر گرفته شده است. لاکی بدون اشاره به ماهیت مأموریت‌های این وسیله می‌گوید که Dive-LD پیش از افتادن به دست ایران، برای چند ماه «ارزش عملیاتی قابل‌توجهی» ایجاد کرده بود و در پایان، با آن خداحافظی می‌کند: «روحت شاد، رفیق کوچولو.» اما مهم‌ترین بخش سخنان لاکی در ادامه آمده است. او می‌نویسد اگر کسی درباره اینکه چنین وسیله‌ای واقعاً مصداق یک سامانه Attritable است بحث دارد، باید این بحث را با پنتاگون مطرح کند؛ زیرا به گفته او، قیمت Dive-LD تقریباً معادل ۰٫۰۴ درصد قیمت ارزان‌ترین زیردریایی سرنشین‌دار ناوگان آمریکاست. برای فهم منظور پالمر لاکی باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت: Reusable، Attritable و Expendable. سامانه‌های Expendable از ابتدا برای یک‌بار استفاده طراحی می‌شوند، اما سامانه‌های Attritable معمولاً قابل‌بازیابی و استفاده مجددند؛ با این تفاوت که قیمت و فلسفه طراحی آن‌ها به فرمانده اجازه می‌دهد خطر نابودی، تصرف یا بازنگشتنشان را بپذیرد. Dive-LD نیز یک زیردریایی سرنشین‌دار نیست، بلکه یک وسیله زیرآبی خودمختار با قطر بزرگ یا LD-AUV است. این سامانه حدود ۵٫۸ متر طول و ۱٫۲ متر قطر دارد، تا عمق تقریبی ۶۰۰۰ متر پایین می‌رود و مداومت مأموریتی اعلام‌شده آن به حدود ۱۰ روز می‌رسد. طراحی ماژولار و بیش از یک مترمکعب فضای محموله، امکان نصب حسگرها و تجهیزات مختلف را برای مأموریت‌هایی مانند اطلاعات، مراقبت و شناسایی، جنگ مین، نقشه‌برداری بستر دریا و استقرار تجهیزات زیرآبی فراهم می‌کند. اهمیت Dive-LD را باید در چارچوب تغییر گسترده‌تر تفکر نظامی آمریکا دید. پنتاگون در برنامه Replicator به‌دنبال استقرار انبوه سامانه‌های خودمختار، ارزان‌تر و تلفات‌پذیر است؛ همان منطقی که کاتلین هیکس آن را با عبارت «کوچک، هوشمند، ارزان و پرتعداد» توصیف کرد. هدف این نیست که چنین سامانه‌هایی حتماً نابود شوند، بلکه فرمانده بتواند بدون به خطر انداختن انسان یا یک پلتفرم بسیار گران‌قیمت، آن‌ها را به خطرناک‌ترین نقاط میدان بفرستد. از این منظر، ارزش یک سامانه فقط با سالم بازگشتنش سنجیده نمی‌شود. باید مدت فعالیت، اطلاعات جمع‌آوری‌شده، اثر عملیاتی، ریسکی که از نیروهای انسانی دور کرده و هزینه جایگزینی آن را نیز محاسبه کرد.

شبکه CBS News به نقل از منابعی که مستقیماً در جریان خسارت‌ها قرار دارند گزارش داده که در موج حملات ایران به پایگاه هوایی موفق‌السلطی در اردن، چندین فروند از هواپیماهای نظامی آمریکا آسیب دیده‌اند. این حملات در طول شب سه‌شنبه تا بامداد چهارشنبه انجام شده و براساس اطلاعات CBS، حدود هشت فروند F-15 خسارت سبک دیده‌اند؛ بااین‌حال میزان آسیب به اندازه‌ای نبوده که این جنگنده‌ها برای مدت طولانی از چرخه خارج شوند و گزارش شده که دوباره به خدمت بازگشته‌اند. در مقابل، خسارت واردشده به یک فروند A-10 Thunderbolt II، معروف به Warthog، بسیار جدی‌تر بوده است؛ این هواپیما مورد اصابت قرار گرفته و یکی از بال‌های خود را از دست داده است. در این حملات هیچ موردی از کشته‌شدن نیروهای آمریکایی در اردن گزارش نشده است. اهمیت ماجرا فقط به خسارت هواپیماها محدود نمی‌شود؛ CBS می‌گوید نیروهای آمریکایی مستقر در اردن برای مقابله با حملات ایران بیش از ۳۰ موشک پاتریوت شلیک کرده‌اند. این عدد از نظر عملیاتی قابل توجه است، به‌خصوص با توجه به اینکه خود CBS پیش‌تر از نگرانی مقام‌های آمریکایی درباره کاهش سریع ذخایر موشک‌های پاتریوت و برخی دیگر از مهمات هدایت‌شونده دقیق گزارش داده بود. حمله نیز در ادامه چرخه تشدید درگیری رخ داده است؛ یک روز قبل، آمریکا اعلام کرده بود در واکنش به هدف قرار گرفتن یک ناو جنگی نیروی دریایی ایالات متحده، پنج نفتکش مرتبط با ایران را هدف قرار داده و پس از آن سپاه پاسداران از حمله به هشت نفتکش و دو ناو جنگی و همچنین پایگاه آمریکا در اردن خبر داده بود. از نظر ارزش نظامی، مهم‌ترین بخش خسارت مربوط به F-15هاست؛ این جنگنده‌ها، به‌ویژه اگر نمونه‌های آسیب‌دیده از نوع F-15E Strike Eagle باشند، از مهم‌ترین هواپیماهای رزمی دوربرد نیروی هوایی آمریکا برای مأموریت‌های ضربتی و هوا‌به‌زمین محسوب می‌شوند و ارزش واقعی آن‌ها را نمی‌توان صرفاً با قیمت خرید اولیه سنجید، زیرا هزینه تجهیزات مأموریتی، تسلیحات، نگهداری و مهم‌تر از همه ارزش عملیاتی هر هواپیما در یک جنگ جاری به آن اضافه می‌شود. البته درباره این هشت فروند، تعبیر دقیق همچنان «خسارت سبک» است و نباید آن را با از دست رفتن هشت جنگنده یکی دانست. وضعیت A-10 متفاوت است؛ از دست دادن یک بال نشان‌دهنده آسیب سازه‌ای بسیار جدی است و حتی اگر سرنوشت نهایی هواپیما هنوز مشخص نباشد، دست‌کم در وضعیت فعلی نمی‌توان آن را یک هواپیمای عملیاتی دانست. در مجموع، ایران توانسته با وجود شلیک بیش از ۳۰ رهگیر پاتریوت، به یک پایگاه هوایی مهم در اردن نفوذ کند و به چند هواپیمای نظامی آمریکا روی زمین خسارت وارد کند؛ در عین حال، بازگشت سریع F-15های آسیب‌دیده به خدمت نشان می‌دهد که فعلاً نباید میزان خسارت به ناوگان جنگنده‌ای آمریکا را بزرگ‌تر از شواهد موجود ارزیابی کرد.

