هَسْتیـشِناسی
Открыть в Telegram
جایی برای جستوجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
301
Подписчики
Нет данных24 часа
+57 дней
-530 дней
Архив постов
کسی که از ابتدا تنهایی را آموخته باشد، شاید در نگاه دیگران قدرتمند باشد؛ اما چه کسی میداند که شاید هرگز اعتماد کردن را نیاموخته باشد.
پرندهی کوچکی که از ترسِ سقوط، هرگز بال هم نزد؛
و حتی نفهمید که بال دارد.
— هَسْتیـشِناسی
و در نهایت،
شاید شکست خوردن توی داستانِ موردعلاقهت،
بهتر از پیروز شدن
توی داستانِ یه غریبه باشه!
— هَسْتیـشِناسی
و حالا اگر به قدری باهوش باشی که متوجه این موضوع بشی، باز هم همهچیز تموم نمیشه. اینجا باز دو تا راه داری.
چون وقتی انتخاب میکنی که دیدگاهت به زندگی رو خودت بسازی، در واقع داری مسئولیت زندگی خودت رو هم بر عهده میگیری.
چون اگر بعد از سالها دیدگاهی که برای خودت ساختی اونجوری که میخواستی پیش نره، یههو به خودت میای و میبینی تنها کسی که میتونی یقهش رو بگیری خودتی. نمیتونی این رو گردن هیچکس دیگهای بندازی؛ چون میدونی خودت تصمیم گرفتی دنیا رو اینجوری ببینی.
و این یه مسئولیت خیلی بزرگه؛ برای همینه که خیلی از آدما هیچوقت شجاعت این رو به خودشون نمیدن که دیدگاهشون به زندگی رو خودشون بسازن. تصمیم ترسناکیه.
خیلی راحتتره بذاری جامعه، والدین و آدمهای دیگه این کار رو برات بکنن؛ چون اونوقت اگر توی زندگی ببازی، همیشه میتونی یه نفر دیگه رو مقصر بدونی.
از این جهت، انتخاب اینکه دیدگاهت به زندگیت رو خودت بسازی، هم آزادی بزرگیه و هم مسئولیت بزرگی.
چون آزادی همیشه با مسئولیتهای بزرگ همراهه.
— هَسْتیـشِناسی
و پیرو متن قبلی، این موضوع دو تا بخش داره؛ یه بخشش خیلی غمناکه و یه بخشش خیلی آزادیدهنده.
اون بخش غمناک و دردناکش اینه که وقتی به این نتیجه میرسی که ما آدمها اصلاً مثل هم دنیا رو نمیبینیم. حتی دو آدم دوقلو که توی یه خانواده و یه شرایط بزرگ شدن، باز هم توی یه دنیا زندگی نمیکنن و زندگی رو یکجور تجربه نکردن.
با وجودی که از بیرون به نظر میرسه کنار همیم، از درون در واقع هر کدوم داریم توی دنیای خودمون زندگی میکنیم و همین حس تنهایی میده. شاید به خاطر همینه که آدمها اینقدر دنبال آدمهای شبیه خودشون میگردن.
ولی یه بخش خیلی آزادیدهنده هم داره؛ اینکه حالا که میتونیم تصمیم بگیریم دنیا چه حقیقتی داشته باشه، این آزادی رو داریم که سازندهی دیدگاهمون به زندگی باشیم. میتونیم از خودمون بپرسیم: این دیدگاهی که الان دارم زادهی تربیتمه، افکارمه یا انتخاب خودمه؟
و شاید آزادی همین باشه؛ اینکه خودت سازندهی اون عینکی باشی که قراره ازش زندگی رو ببینی.
— هَسْتیـشِناسی
بعضی از ما وقتی میخوایم بگیم «ما واقعبینیم»، انگار داریم دربارهی یه واقعیت واحد حرف میزنیم؛ انگار یه نقطهی واحد توی این دنیا وجود داره که باید بهش برسی و بعد همهمون میتونیم از اون دیدگاه به جهان نگاه کنیم.
اما حقیقت اینطور نیست.
به نظر من تا حد زیادی اینکه واقعیت از نگاه تو چه شکلیه، بستگی داره به جایی که بزرگ شدی، گذشتهات، خانوادهات، فرهنگت، کتابهایی که خوندی، دوستات و محتواهایی که به ذهنت میدی و کلی عامل دیگه.
در واقع ما واقعیت رو نمیبینیم؛ واقعیت رو از جایگاهی که خودمون توش هستیم میبینیم.
پس حتی وقتی یکی میگه «من واقعبینم» یا «من آدم منطقیای هستم»، داره واقعیتی رو میبینه که از فیلترهای ذهن خودش گذشته. فیلترهایی که خیلی وقتها حتی خودش هم از وجودشون خبر نداره.
بنابراین خیلی عجیبه که فکر کنیم چون من خودم رو واقعبین میدونم، پس هرجوری که من به زندگی نگاه میکنم حقیقت داره و دیدگاه بقیه جعلیه.
شاید چیزی که یه نفر «واقعیت» مینامه، فقط واقعیتی باشه که به اون آدم متعلقه.
— هَسْتیـشِناسی
