ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

!Exulansis

!Exulansis

Закрытый канал

@exul1bot Playlist: @EX2UL

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
226
Подписчики
-224 часа
-177 дней
-5930 дней
Архив постов
در روز دختر یک دختر از این همه دختر زیبا در جهان به ما نمیرسد؟

چه خبر است هر روز روز دختر است ولی ممنون از شما

https://t.me/EX1UL/24869 روز دخترر

چه روزیست امروز

ولی گاهی قدرت دلتنگی زیاد است

بسیار عالی قبول دارم

روزت مبارکککککک دینااااا جونی

Голосовое сообщение01:06

😂😂😂😂

تابعم که نباشی ما دیگه تورو بررسی نمیکنیم.

Видеосообщение00:24

Видеосообщение00:25

Видеосообщение00:27

فوروارد های آخر رو بزنید امشب خط میخوره.

اون باید خبر بگیره از من نه من

عالی بوددد

Голосовое сообщение01:20

https://t.me/EX1UL/24850 یعنی چی دینا آدم زود زود خبر میگیره زشته😂😂

دینا فکر کنم این رو ندیدی. دنبال چی می‌گردی؟ چیزی رو جا گذاشتی؟ مگه نمی‌دونی آدم وقتی چیزی زیادی دورش بوده باشه اون رو یادش می‌ره. دقیقاً درست مثل موقعی که وقتی یه چیزی رو از جایی خریده باشی؛ می‌تونی پس بفرستی؟ نه، با بودنش هرچقدر هم روی مخت باشه کنار میای. چون یاد می‌گیری، گاهی اوقات نیازه خودتو عادت بدی به چیزی که ازش متنفری. ولی خب من برای تو این‌جوری نبودم و نیستم. یعنی هیچوقت باهام کنار نیومدی، شبیه یه لباس کهنه شده بودم که هرگز اون رو نپوشیده بودی؛ اما به طرز دردناکی دلت رو می‌زد. حرفای تکراری نمی‌زنم، ازم خسته شده بودی. برای همین الان شبیه یه خاطره قدیمی از ذهنت بیرونم انداختی. گلایه نیست باور کن، فقط خسته شدم. از چی؟ خب آره از چی؟ چه‌چیزی می‌تونه باعث این بشه که این‌روزا رد بدم. خب آره تو، تویی که نمی‌خوای برگردی و اجازه نمیدی فراموش بشی. ترسیدی، توی چشمات ترس رو موقع رفتنت و خداحافظی کردنم دیدم. همین هم برای من خیلی‌ درد داشت و هنوز هم جای زخمت خوب نشده. یعنی من نذاشتم که بسته بشه و همه‌چیز رو از یاد ببرم. نمی‌دونم چرا پای تو که وسط کشیده میشه. انگار تا اون موقع هیچی نبودم. هیچ‌وقت نفس نکشیدم، زندگی نکردم، کتاب نخوندم، آهنگ گوش ندادم، روزارو بد گذروندم. می‌فهمی؟ نباشی چه حسی دارم. وقتی نیستی و نمیای چیزی کم دارم. همه‌چیزم بودی اما هیچیِ‌ تو نبودم و نیستم. نبودنِ طولانیت حس همه‌چیز رو از شرم انداخته. حوصله‌ی چیزای نو رو ندارم و همین ناراحتم کرده. قدیمی بودنت شبیه یه ننگ زیر‌ میزی زده که با عشق چیدم. بهت اهمیت دادم؛ برخلافِ همه‌ی آدمایی که باهاشون بد رفتار می‌کردم و قلبشون رو می‌شکستم. باهات اونقدر قشنگ برخورد کردم که حتی یه چیزی از درونم به صدا دراومد؛ می‌خواست زودتر تموم بشه.

دهنم سوختت