𝖱𝗎𝗁𝗎𝗆𝖽𝖺𝗇 𝖤𝗓𝗀𝗂𝗅𝖾𝗋
Открыть в Telegram
𝖬ü𝗓𝗂𝗄 𖥲 𝖣𝗎𝗒𝗀𝗎𝗅𝖺𝗋 ⊹ 𝖧𝖺𝗍ı𝗋𝖺𝗅𝖺𝗋 ༺ 𝖡𝖺𝗓𝖾𝗇 𝖻𝗂𝗋 ş𝖺𝗋𝗄ı, 𝖻𝗂𝗋 𝗂𝗇𝗌𝖺𝗇𝖽𝖺𝗇 𝖽𝖺𝗁𝖺 ç𝗈𝗄 ş𝖾𝗒 𝖺𝗇𝗅𝖺𝗍ı𝗋 *ཻུ۪۪ ➺ t.me/HidenChat_Bot?start=472611244
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
171
Подписчики
-124 часа
-137 дней
-2730 день
Архив постов
تو نامه ی آخرش نوشته بود:«عمیق ترین و دردناک ترین زخم های تن و روحِ من، از "تو" و "وطن" است.»
Son mektubunda şöyle yazmıştı:
Bedenimin ve ruhumun en derin ve en acı yaraları, “sen”den ve “vatan”dan geliyor.
نمیدانم چه خواهد شد؛ راستش را بخواهید دیگر برایم اهمیتی ندارد. من برای تمام احتمالات زندگی خستهام.
ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدمهای دیگر.
فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدمهای دیگر.
که جایی که آنان راه می رفتند، ما میدویدیم، جایی که آن ها میدویدند، ما سینه خیز میرفتیم.
آنان برای رشد و رفاه میجنگیدند و ما برای بقا، تمام مردم جهان زندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.
عباس معروفی
من به چشمهای بیقرارِ تو قول میدهم:
ریشههای ما به آب
شاخههای ما به آفتاب میرسد،
ما دوباره سبز میشویم!
قیصر امینپور