بروزرسانی تحولات عراق، عربستان، پاکستان و یمن بخش دوم نشان می‌دهد که پیامدهای جنگ به مرزهای ایران و میدان دریایی محدود نمانده
بروزرسانی تحولات عراق، عربستان، پاکستان و یمن بخش دوم نشان می‌دهد که پیامدهای جنگ به مرزهای ایران و میدان دریایی محدود نمانده و به‌تدریج در حال تغییر دادن روابط سیاسی و امنیتی منطقه است. در عراق، آمریکا فشار برای مسدود کردن شبکه‌های مالی و بانکی مورد استفاده ایران را افزایش داده، درحالی‌که هم‌زمان بحث خلع سلاح گروه‌های مورد حمایت تهران و جذب نیروهای آن‌ها در ساختار رسمی دولت جریان دارد. خلع سلاح ظاهری الزاماً به معنای پایان نفوذ ایران نیست؛ اگر اعضای این گروه‌ها بدون قطع پیوندهای تشکیلاتی و سیاسی خود وارد نهادهای دولتی و امنیتی شوند، نفوذ غیررسمی تهران ممکن است فقط لباس رسمی‌تری بپوشد. در شبه‌جزیره عربستان نیز حملات حوثی‌ها به تأسیسات نفتی و نظامی سعودی، توافق دفاعی عربستان، پاکستان و ترکیه را با نخستین آزمون جدی روبه‌رو کرده است. تهدید پاکستان به حمایت نظامی از عربستان نشان می‌دهد که ادامه حملات حوثی‌ها ممکن است یک منازعه محلی را به مسئله‌ای چندکشوری تبدیل کند. پیوند میان جنگ، انرژی و شکل‌گیری ائتلاف‌های تازه؛ حوثی‌ها با هدف گرفتن زیرساخت‌های نفتی می‌کوشند هزینه اقتصادی عملیات عربستان در یمن را بالا ببرند، ریاض تلاش می‌کند با تکیه بر شرکای جدید دامنه بازدارندگی خود را گسترش دهد و آمریکا نیز از مسیر فشار مالی بر عراق، حلقه‌های نفوذ منطقه‌ای ایران را محدود کند. بخش دوم متن کامل گزارش در کانال آرشیو

بروزرسانی تحولات ایران بخش اصلی این گزارش تصویری از ورود جنگ ایران و آمریکا به مرحله‌ای تازه ارائه می‌دهد؛ مرحله‌ای که در آن،
بروزرسانی تحولات ایران بخش اصلی این گزارش تصویری از ورود جنگ ایران و آمریکا به مرحله‌ای تازه ارائه می‌دهد؛ مرحله‌ای که در آن، دریا و کشتیرانی تجاری به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های اعمال فشار تبدیل شده‌اند. گزارش توضیح می‌دهد که ایران با افزایش حملات به ناوهای آمریکایی، در پی آن است که اجرای محاصره دریایی بنادرش را هم از نظر نظامی دشوارتر کند و هم هزینه انسانی و سیاسی آن را برای واشنگتن بالا ببرد. در کنار این موضوع، احتمال استفاده از موشک‌های پیشرفته‌تر، کمک اطلاعاتی روسیه یا چین، حمله به شناورهای ثابت در بنادر و لنگرگاه‌ها و استفاده از مهمات خوشه‌ای علیه پایگاه آمریکا در اردن بررسی می‌شود. حمله به کشتی‌های ثابت می‌تواند هم یک انتخاب حساب‌شده برای ایجاد وحشت در صنعت کشتیرانی باشد و هم نشانه‌ای از محدودیت ایران در شناسایی و هدف گرفتن شناورهای متحرک و اینکه تبدیل اصطلاحاتی مانند «منطقه محدودشده»، «تحریم» و «شناور متخلف» به بخشی از ادبیات رسمی تهران، صرفاً بازی با کلمات نیست؛ ایران می‌کوشد برای اعمال قهری خود در تنگه هرمز، ظاهر حقوقی و مشروعیت سیاسی بسازد و خود را نه اخلالگر دریانوردی، بلکه قدرتی معرفی کند که قواعد عبور را تعیین و اجرا می‌کند. سوم اینکه ادعای کمک اطلاعاتی روسیه و چین به این معناست که جنگ دیگر فقط یک رویارویی دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست، بلکه بخشی از رقابت بزرگ‌تر قدرت‌ها بر سر اطلاعات ماهواره‌ای، شناسایی اهداف و کنترل مسیرهای انرژی شده است. بخش اول متن کامل گزارش در کانال آرشیو

