Cabin 13
Открыть в Telegram
Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
234
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-130 дней
Архив постов
234
Hello everyone im AWAKE welcome to this episode of me surviving with one last piece of brain
234
من تا یه چیزی برای یکی میگیرم: میدونی برات چی گرفتم؟ اینطوریه اونطوریه این رنگیه نمیدونم دوسش داری یا نداری امیدوارم دوسش داشته باشی اگه به نظرت چیز مزخرفی برات گرفتم بگو اشکال نداره مطمئنی متنفر نیستی از کادوت علت پشت خریدش این بوده روراست باش با من
234
۱- کتاب یا سیگار
۲- جنایت و مکافات
۳- آخرین انار دنیا
۴- دوستان من
۵- تب
۶- سینما و مرگ: درباره نامیرایی و تصویر
۷- خشم شهری: شورش طردشدگان
۸- قاتل در باران
۹- چند گفتار درباره توتالیتاریسم
۱۰- طاعون
۱۱- دوست بازیافته
۱۲- چشم سگ
۱۳- سیرسه (تا نیمه خوانده شده)
۱۴- آگاهی، ذهن و نظریه در طراحی محیط (تا نیمه خوانده شده)
۱۵- داستان دو شهر
۱۶- آسایش در پناه معماری همساز با اقلیم
۱۷- مماس با اثر
۱۸- چنین گفت زرتشت
۱۹- صومعه درخت پرتقال
۲۰- نفوس مرده
۲۱- طبقه تن پرور
۲۲- در پیرامون خودمداری ایرانیان
۲۳- ژوزف استالین دیکتاتور اتحاد شوروی
۲۴- برادران کارامازوف (تا نیمه خوانده شده)
۲۵- بیرون در
۲۶- رویای عموجان
۲۷- دانشکدههای من
۲۸- سوگ مادر
۲۹- نازنین
۳۰- حصار و سگهای پدرم
۳۱- ارلاندو
۳۲- دوئل
۳۳- موسیو ابراهیم
۳۴- صدسال تنهایی
۳۵- جای خالی سلوچ
۳۶- شرق بهشت
۳۷- پسر نپتون
۳۸- نشان آتنا
39- these violent delights (تا نیمه خوانده شده)
40- the bell jar (تا نیمه خوانده شده)
41- six of crows
42- hell bent
43- lady macbath
234
یه لیست درست کرده بودم از کتابهایی که تا انتهای امسال میخوام بخونم. یک سریشون خونده شدن و یک سری هنوز نه. میخوام لیست رو بذارم اینجا که پایان سال چک کنم ببینم چقدرشونو توی این بلبشو موفق شدم تموم کنم.
234
یک کاری قراره بکنم که یا خیلی جالب و جذاب خواهد بود یا هم که هیچی نخواهد شد (آنیتا گفت انقدر بترس که هیچکدوم از کارهایی که میخوای رو انجام ندی و من به یک جاییم برخورد پس انجامش خواهم داد)
234
توی رمان سیرسه از مدلین میلر، رابطه سیرسه و پرومته یکی از کوتاهترین اما مهمترین روابط کتابه. برخلاف خیلی از شخصیتها، پرومته تقریبا هیچوقت نقش پررنگی در ادامه داستان نداره، اما تاثیرش همچنان در ادامه روی ذهن و تصمیمهای سیرسه میمونه.
وقتی سیرسه هنوز دختری منزوی و تحقیر شده توی کاخ هلیوسه، پرومته رو میبینه که به خاطر دزدیدن آتیش برای انسانها شکنجه میشه. برخلاف خدایان دیگه که از رنجش لذت میبرن یا بیتفاوتن، سیرسه بهش نکتار میده. پرومته اولین خداییه که سیرسه در اون مهربانی رو کنار قدرت میبینه؛ خدایی که حاضر میشه برای موجوداتی که حتی همردهی خودش نیستن رنج بکشه. همین باعث میشه نگاه سیرسه به انسانها و حتی به خودش تغییر کنه.
پرومته هیچوقت مستقیم چیزی به سیرسه یاد نمیده، اما حضورش توی ذهنش مثل یک قطبنماست. وقتی همه خدایان انسانها رو موجوداتی حقیر میدونن، پرومته ارزش دیدنشون رو به سیرسه نشون میده. بعد از تبعید، هربار که سیرسه میون بیرحم بودن مثل خانوادهاش یا دلسوز بودن مردد میشه، میتونیم رد همون تاثیر رو توی تصمیماتش ببینیم.
مدلین میلر رابطه این دو رو به شکل یه معلم و شاگرد ننوشته؛ بیشتر شبیه اینه که پرومته جرقهای رو توی ذهن سیرسه روشن میکنه و بعد کنار میره. باقی کتاب روایت رشد همون جرقهست. اگر پرومته نبود احتمالا سیرسه هم مثل تایتانهای دیگه فقط خدایی مغرور و بیاعتنا میموند، اما اون اولین کسی بود که به سیرسه نشون داد قدرت بدون شفقت هیچ ارزشی نداره.
234
I ache to surrender to love with the tenderness of a poem, to let it claim every corner of me. But the fear of being breakable teaches me the language of monsters long before love ever learns my name.
234
ولی البته که من نمیتوانستم بمیرم. من به زندگی ادامه میدادم و هر زخمی پس از زخمی دیگر را تحمل میکردم.
