ru
Feedback
𝖱𝗎𝗁𝗎𝗆𝖽𝖺𝗇 𝖤𝗓𝗀𝗂𝗅𝖾𝗋

𝖱𝗎𝗁𝗎𝗆𝖽𝖺𝗇 𝖤𝗓𝗀𝗂𝗅𝖾𝗋

Открыть в Telegram

‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌   𝖬ü𝗓𝗂𝗄  𖥲  𝖣𝗎𝗒𝗀𝗎𝗅𝖺𝗋  ⊹  𝖧𝖺𝗍ı𝗋𝖺𝗅𝖺𝗋 ༺ 𝖡𝖺𝗓𝖾𝗇 𝖻𝗂𝗋 ş𝖺𝗋𝗄ı, 𝖻𝗂𝗋 𝗂𝗇𝗌𝖺𝗇𝖽𝖺𝗇 𝖽𝖺𝗁𝖺 ç𝗈𝗄 ş𝖾𝗒 𝖺𝗇𝗅𝖺𝗍ı𝗋 *ཻུ۪۪ ➺ t.me/HidenChat_Bot?start=472611244

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
171
Подписчики
-124 часа
-137 дней
-2730 день
Архив постов
گفتم که به پیری رسم و توبه کنم؛ آنقدر جوان مُرد و یکی ، پیر نشد..!

°• 💞
Bugün fal bakmayı öğrendim Elini tutabilmek için :))

تو نامه ی آخرش نوشته بود:«عمیق ترین و دردناک ترین زخم های تن و روحِ من، از "تو" و "وطن" است.»

Son mektubunda şöyle yazmıştı: Bedenimin ve ruhumun en derin ve en acı yaraları, “sen”den ve “vatan”dan geliyor.

°• 🫂
Dilerim bu defa bu son olsun ...

‏ما مردمانِ خاورمیانه، مردمانی هستیم که برای اندکی زندگی بارها مردیم...

عزیزِ من! جوان بودیم، اما جوانی نکردیم.

ما دوباره سبز می شویم ... 🌱

نمی‌دانم چه خواهد شد؛ راستش را بخواهید دیگر برایم اهمیتی ندارد. من برای تمام احتمالات زندگی خسته‌ام.

ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم. اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدم‌های دیگر. فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدم‌های دیگر. که جایی که آنان راه می رفتند، ما می‌دویدیم، جایی که آن ها می‌دویدند، ما سینه خیز می‌رفتیم. آنان برای رشد و رفاه می‌جنگیدند و ما برای بقا، تمام مردم جهان زندگی می‌کردند و ما، فقط داشتیم زنده می‌ماندیم.
عباس معروفی

من به چشم‌های بی‌قرارِ تو قول می‌دهم: ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد، ما دوباره سبز می‌شویم!
قیصر امین‌پور

و در نهایت؛ وای بر این صبرِ بی صدای ما...