اهمیت این آموزه‌ها زمانی روشن‌تر می‌شود که آن‌ها را از زندگی فردی به مدیریت، سازمان نظامی و سیاست‌گذاری عمومی منتقل کنیم. سیاست‌گذاری عمومی محل تلاقی اندیشه، قدرت و مسئولیت است؛ فرایندی که باید اراده سیاسی را به اقدام هماهنگ نهادی تبدیل کند. تصمیمی که تنها در یک سند باقی بماند، هنوز سیاست نیست؛ سیاست زمانی معنا پیدا می‌کند که مسئولیت‌ها مشخص شوند، منابع لازم فراهم شوند، نهادها در یک جهت حرکت کنند و نتایج تصمیم در جهان واقعی قابل مشاهده و ارزیابی باشند. همان‌گونه که یک قایق با پاروزدن نامنظم اعضای خود از مسیر منحرف می‌شود، یک دولت نیز با حرکت جداگانه نهادهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و اطلاعاتی از دستیابی به هدف بازمی‌ماند. مدیر حرفه‌ای در چنین ساختاری کسی نیست که صرفاً بیشتر دستور بدهد؛ او هدف را روشن می‌کند، مسئولیت‌ها را به‌درستی تقسیم می‌کند، مسیر انتقال اطلاعات را باز نگه می‌دارد و اجازه می‌دهد واقعیت‌های ناخوشایند بدون ترس به سطوح بالای تصمیم‌گیری برسند. مدیری که گزارش‌های نامطلوب را سرکوب می‌کند، شاید برای مدتی ظاهر سازمان را حفظ کند، اما در عمل آن را از امکان شناخت و اصلاح خطا محروم می‌سازد. یک نیروی نظامی حرفه‌ای نیز فقط با تعداد موشک‌ها، تجهیزات پیشرفته، بودجه بزرگ یا نمایش‌های تبلیغاتی سنجیده نمی‌شود. قدرت واقعی از آمادگی عملیاتی، آموزش مستمر، فرماندهی شایسته، اطلاعات دقیق، پشتیبانی قابل‌اتکا، انسجام سازمانی و توان یادگیری از شکست پدید می‌آید. نیرویی که در زمان صلح جزئیات را جدی نمی‌گیرد، در لحظه بحران نمی‌تواند ناگهان به سازمانی منظم و کارآمد تبدیل شود. کارنامه عملیاتی از روایت رسمی مهم‌تر است و توانایی پذیرش شکست، بیش از تبدیل تبلیغاتی آن به پیروزی، از بلوغ یک نهاد حکایت دارد. پایداری نیز نباید با لجاجت اشتباه گرفته شود. فرمانده یا سیاست‌گذار حرفه‌ای باید بداند چه زمانی مأموریت را ادامه دهد، چه زمانی روش اجرا را تغییر دهد و چه زمانی سیاستی شکست‌خورده را متوقف کند. هدف را نباید با ابزار یکی دانست؛ گاهی وفاداری به هدف، کنارگذاشتن روشی را ایجاب می‌کند که دیگر نتیجه‌ای ندارد. قدرت نظامی نیز باید در خدمت یک هدف سیاسی روشن قرار گیرد، زیرا پیروزی تاکتیکی، اگر به نتیجه‌ای سیاسی نرسد یا هزینه‌های انسانی و اقتصادی آن از دستاوردهایش فراتر رود، می‌تواند در سطح راهبردی به شکست تبدیل شود. سیاست‌گذاری خوب از تعریف دقیق مسئله آغاز می‌شود، با گردآوری اطلاعات معتبر، مقایسه گزینه‌ها و سنجش هزینه‌ها ادامه می‌یابد و با اجرای منظم، ارزیابی نتایج و اصلاح مستمر تصمیم تکمیل می‌شود. در این معنا، تخت مرتب مک‌ریون استعاره‌ای از همان انضباط نهادی است: توانایی انجام درست کارهای کوچک، پیش از آنکه مسئولیت تصمیم‌های بزرگ بر دوش فرد یا سازمان قرار گیرد.

در هفدهم مه ۲۰۱۴، ویلیام اچ. مک‌ریون در مراسم فارغ‌التحصیلی دانشگاه تگزاس در آستین، ده درس از آموزش‌های دشوار نیروهای ویژه دریایی آمریکا را به زبانی ساده به تجربه عمومی زندگی پیوند زد. سخنرانی او با الهام از شعار دانشگاه تگزاس، «آنچه از اینجا آغاز می‌شود، جهان را تغییر می‌دهد»، بر این اندیشه استوار بود که تغییرات بزرگ همیشه از تصمیم‌های بزرگ آغاز نمی‌شوند؛ گاهی نقطه آغاز آن‌ها انجام درست کوچک‌ترین کاری است که در اختیار انسان قرار دارد. مک‌ریون، دریاسالار چهارستاره بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، طی ۳۷ سال خدمت از فرماندهی تیم سوم نیروهای سیلز به فرماندهی مشترک عملیات ویژه و سپس فرماندهی کل عملیات ویژه ایالات متحده رسید. او در سال ۲۰۱۱ بر طراحی و اجرای عملیات «نیزه نپتون» نظارت داشت؛ عملیاتی که در ابوت‌آباد پاکستان به کشته‌شدن اسامه بن‌لادن انجامید. مک‌ریون مأموریت را از جلال‌آباد افغانستان هدایت می‌کرد و هم‌زمان کاخ سفید را در جریان تحولات قرار می‌داد. بااین‌حال، یکی از نکات کمتر شناخته‌شده زندگی او این است که پیش از ورود به جهان عملیات ویژه، روزنامه‌نگاری خوانده بود. او بعدها گفت تحصیل در این رشته به او آموخت که روشن و دقیق بنویسد، از حاشیه‌پردازی دوری کند و پیش از بیان هر ادعایی، واقعیت‌ها را بررسی کند. شاید همین پیشینه بود که به او اجازه داد تجربه‌های پیچیده نظامی را به اصولی ساده و قابل‌فهم تبدیل کند. تختخواب در سخنان مک‌ریون فقط یک وسیله روزمره نیست؛ کوچک‌ترین قلمرویی است که انسان می‌تواند در آغاز روز در آن نظم ایجاد کند. فرد ممکن است نتواند بر شرایط اقتصادی، رفتار دیگران، بی‌عدالتی‌های محیط یا رویدادهای پیش‌بینی‌ناپذیر مسلط شود، اما همچنان می‌تواند نخستین مسئولیت روز خود را آگاهانه و درست انجام دهد. در دوره آموزش نیروهای سیلز، مربیان محل بالش، چین پتو و گوشه‌های ملحفه را با دقت بررسی می‌کردند. این سخت‌گیری ظاهراً افراطی حامل یک اصل عملیاتی بود: کسی که قرار است در لحظه بحران با جان خود و دیگران سروکار داشته باشد، حق ندارد جزئیات را کم‌اهمیت بداند. یک سلاح تمیزنشده، گزارشی نادقیق، اختلالی کوچک در ارتباطات یا نقصی در مسیر پشتیبانی می‌تواند مأموریتی بزرگ را به شکست بکشاند. مک‌ریون برای توضیح این منطق از تجربه‌های دیگری نیز سخن گفت. مربیان گاهی حتی پس از اجرای بی‌نقص تمرین، کارآموزان را وادار می‌کردند وارد آب سرد شوند و سپس در شن‌ها بغلتند تا بیاموزند که زندگی همیشه عادلانه رفتار نمی‌کند. تمرین‌های قایقرانی نشان می‌داد که ناهماهنگی یک نفر می‌تواند مسیر تمام گروه را منحرف کند و هیچ فردی، هرقدر توانا، به‌تنهایی از همه دشواری‌ها عبور نمی‌کند. در یکی از سخت‌ترین مراحل «هفته جهنمی» نیز آواز یک کارآموز در میان گل‌ولای و سرمای طاقت‌فرسا، نیروی ادامه‌دادن را به دیگران بازگرداند؛ شرایط بیرونی تغییر نکرد، اما امید مشترک، ظرفیت گروه برای تحمل آن شرایط را دگرگون کرد. زنگ برنجی محل آموزش نیز نماد امکان تسلیم‌شدن بود؛ هر کارآموز می‌توانست با به‌صدا‌درآوردن آن، درد را پایان دهد و هم‌زمان هدف خود را کنار بگذارد. زندگی خود مک‌ریون نیز مسیری بی‌شکست نبود. او در آغاز خدمت از سمتش در تیم ششم سیلز کنار گذاشته شد و در سال ۲۰۰۱ بر اثر حادثه‌ای هنگام چتربازی از ناحیه کمر و لگن به‌شدت آسیب دید؛ بااین‌حال، هر بار مسیر خود را از نو ساخت. به همین دلیل، سخنان او صرفاً موعظه‌ای درباره مثبت‌اندیشی نیست؛ این سخنان از تجربه شکست، درد، بی‌عدالتی و بازگشت به میدان شکل گرفته‌اند.

