ru
Feedback
مردی نشسته در ایوان؛

مردی نشسته در ایوان؛

Открыть в Telegram

@Mardineshastadarivanbot

Больше
Иран106 710Категория не указана
952
Подписчики
+3124 часа
+2877 дней
+70430 день
Архив постов
خدای باروخ اسپینوزا می‌گه: کاری که من می‌خواهم انجام دهی این است که از زندگی لذت ببری. من از تو می‌خواهم آواز بخوانی و لذت ببری. از همه چیزهایی که برای تو ساخته‌ام. دیگر از رفتن به آن معابد تاریک و سرد که خود ساخته‌ای دست بردار و نگو آن‌جا خانه‌ی خداست. خانه‌ی من در کوه‌ها، جنگل‌ها، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و سواحل است. من در همه‌جا با تو زندگی می‌کنم و عشق خود را به تو ابراز می‌کنم. از سرزنش خود در زندگی  دست بردار. من هرگز به تو‌ نمی‌گویم مشکلی داری یا گناه‌کاری یا رابطه‌ی معقول تو چیز بدی است چون ترا عاقل خلق نمودم. رابطه هدیه‌ای است از طرف من به تو و با آن می‌توانی عشق، وجد و شادی خود را ابراز کنی. پس مرا بخاطر هر آن‌چه باور تو را برانگیختند سرزنش نکن. خواندن متون مقدس، ادعایی را که هیچ ارتباطی با من ندارند متوقف کن. اگر نمی‌توانی مرا در طلوع آفتاب، در منظره‌ای، در نگاهِ دوستان یا در چشمان پسرت یا ذره ذره‌ی وجودت دریابی، در هیچ کتابی پیدا نخواهی کرد. دیگر از من نپرس که چگونه کارم را انجام می‌دهم‌. به عقلت رجوع کن! خواهی فهمید. دست از ترس من بردار، من تو را نه قضاوت می‌کنم، نه انتقاد، نه عصبانی می‌شوم و نه اذیت می‌شوم. من عشق خالص هستم. تقاضای بخشش را متوقف کن! چیزی برای بخشش وجود ندارد. اگر تو را ساخته‌ام، پر از احساسات، محدودیت‌ها، لذت‌ها، نیازها، ناسازگاری‌ها و اراده آزاد و اندیشمند ساخته‌ام. اگر به چیزی که در تو قرار داده‌ام پاسخ‌دهی چگونه می‌توانم تو را سرزنش کنم؟ چگونه می‌توانم تو را مجازات کنم که چرا این‌گونه هستی؟ اگر من آنم که تو را ساخته، فکر می‌کنی آیا می‌توانم مکانی برای سوزاندن همه فرزندانم که  رفتار بدی داشته اند ایجاد کنم؟ چه خدایی این کار را  می کند؟ به همسالان خود احترام بگذار و آنچه را برای خود نمی‌خواهی برای دیگران هم نخواه. تنها چیزی که از تو می خواهم این است. به زندگی خود توجه کن! هوشیاری راهنمای توست. محبوب من، این زندگی نه امتحان است، نه یک قدم در راه، نه یک تمرین و نه مقدمه ای برای بهشت. این زندگی در این‌جا و اکنون تنها چیزی است که به آن نیاز داری. من تو را کاملا با اراده آزاد و عقل خلق کرده‌ام، نه جایزه و مجازاتی، نه گناه و فضیلتی، هیچ کس سابقه‌ای را ثبت نمی‌کند. در زندگی کاملا آزادی. بهشت یا جهنم؟ من به تو نمی‌گویم که آیا چیزی بعد از این زندگی وجود دارد یا نه، اما می‌توانم یک نکته را به تو بگویم: طوری زندگی کن که انگار بعد از این زندگی چیزی نیست. این تنها شانس برای لذت بردن و دوست داشتن است. بنابراین، اگر بعد از این چیزی وجود نداشته باشد، از فرصتی که به تو داده ام لذت خواهی برد و اگر وجود دارد، مطمئن باش که نمی‌پرسم که آیا رفتار صحیحی داشته‌ای یا اشتباه، من می‌پرسم. خوشت آمد؟ خوش گذشت؟ از چه چیزی بیشتر لذت بردی؟ چی یاد گرفتی؟ به چه حدی از کمال رسیدی؟ دیگر از اعتقاد به من دست بردار. ایمان، فرض و حدس و تخیل است. من نمی‌خواهم به من ایمان داشته باشی، می‌خواهم که به خود ایمان داشته باشی. می‌خواهم وقتی معشوق خود را می‌بویی، وقتی دختر کوچک خود را لمس می‌کنی، وقتی سگ خود را نوازش می‌کنی، وقتی در دریا استحمام می‌کنی مرا در خود حس کنی. دیگر از تعریف و تمجید من دست بردار، فکر می کنی من چه نوع خدای خودخواهی هستم؟ حوصله ستایش ندارم. خسته شدم از تشکر،  احساس قدردانی می‌کنی؟ این را با مراقبت از خود، سلامتی، روابط خود و دنیا ثابت کن.  شادی را ابراز کن! این، راهِ ستایش من است. دیگر چیزهای پیچیده را متوقف کن و آن‌چه را در مورد من  آموخته‌ای یک بار دیگر مرور کن. به چه معجزات بیشتری نیاز داری؟ این همه توضیح؟ تنها چیز مطمئن این است که تو این‌جایی ‌و زنده، و این دنیا پر از شگفتی است. پس، انسان باش و زندگی کن!

