منِاو؛
Открыть в Telegram
به نام خالق چشمان او 🦢 ! شاید اینجا حرفای نگفته ات باشه .. رندوم های یک فاطمه ی رندوم 🧘🏻♀️
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
630
Подписчики
-124 часа
-47 дней
-1230 дней
Архив постов
630
دیدی دارم چطور فکر میکنم
دیدی شبو روزامو چجوری طی میکنم
دیدی؟؟
دیدی چقدر عاشقت بودم
ولی وقتی ازت پرسیدم میگفتی فک نکنم
منی ک دود تو ریم سری پرمیشد
منی ک دیونت میشد خل میشد
منی ک عصب میزدم روی کوچیک ترین چیز
این من فقد واسه تو کصخل میشد
تو دیدی روزام همه حاجی پرغمه
ندیدی گریه میکردم واسه همه
همه میگفتن درداشونو یکی یکی
ولی من بجای دردو دل خالی میکردم تو دلم هی
تو اومدی تسکین دادی ب این دلپیرم
چشام هی میدید ادمارو با دل بی رحم
ولی تو اومدی با دستای کوچیکت لو دادی
ک منم عاشقتم و از دنیا سیرم
میدونی چقدر قشنگت چشات؟!
یا طرزه درسته نگات؟!
میدونی چقدر قشنگه اون خندیدنت
میشه برای ما بخندی یه بار؟؟
میگیرم دستای کوچیکتو عیب ک نی
بانو ما واسه تو میزنیم سکته ریز
ولی قول بده جای قلب نیاز داشتی
قلبه دیگه هدیه میدم چیزی نیس
ولی دختر بابا نره یادت
من هستم تو غماو شادیای دورت
یه وقت کم نیاری پیشتم بابا
حتی با اخلاقه خلت
دردو غمات مال من
دنیات رنگی گل من
عاشق اون کنجه لبتم
اره وقتی میخوره ب لبه من :)🤍
630
همه ادمای در درون خودشون یه بچه کوچولو دارن ک ب کمتر کسایی توی زندگیشون نشونش میدن
و وقتی اون بچه کوچولورو نشون طرف مقابلشون میدن یعنی خیلی وابسته و عاشق طرف مقابلشونن
و من هر وقت برای کسی اون بچه کوچولو رو رو نمایی کردم بگا رفتم
تو یه نفردیگه دل بچمو نشکون خب؟! :)
630
همیشه اون بیشعوری باشین که همه مواظبن که براش سوءتفاهم پیش نیاد نه اون مهربونی که هر کی به خودش اجازه میده دلش رو بشکنه.
630
من گفتم عیبی نداره، ولی بعدش دیگه از ته دل نخندیدم، دیگه نتونستم اعتماد کنم، یه قسمتی از من برای همیشه از دست رفت، ذوقم کور شد، برقِ چشمام خاموش شد، من گفتم عیبی نداره ولی تا دلت بخواد عیب داشت.