تحلیل تصاویر ماهواره‌ای تازه؛ فعالیت‌های ساخت و ساز «کوه کلنگ» در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است. مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل
تحلیل تصاویر ماهواره‌ای تازه؛ فعالیت‌های ساخت و ساز «کوه کلنگ» در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است. مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا، CSIS، در تحلیلی که جوزف راجرز، داگلاس کامستاک و جوزف اس. برمودز جونیور در ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر کرده‌اند، می‌گوید تصاویر ماهواره‌ای تازه نشان می‌دهد فعالیت‌های ساختمانی در مجموعه زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ» یا «کوه کلنگ‌گزلا»، در نزدیکی نطنز، طی سال ۲۰۲۶ به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده است. دونالد ترامپ روز ۲۱ ژوئیه، درحالی‌که از ورود حملات آمریکا علیه ایران به مرحله‌ای تازه صحبت می‌کرد، گفت ممکن است ایالات متحده به‌زودی کوه کلنگ، یکی از معدود بخش‌های باقی‌مانده از زیرساخت هسته‌ای ایران که هنوز هدف قرار نگرفته، را بمباران کند. پیش از این اظهارات نیز گزارش شده بود که اطلاعات اسرائیل مدعی شده ایران در پاییز سال گذشته تعدادی سانتریفیوژ و قطعات مربوط به آن‌ها را به داخل این مجموعه منتقل کرده است. تحلیل قبلی CSIS در اکتبر ۲۰۲۵ هم نشان می‌داد سرعت ساخت‌وساز در محل افزایش یافته و ایران یک حصار و محدوده امنیتی کامل پیرامون تأسیسات ایجاد کرده است. بررسی هم‌زمان تصاویر ماهواره‌ای کوه کلنگ و تأسیسات نطنز از سال ۲۰۲۰ تاکنون، یک روند سه‌مرحله‌ای مشخص را در نقاط اصلی مجموعه و جاده‌های متصل به آن نشان می‌دهد. نتیجه کلی این است که پروژه از مرحله حفاری گسترده و بیرون آوردن خاک، به‌سمت ساخت‌وساز احتمالی در داخل تونل‌ها و تقویت ورودی‌ها و بخش‌های بیرونی حرکت کرده است. برای رسیدن به این نتیجه، شش سال داده رادار دهانه ترکیبی یا SAR، تصاویر اپتیکی سنتینل‌ـ۲، تصاویر بسیار پُروضوح ایرباس مربوط به ۹ ژوئیه ۲۰۲۶ و یک تصویر ساتلوجیک مربوط به ۹ اوت ۲۰۲۶ با یکدیگر مقایسه شده‌اند. مجموعه این داده‌ها نشان می‌دهد میزان رفت‌وآمد و فعالیت در جاده‌های کوه کلنگ طی سال ۲۰۲۶ از هر زمان دیگری از زمان آغاز ساخت این سایت بیشتر بوده است. این افزایش فعالیت با مرتفع‌تر و مستحکم‌تر کردن دهانه‌های تونل، بتن‌ریزی یا سخت‌سازی شبکه جاده‌ای داخل مجموعه، تقویت محدوده اطراف ورودی‌ها و هموار یا جمع‌کردن توده‌های خاک و سنگ حاصل از حفاری ارتباط دارد. بااین‌حال، این تصاویر نه ادعای انتقال سانتریفیوژها به داخل کوه را تأیید می‌کنند و نه می‌توانند آن را رد کنند. ادامه داشتن ساخت‌وساز، دیده نشدن تدابیر امنیتی داخلی بیشتر و نبود خودروها و تجهیزاتی که کاربردی غیر از کارهای ساختمانی داشته باشند، این احتمال را مطرح می‌کند که مجموعه زیرزمینی هنوز برای انجام غنی‌سازی آماده نشده باشد؛ البته اگر اساساً قرار باشد چنین کاری در آن انجام شود. برای تشخیص کاربری واقعی سایت باید رفت‌وآمدهای روزانه و الگوی فعالیت آن در یک بازه طولانی‌تر و با جزئیات بیشتری بررسی شود. کوه کلنگ عملاً یک مجموعه بسیار عمیق در دل یک کوه گرانیتی است و نابود کردن آن حتی با سنگین‌ترین مهمات غیرهسته‌ای آمریکا، از جمله بمب سنگرشکن GBU-57، بسیار دشوار خواهد بود. ادامه گزارش، تصاویر و داده‌های گزارش در کانال آرشیو