نوشته‌ای دارید برایم بفرستید؟ یا عکسی؟ موزیکی؟ شعری؟ خاطراتی؟ نامه‌ای؟ هرچه... http://t.me/HidenChat_Bot?start=840793562

Man Bayad Miraftam Mohsen Chavoshi.mp33.48 MB

«من مردم را دوست دارم. همه را. فکر می‌کنم آن‌ها را همان‌طور دوست دارم که یک مجموعه‌دارِ تمبر، مجموعه‌اش را دوست دارد. هر داستان، هر اتفاق، هر گفت‌وگو، برای من مادهٔ خام است. عشق من نه کاملاً بی‌طرف و غیرشخصی است، و نه کاملاً شخصی و ذهنی. دلم می‌خواهد جای همه باشم؛ یک معلول، یک انسان در حال مرگ، یک روسپی، و بعد برگردم و افکار و احساساتم را از منظر همان شخص بنویسم. اما من همه‌چیزدان نیستم. باید زندگیِ خودم را زندگی کنم، و این تنها زندگی‌ای است که هرگز خواهم داشت. و نمی‌توان همیشه با کنجکاویِ عینی و بی‌طرف، به زندگیِ خود نگاه کرد...»

خدا گِل انسانِ خاورمیانه‌ای را با غم، اندوه، درماندگی، بی‌چارگی و البته یه‌خورده شادی گذرا ساخته!

روفقا زندگی از آن سختی که ما فکر می‌کنیم، سخت‌تره!

4_5908913983183658713.mp32.67 MB

ذات آدمی بیزار است از خو گرفتن به هیاهوی این جهان خاکی و دربندبودگی در این منزلگاه؛ در عوض، آنچه آدمی می‌جوید و نمی‌یابد همچون مِهی، همچون هاله‌ای رازآمیز و چون جانِ بی‌قرار کوهساران رام‌نشدنی است. فراق بهشت، لوسی‌جونز

264.mp33.44 MB

sticker.webp0.05 KB

دیداری داشتم با آقای داستایوفسکی😁
دیداری داشتم با آقای داستایوفسکی😁

باز هم داستان دیگری نوشتم که فکر می‌کنم حالا حالا ها کار دارد!

شبیه ببر ماده‌ای که عطش گرسنگی سلول به سلول بدنش را فراگرفته باشد، به من حمله‌ور شد و بوسه‌اش را با شدتی هرچه تمام روی لبانم کاشت. ـ آن سوی جنون ـ جواد سپاهی

ام‌روز خورشید مهربون شده بود، از احوال‌پرسی باهام دست بر نمی‌داشت!🫩♨️ قشنگ آثار پخته شدگی رو می‌شه روی جلدم دید🤦

گاهی زندگی همین قدر بی‌رحم و بی‌انصاف است.

photo content

تعدادی از اکانت‌های غیرفعال را از چنل حذف کردم.

‎⁨هایده،_پیانو_–_عشقِ_دورغین؛⁩.mp310.01 MB

Googoosh – Mah Pishooni.mp38.24 MB