𝖻𝖺𝖼𝗄𝗒𝖺𝗋𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾n
Открыть в Telegram
313
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
از اونور هیا داره باعث میشه زندگیم رو بیخیال بشم برم fairy village بریزم فقط چون خیلی بامجست
خسته نباشی خیلی قشنگ و کامل توضیحش دادی، باعث شدی بخوام حتی بیشتر دربارش بدونم :(
اومفی یه شب رندوم تصمیم گرفت لور اثل کین رو دراپ کنه و من امروز دارم با قیافه 😧 میخونمش، چون واقعا 😧.
و جالبه که چطور مغز انگار به خودی خود سعی میکنه اوضاع رو بدتر کنه، من یه گوشه نشستم و اون بدترین و وحشتناک ترین سناریو ها رو میچینه و تصور میکنه تا جایی که باور کنی همش منطقی به نظر میآد
تقریبا نیم ساعت پیش به حدی رسیده بود که رسما به بدترین شکل ممکن وحشت کرده بودم و باور کرده بودم که اگه بخوابم قراره اتفاقی برای خانوادم بیفته، پسر جدی چه مرگمه؟
نه فقط ناخودآگاهم، بدنم هم ترسیده، شبیه حالت جنگ و گریز اضطرابی هم نیست، به کل برام حس غریبیه و این قضیه اصلا جالب نیست
میخوام بخوابم وای انگار ناخودآگاهم از یه چیزی ترسیده، حس نمیکنم نزدیک پنیک اتک یا همچین چیزی باشم ولی به وضوح ترس رو احساس میکنم و نمیدونم دلیلش چیه
بعدا کامل تر و قشنگ تر تایپشون میکنم که مطمئن بشم همه چیز رو کامل و درست گفتم و برای شما هم راحت تر باشه
هر چیزی که به ذهنم رسید رو گفتم و یه سریا تجربه شخصی خودمه، یه سری چیزا رو تازه یاد گرفتم و خب قطعا یه قسمتایی منظور رو درست نرسوندم که ببخشید☝️🏻
دوتای آخری درباره تمرکزن و دوتای اولی درباره برنامه ریزی و نقشه ذهنی ان، امیدوارم حتی یه کوچولو هم که شده کمکتون کنه