ادلب در دهه گذشته با یک «بحران مرکب» روبه‌رو بوده است: جنگ، جابه‌جایی اجباری جمعیت، فروپاشی خدمات عمومی و سپس بلای طبیعی. با
ادلب در دهه گذشته با یک «بحران مرکب» روبه‌رو بوده است: جنگ، جابه‌جایی اجباری جمعیت، فروپاشی خدمات عمومی و سپس بلای طبیعی. با عقب‌نشینی مخالفان از دیگر مناطق سوریه، این استان به محل تمرکز جمعیتی تبدیل شد که بخش بزرگی از آن را آوارگان چندباره تشکیل می‌دادند. در جریان عملیات نظامی آوریل ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۰، نیروهای حکومت اسد و روسیه برای بازپس‌گیری ادلب حملات گسترده‌ای انجام دادند؛ دیده‌بان حقوق بشر برآورد کرده است که این عملیات دست‌کم ۱۶۰۰ غیرنظامی را کشت، حدود ۱٫۴ میلیون نفر را آواره کرد و به خانه‌ها، مدارس، مراکز درمانی و بازارها آسیب زد. کمیسیون تحقیق سازمان ملل نیز در همین دوره ۱۴ حمله مؤثر بر مدارس و ۱۷ حمله به مراکز درمانی را مستند کرد و هم‌زمان، تخلفات گروه‌های مسلح مخالف از جمله هیئت تحریرالشام را نیز گزارش داد. پیامد این روند فقط تخریب فیزیکی نبود؛ تراکم شدید جمعیت، جابه‌جایی مکرر خانواده‌ها، پراکندگی معلمان و استفاده چندشیفته از مدارس، ظرفیت و کیفیت آموزش را هم فرسوده کرد. بانک جهانی تأکید می‌کند که در جوامع پس از جنگ، ثبت‌نام دانش‌آموزان ممکن است نسبتاً سریع بهبود یابد، اما افت کیفیت آموزش، ترک تحصیل و کمبود نیروی متخصص معمولاً بسیار ماندگارتر است. زلزله فوریه ۲۰۲۳ نیز شوک تازه‌ای به این ساختار فرسوده وارد کرد و بنا بر ارزیابی بانک جهانی، حدود ۲۱ درصد از کل خسارت مستقیم زلزله در سوریه به استان ادلب تعلق داشت. در چنین بستری، بازگشایی مدارس را نباید صرفاً یک پروژه عمرانی تلقی کرد؛ این اقدام بخشی از بازسازی «ظرفیت اجتماعی» ادلب است، زیرا هم دسترسی به آموزش را افزایش می‌دهد و هم یکی از پیش‌شرط‌های بازگشت و ماندگاری خانواده‌های آواره را فراهم می‌کند. با آغاز سال تحصیلی جدید، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بازگشت تدریجی زندگی به ادلب بازشدن دوباره درهای مدارس دیده می‌شود. روز ۳ سپتامبر، ۵۰ مدرسه در مناطق جنوبی، شرقی و شمالی استان پس از مرمت، تجهیز و تأمین لوازم اولیه آموزشی دوباره آماده پذیرش دانش‌آموزان شدند. هزینه این مرحله از محل کمک‌های جمع‌آوری‌شده در کارزار «الوفاء لإدلب» و مشارکت نهادهای مدنی تأمین شده و براساس گزارش‌ها، مؤسسات خیریه‌ای مانند «تیم ملهم» نیز در اجرای بخشی از پروژه‌ها، از جمله در کفرنبل، نقش داشته‌اند. وزیر آموزش سوریه هم اعلام کرده است که از زمان سقوط حکومت اسد تاکنون، در مجموع ۶۵۰ مدرسه در ادلب مرمت و وارد چرخه آموزشی شده‌اند؛ یعنی به‌طور میانگین کمی بیش از یک مدرسه در هر روز. گستردگی پروژه نشان می‌دهد که بازسازی ادلب فقط به احیای ساختمان‌ها محدود نمانده و آموزش به یکی از محورهای اصلی بازگشت اجتماعی تبدیل شده است. اهمیت این اتفاق فراتر از تعمیر دیوارها و کلاس‌هاست. در جوامع جنگ‌زده، مدرسه یکی از نخستین نهادهایی است که زندگی روزمره را دوباره منظم می‌کند؛ کودکان را به محیطی باثبات بازمی‌گرداند، بخشی از فشار خانواده‌ها را کاهش می‌دهد، امکان بازگشت آوارگان را بیشتر می‌کند و از عمیق‌ترشدن فقر آموزشی و نابرابری جلوگیری می‌کند. بازگشایی مدارس همچنین نشانه‌ای از همکاری میان نهادهای عمومی، سازمان‌های محلی، خیریه‌ها و کمک‌کنندگان عادی است؛ الگویی از بازسازی که به‌جای اتکا به یک پروژه نمایشی، از مجموعه‌ای از اقدامات کوچک اما پیوسته شکل می‌گیرد. بااین‌حال، بازسازی ساختمان فقط مرحله نخست است. پایداری این روند به تأمین معلم، پرداخت منظم حقوق، کاهش تراکم کلاس‌ها، دسترسی برابر دختران و پسران، کیفیت برنامه درسی و حفظ امنیت مدارس بستگی دارد.

برخی ارزیابی‌های اطلاعاتی غربی بر این باورند که ایران ممکن است در حال آماده‌کردن این مجموعه برای تبدیل آن به یک سایت اعلام‌نشده غنی‌سازی اورانیوم باشد و حتی احتمال داده شده که نصب سانتریفیوژها در داخل آن آغاز شده باشد. با این حال، این موضوع هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده و درباره وضعیت دقیق داخل تونل‌ها ابهام جدی وجود دارد. دونالد ترامپ طی ماه‌های اخیر چندین بار درباره کوه کلنگ صحبت کرده و حتی احتمال حمله به آن را مطرح کرده است. خود ترامپ نیز در ماه ژوئیه درباره انتقال سانتریفیوژها به این مجموعه گفت که چنین چیزی «ممکن است» رخ داده باشد. مسئله اصلی، عمق و استحکام فوق‌العاده این مجموعه است. کوه کلنگ در نزدیکی نطنز و زیر لایه‌های بسیار مقاوم سنگ ساخته شده و همین مسئله هدف قرار دادن بخش‌های زیرزمینی آن را بسیار دشوار می‌کند. حتی بمب سنگرشکن سنگین GBU-57 آمریکا نیز ممکن است قادر به نفوذ مستقیم و نابودی کامل تأسیسات زیرزمینی آن نباشد. بنابراین حتی در صورت حمله، «نابودی کامل» مجموعه موضوعی بسیار متفاوت از مسدودکردن ورودی‌ها، تخریب زیرساخت‌های سطحی یا مختل‌کردن فعالیت آن است.

