″یادهایِ ماندِگار
Открыть в Telegram
🤍.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
780
Подписчики
+224 часа
+87 дней
+12230 дней
Архив постов
یه روزایی از خواب بیدار میشم و میبینم نمیتونم،معلوم نیست چیو نمیتونم؛فقط نمیتونم...
Repost from 𝗅𝗈𝗌𝗍 𝗂𝗇 𝗅𝗒𝗋𝗂𝖼𝗌
فور کن اینجا و اینجا جوین شو تا بزارمت فولدر
L ; 100 چنل اولدوتا چنلا ان میوت شن 🧩 این باتم استارت کن
Repost from N/a
در این حافظه آدم و اسم زیاد هست، ولی راستیتاش جز تو، هیچکدامشان را دوست ندارم.
تو میخندی عزیزم، من بیصدا میمیرم. توازنی بین ماست که باید رعایت شود، قاعده ی حاکم بین شعله کشیهای تو و سوختنِ من.
مگر مرا سرمایهای جز رویای تو باقی مانده؟
مردنیتر از همیشهام عزیزم، مرا محکمتر، مرا جانانهتر ببوس.
شکل همهی لبخندهای پژمردهام، ذوقی که از پاییز پارسال کور شد و دیگر برنگشت. شکل اتمامم، حرکتی که ایستاد. شکل جوانی که تلفاش کرد این اقلیم.
اما شرم به ما، که تا عشق رفتیم و عاشق نماندیم.
میترسم که در انتها، خودش را ببخشم، ولی خودم را خیر...
میترسم دیر برسی، عشق تو معشوقه ات را بکشد.
ببخشید مرا بابت زشتی، فعلا زیبایی درخور همراهی تو در توانم نیست:)
ولی تو چه مصرانه، رویا ماندی در سرم...
ندانستم قدرِ آهنگهای مضموندارت به من را، ندانستم قدرِ مقصودت از هر قطعه، حالا تو نیستی و من، تا به ازل، سکوت است مجازاتم و مرور خاطراتم با تو، مرور عکس ها و گریستن برای روزهایی که بودی....
شما میگین استاک کردن،من میگم بررسی سوابق و شواهد موجود جهت شناخت بهتر فرد موردنظر.
