𝘴𝘰 𝘸𝘩𝘢𝘵?🐈⬛ྀིྀི
Открыть в Telegram
207
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
-1330 дней
Архив постов
مرا در شخص دیگری جستوجو خواهی کرد،
ولی نخواهی یافت؛
نه بهخاطر اینکه دیگران بد هستند
یا من بینقص بودم،
بلکه چون هر قلبی فقط یکبار خانهٔ واقعیاش را پیدا میکند.
تو میگردی میان لبخندها، نگاهها، حتی بوسهها
دنبال چیزی که فقط در من بود؛
آن درکِ بیقید و شرط، آن صبوریِ خسته،
آن عشقی که خودم را در آن فراموش کرده بودم.
و روزی، وسطِ یک گفتوگوی بیاهمیت با کسی دیگر،
ناگهان سکوت میکنی و یادم میافتی؛
نه با نفرت، نه با خشم،
که با حسرتی عمیق
که فقط کسانی درک میکنند
که عشقِ واقعی را از دست دادهاند
و دیگر هیچوقت شبیه آن را پیدا نخواهند کرد.
توصیه می کنم وقتی به یک نفر
یک موردی رو بارها گفتید
ولی توجه نکرده، دیگه نگید.
اون اگه می خواست توجه کنه و انجام بده، بعد از اولین یا دومین تذکر تغییر می کرد.
اون، همون اول که گفتید متوجه حرفتون شده.
اگه توجه نکرده یعنی نخواسته؛
تمام.
برعکس خیلیها که میگن آدمها رو تو سفر میشه شناخت من میگم آدمها رو در موقعیتهای آنی و یهویی میشه شناخت. سفر که برنامه ریزی شدهاست. آدمها رو باید تو واکنشهای ناگهانیشون نسبت به مسائل شناخت. وقتی تو رستوران نوشیدنیات میریزه، وقتی کلیدت رو جا میذاری، وقتی اشتباهی میکنی، چیزی رو فراموش میکنی دقیقا زندگی همین جاهاست و هنر اصلی، پاسخ درست به این موقعیتهای پیش بینی نشده است...
سختتر از خود گریه اون گریهایه که نمیاد، همه وجودت رو گرفته ولی از چشم بیرون نمیاد.
فقط کلمات میتونن عمیقترین فاصلهها رو بین آدما بندازن. گاهی با گفتنشون، گاهی با نگفتنشون.