سی‌ان‌ان می‌گوید تحلیل تصاویر ماهواره‌ای جدید نشان می‌دهد که فعالیت‌های ساخت‌وساز در سایت «کوه کلنگی» ایران امسال به‌طور محسو
+1
سی‌ان‌ان می‌گوید تحلیل تصاویر ماهواره‌ای جدید نشان می‌دهد که فعالیت‌های ساخت‌وساز در سایت «کوه کلنگی» ایران امسال به‌طور محسوسی افزایش پیدا کرده؛ جایی در نزدیکی تأسیسات هسته‌ای نطنز که ایران مدتی است در حال ساخت یک مجموعه بزرگ زیرزمینی در آن است. در تصاویر ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، ورودی تونل‌ها هنوز در حال ساخت دیده می‌شد، اطراف دهانه‌ها عملیات جاده‌سازی جریان داشت و محدوده امنیتی سایت هم کم‌کم شکل می‌گرفت. اما تا ۹ ژوئیه ۲۰۲۶، رفت‌وآمد خودروها و ماشین‌آلات به‌شدت بیشتر شده بود. شکل‌گیری یک مسیر جاده‌ای حلقه‌ای نشان می‌داد رفت‌وآمد منظم در سایت جریان دارد و در کنار آن، جاده‌های دسترسی مقاوم‌تر و صاف‌شدن توده‌های خاک و سنگ حاصل از حفاری، نشانه‌هایی بود که می‌گفت بخش عمده عملیات تونل‌زنی احتمالاً به مراحل پایانی رسیده است. تا ۹ اوت تغییرات بیشتری هم دیده می‌شد؛ از جمله بزرگ‌تر شدن کمپ ساخت‌وساز، اضافه شدن تجهیزات و فضاهای ذخیره‌سازی و ایجاد یک بچینگ‌پلانت جدید برای تولید بتن. این تغییرات نشان می‌دهد که حتی با وجود نشانه‌های پایان یافتن احتمالی مرحله اصلی حفاری، عملیات ساخت‌وساز در این مجموعه همچنان ادامه داشته است.: تحلیل تصاویر ماهواره‌ای جدید نشان می‌دهد که فعالیت‌های ساخت‌وساز در سایت «کوه کلنگی» ایران امسال به‌طور محسوسی افزایش پیدا کرده؛ جایی در نزدیکی تأسیسات هسته‌ای نطنز که ایران مدتی است در حال ساخت یک مجموعه بزرگ زیرزمینی در آن است. در تصاویر ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، ورودی تونل‌ها هنوز در حال ساخت دیده می‌شد، اطراف دهانه‌ها عملیات جاده‌سازی جریان داشت و محدوده امنیتی سایت هم کم‌کم شکل می‌گرفت. اما تا ۹ ژوئیه ۲۰۲۶، رفت‌وآمد خودروها و ماشین‌آلات به‌شدت بیشتر شده بود. شکل‌گیری یک مسیر جاده‌ای حلقه‌ای نشان می‌داد رفت‌وآمد منظم در سایت جریان دارد و در کنار آن، جاده‌های دسترسی مقاوم‌تر و صاف‌شدن توده‌های خاک و سنگ حاصل از حفاری، نشانه‌هایی بود که می‌گفت بخش عمده عملیات تونل‌زنی احتمالاً به مراحل پایانی رسیده است. تا ۹ اوت تغییرات بیشتری هم دیده می‌شد؛ از جمله بزرگ‌تر شدن کمپ ساخت‌وساز، اضافه شدن تجهیزات و فضاهای ذخیره‌سازی و ایجاد یک بچینگ‌پلانت جدید برای تولید بتن. این تغییرات نشان می‌دهد که حتی با وجود نشانه‌های پایان یافتن احتمالی مرحله اصلی حفاری، عملیات ساخت‌وساز در این مجموعه همچنان ادامه داشته است.

با جمع‌بندی اطلاعیه‌های رسمی، از آغاز جنگ تاکنون ۱۸ نفتکش مرتبط با ایران از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند: هفت نفتکش در مرحله نخس
با جمع‌بندی اطلاعیه‌های رسمی، از آغاز جنگ تاکنون ۱۸ نفتکش مرتبط با ایران از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند: هفت نفتکش در مرحله نخست محاصره، نفتکش Belma در ماه ژوئیه و ۱۰ نفتکش دیگر طی هفته اخیر. از میان ۱۰ مورد اخیر نیز تاکنون نام هشت نفتکش منتشر شده و هویت دو فروند همچنان نامعلوم است. مجموع ظرفیت اسمی ۱۶ نفتکش شناسایی‌شده به حدود ۲٫۶۶ میلیون تن DWT می‌رسد. با این حال، وضعیت همه این شناورها یکسان نیست؛ تاکنون تنها غرق‌شدن Kylo و Riesco مستند شده و درباره بیشتر موارد دیگر «ازکارافتاده» یا «غیرعملیاتی‌شده» وضعیتشان می‌باشد. براساس داده‌های MagicPort، شرکت ملی نفتکش ایران (NITC) در مجموع ۵۳ شناور در اختیار یا تحت مدیریت دارد که ۴۹ فروند از آن‌ها نفتکش‌اند. بنابراین اگر عدد ۱۸ را صرفاً با ناوگان NITC مقایسه کنیم، معادل حدود ۳۴ درصد کل شناورهای این شرکت و ۳۶٫۷ درصد نفتکش‌های آن خواهد بود. اما این مقایسه نباید به‌عنوان درصد واقعی تلفات شرکت ملی نفتکش ایران تفسیر شود، زیرا تعدادی از شناورهای هدف‌گرفته‌شده اساساً متعلق به NITC نیستند و در قالب ناوگان سایه فعالیت می‌کنند. اگر مبنای محاسبه را گسترده‌تر در نظر بگیریم و مجموعه ناوگان ملی را در کنار ۵۸۷ نفتکش خارجی مرتبط با تجارت نفت ایران قرار دهیم، تصویر متفاوتی به دست می‌آید. در این مقیاس، سهم این ۱۸ نفتکش حدود ۲٫۸ درصد از کل ناوگان مرتبط با تجارت نفت ایران است.

هشدار شماره ۱۳۱-۲۶ بامداد ۹ سپتامبر، گزارشی از اصابت یک پرتابه ناشناس به یک نفتکش در ۲۸ مایل دریایی جنوب‌شرقی الفاو عراق دریا
هشدار شماره ۱۳۱-۲۶ بامداد ۹ سپتامبر، گزارشی از اصابت یک پرتابه ناشناس به یک نفتکش در ۲۸ مایل دریایی جنوب‌شرقی الفاو عراق دریافت کرده است. فرمانده نفتکش گفته خدمه سالم هستند و فعلاً هم آلودگی یا پیامد زیست‌محیطی گزارش نشده و مقام‌ها در حال بررسی حادثه‌اند. نکته عجیب ماجرا محل حمله است؛ چون این نقطه در شمال خلیج فارس و نزدیکی آب‌های عراق قرار دارد و در مقایسه با کانون‌های پرریسک‌ترِ درگیری‌های دریایی اخیر، معمولاً منطقه نسبتاً امن‌تری محسوب می‌شد.

این نقشه موقعیت تقریبی گروه‌های ضربت ناو هواپیمابر و گروه‌های آماده آبی‌ـ‌خاکی نیروی دریایی آمریکا در سراسر جهان تا ۸ سپتامبر
این نقشه موقعیت تقریبی گروه‌های ضربت ناو هواپیمابر و گروه‌های آماده آبی‌ـ‌خاکی نیروی دریایی آمریکا در سراسر جهان تا ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ رو نشون می‌ده؛ اطلاعات هم بر اساس داده‌های خود نیروی دریایی آمریکا و منابع عمومی جمع‌آوری شده. جاهایی هم که کشتی‌های یک گروه از هم جدا شدن و هرکدوم در نقطه‌ای عملیات می‌کنن، روی نقشه موقعیت کشتی اصلی اون گروه در نظر گرفته شده. برای اینکه مقیاس ماجرا دستمون بیاد، کل نیروی رزمی دریایی آمریکا در حال حاضر ۲۹۰ شناور داره؛ ۲۳۲ شناور USS و ۵۸ شناور USNS که بخش دوم بیشتر کارهای پشتیبانی، لجستیک و ترابری رو انجام می‌ده. از کل این ناوگان، ۹۹ شناور در وضعیت استقرار عملیاتی قرار دارن؛ یعنی برای مأموریت در مناطق مختلف مستقر شدن. از این ۹۹ فروند، ۷۰ تا USS و ۲۹ تا USNS هستن. ۳۹ شناور هم جزو نیروهای مستقر در خارج از آمریکا هستن و ۶۰ شناور به‌صورت چرخشی اعزام شدن. در لحظه تهیه این گزارش هم ۷۱ شناور عملاً در دریا و در حال حرکت یا عملیات بودن؛ ۵۳ فروند از نیروهای مستقرشده و ۱۸ فروند در مأموریت‌های محلی.

به نظرم وضعیت جنگ دریایی روسیه و اوکراین تا حدی شبیه وضعیت امروز ایران و آمریکاست. اوکراین هم تلاش می‌کند با پهپادهای ارزان،
به نظرم وضعیت جنگ دریایی روسیه و اوکراین تا حدی شبیه وضعیت امروز ایران و آمریکاست. اوکراین هم تلاش می‌کند با پهپادهای ارزان، جنگ را به ناوها، نفتکش‌ها و مسیرهای اقتصادی روسیه بکشاند؛ با این تفاوت که حملات اوکراین واقعاً روی رفتار روسیه اثر گذاشته و بخش بزرگی از ناوگان دریای سیاه را وادار به عقب‌نشینی از کریمه کرده است. اما درباره ایران، بسیاری از حملات ادعایی هنوز مستقل تأیید نشده‌اند و فعلاً هم باعث تغییر رفتار یا کاهش حضور دریایی آمریکا نشده‌اند. پس شباهت در استفاده از جنگ نامتقارن و زدن کشتیرانی طرف مقابل است، ولی اوکراین تاکنون اثر عملیاتی ملموس‌تری ایجاد کرده است.

پیوست‌های مربوط به گزارش
+4
پیوست‌های مربوط به گزارش

تنگه هرمز همچنان خطرناک‌ترین نقطه منطقه است؛ مرکز مشترک اطلاعات دریایی در گزارش تا ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ سطح تهدید در تنگه را «شدید»
تنگه هرمز همچنان خطرناک‌ترین نقطه منطقه است؛ مرکز مشترک اطلاعات دریایی در گزارش تا ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ سطح تهدید در تنگه را «شدید» اعلام کرده و اقدام خصمانه تازه را بسیار محتمل می‌داند. آمریکا سه نفتکش مرتبط با ایران به نام‌های STARK 1، DOWNY و KYLO را هدف قرار داده که KYLO غرق شده است. تردد عادی کشتی‌ها همچنان بسیار پایین‌تر از میانگین تاریخی ۱۳۸ کشتی در روز است؛ بااین‌حال از ۳ تا ۵ سپتامبر، ۵۹ عبور با هماهنگی آمریکا انجام شده که نشان می‌دهد مسیر کاملاً بسته نیست، اما عبور امن بیشتر به هماهنگی و کنترل نظامی وابسته شده است. تا ۳ سپتامبر نیز آمریکا ۸۷ کشتی را تغییر مسیر داده، سه شناور را از کار انداخته و دو کشتی را بازرسی کرده بود. اختلال و جعل سیگنال‌های GPS و AIS هم در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان ادامه دارد؛ بنابراین خطر فقط حمله مستقیم نیست، بلکه گمراه‌شدن سامانه‌های ناوبری و اشتباه در شناسایی کشتی‌ها هم جدی است. در مقابل، سطح تهدید خلیج فارس و بخش‌های شرقی دریای عمان «متوسط» ارزیابی شده؛ یعنی فعلاً مرکز اصلی خطر خود تنگه هرمز و اطراف شبه‌جزیره مسندم است. گزارش کامل

در فاصله ۸ تا ۹ سپتامبر ۲۰۲۶، UKMTO سه هشدار پیاپی منتشر کرده که نشان می‌دهد تهدید علیه کشتیرانی تجاری در منطقه هم شدیدتر شده
در فاصله ۸ تا ۹ سپتامبر ۲۰۲۶، UKMTO سه هشدار پیاپی منتشر کرده که نشان می‌دهد تهدید علیه کشتیرانی تجاری در منطقه هم شدیدتر شده و هم گسترش جغرافیایی پیدا کرده است. ۸ سپتامبر ابتدا یک کشتی در تنگه هرمز درگیر حادثه‌ای مرتبط با فعالیت‌های نظامی شد و چند ساعت بعد، چند کشتی در شمال خلیج فارس و خلیج عمان هدف آتش با هدف از کار انداختن قرار گرفتند. سپس در ساعات اولیه ۹ سپتامبر، نزدیک بندر راشد امارات نیز یک شناور احتمالاً بر اثر برخورد پرتابه دچار آب‌گرفتگی و کج‌شدگی شد. با این حال، UKMTO هنوز عامل حملات، میزان دقیق خسارت و تلفات احتمالی را تأیید نکرده است.

فعالیت گروه‌های جهادی در سوریه، عراق و یمن طی هفت ماه نخست سال ۲۰۲۶ در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته حدود ۴۴ درصد کاهش یافته
فعالیت گروه‌های جهادی در سوریه، عراق و یمن طی هفت ماه نخست سال ۲۰۲۶ در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته حدود ۴۴ درصد کاهش یافته است؛ بااین‌حال، این گروه‌ها همچنان تهدیدی ماندگار برای ثبات خاورمیانه به شمار می‌روند. نقشه ACLED نشان می‌دهد که از ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئیه ۲۰۲۶، بیشترین تمرکز خشونت‌های جهادی با فاصله زیادی در سوریه بوده؛ جایی که ۴۸۰ رویداد و ۳۳۷ کشته ثبت شده و بیشتر حملات نیز در مناطق شمالی، شرقی و مرکزی کشور پراکنده بوده‌اند. پس از سوریه، یمن با ۱۵۵ رویداد و ۱۵۵ کشته قرار دارد و فعالیت القاعده در شبه‌جزیره عربستان و شاخه یمنی داعش عمدتاً در جنوب و شرق این کشور متمرکز بوده است. در عراق هم ۱۲۳ رویداد با ۱۷۰ کشته ثبت شده که نشان می‌دهد اگرچه تعداد حملات از سوریه کمتر بوده، میانگین تلفات هر حادثه بیشتر است. ترکیه تنها چهار رویداد داشته، اما همین حملات ۱۱ کشته برجای گذاشته‌اند. جغرافیای فعالیت جهادی محدودتر شده، اما هسته‌های داعش و القاعده هنوز در مناطق مرزی، بیابانی و نقاطی که کنترل دولت ضعیف‌تر است امکان تحرک و حمله دارند. توضیحات در مورد نقشه | نقطه‌های روی نقشه محل رویدادهای ثبت‌شده را نشان می‌دهند، نه قلمرو تحت کنترل این گروه‌ها؛ همچنین آمار روی نقشه کل بازه ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئیه ۲۰۲۶ را پوشش می‌دهد، درحالی‌که کاهش ۴۴ درصدی فقط از مقایسه هفت ماه نخست ۲۰۲۶ با دوره مشابه سال ۲۰۲۵ به دست آمده است.

سپاه در اطلاعیه شماره ۱۵ مدعی شده دو شناور آمریکایی، هشت نفتکش و ده کشتی «متخلف» را هدف قرار داده، اما متن اطلاعیه حتی از نظر
سپاه در اطلاعیه شماره ۱۵ مدعی شده دو شناور آمریکایی، هشت نفتکش و ده کشتی «متخلف» را هدف قرار داده، اما متن اطلاعیه حتی از نظر شمارش هم مبهم است؛ معلوم نیست سخن از بیست شناور است یا مجموعاً ده شناور که دو مورد آمریکایی و هشت مورد نفتکش بوده‌اند. مهم‌تر اینکه هنوز نام شناورها، محل دقیق اصابت، میزان خسارت، تصاویر قابل‌راستی‌آزمایی یا تأیید مستقلی از مالکان کشتی‌ها و نهادهای دریایی منتشر نشده است؛ بنابراین فعلاً با یک ادعای عملیاتی تأییدنشده روبه‌رو هستیم. در مقابل، ادعای آمریکا درباره هدف‌گرفتن هشت نفتکش ایرانی مستندتر است: سنتکام از حمله به Downy، Stark 1 و Kylo در ۵ سپتامبر و Kaviz، Charminar، Horizon 1، Riesco و Derya در ۸ سپتامبر خبر داده و تصاویر منتشرشده دست‌کم غرق‌شدن Riesco را نشان می‌دهد. پس تعبیر دقیق این است که هشت نفتکش هدف قرار گرفته و از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند، اما غرق‌شدن همه آن‌ها ثابت نشده است. بااین‌حال، مسئله اصلی تعداد اصابت‌ها نیست. در ادبیات راهبردی، واردکردن خسارت با ایجاد بازدارندگی تفاوت دارد. بازدارندگی زمانی شکل می‌گیرد که طرف مقابل از ترس هزینه‌های آینده، رفتار مشخصی را کنار بگذارد. یک حمله ممکن است از نظر تاکتیکی موفق باشد، اما از نظر راهبردی شکست بخورد، چون رفتار دشمن را تغییر نداده است. حتی اگر تمام ادعاهای سپاه را درست فرض کنیم، هنوز نشانه‌ای وجود ندارد که آمریکا از فشار دریایی عقب‌نشینی کرده باشد؛ برعکس، واشنگتن حملات خود را از سه نفتکش به پنج نفتکش افزایش داده و مارکو روبیو نیز گفته هر تلاش ایران برای حمله به شناورهای آمریکایی، با حذف نفتکش‌های بیشتری پاسخ داده خواهد شد. یعنی آمریکا فعلاً پاسخ ایران را هزینه‌ای قابل‌مدیریت می‌داند و در مقابل، دارایی‌های اقتصادی کمیاب و آسیب‌پذیر ایران را هدف می‌گیرد. البته حملات ایران کاملاً بی‌اثر نیستند؛ داده‌های کپلر نشان می‌دهد تعداد شناورهای حامل کالا که سه‌شنبه از تنگه عبور کردند به شش فروند رسیده؛ نصف میانگین ده‌روزه. این یعنی ایران هنوز می‌تواند شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و خدمه کشتی‌ها را بترساند و رفت‌وآمد تجاری را مختل کند. کاهش عبور کشتی‌ها، افزایش هزینه بیمه جنگی و اسکورت و فشار بر بازار انرژی نشان می‌دهد تهران هنوز توان ایجاد اختلال تجاری و ممانعت دریایی را دارد. اما ترساندن شرکت‌های کشتیرانی و خدمه نفتکش‌ها با وادارکردن دولت آمریکا به تغییر سیاست، دو دستاورد متفاوت است. مشکل دیگر، نامتقارن‌بودن این مبادله است: آمریکا نفتکش‌های بزرگ، کند و تقریباً بی‌دفاعی را می‌زند که مستقیماً در صادرات نفت ایران نقش دارند؛ درحالی‌که ایران برای هدف‌گرفتن ناوهای متحرک و حفاظت‌شده آمریکا باید موشک‌ها و پهپادهای ارزشمند مصرف کند، بدون آنکه نتیجه حمله همیشه روشن باشد. حمله به کشتی‌های تجاری کشورهای دیگر نیز هزینه را مستقیماً متوجه واشنگتن نمی‌کند و حتی ممکن است کشورهای بیشتری را برای حفاظت از کشتیرانی در کنار آمریکا قرار دهد. از دست رفتن هشت نفتکش صادرات ایران را برای همیشه فلج نمی‌کند، اما ظرفیت ذخیره‌سازی شناور، انتقال کشتی‌به‌کشتی، دورزدن تحریم‌ها و استقلال لجستیکی کشور را کاهش می‌دهد و بازگشت احتمالی ایران به بازار نفت را کندتر، گران‌تر و وابسته‌تر به واسطه‌های خارجی خواهد کرد. در نهایت، معیار موفقیت این نیست که چند هدف زده شده؛ باید دید آیا سرعت حملات آمریکا کاهش یافته، محاصره تغییر کرده، مسیر اسکورت عقب رفته یا واشنگتن به‌سوی خویشتن‌داری حرکت کرده است. فعلاً هیچ‌کدام دیده نمی‌شود. بنابراین جمع‌بندی دقیق این است: سپاه شاید توانسته باشد خسارت تاکتیکی و اختلال تجاری ایجاد کند، اما هنوز این خسارت را به اثر راهبردی و تغییر رفتار آمریکا تبدیل نکرده است. در بازدارندگی مهم نیست چند هدف زده شده؛ مهم این است که دشمن پس از آن، چه کاری را دیگر انجام نمی‌دهد.

لینک کار نمی‌کرد اصلاح کردم