Random
Открыть в Telegram
1 043
Подписчики
+10724 часа
+1957 дней
+33630 дней
Архив постов
1 042
سرنوشتمون شبیه پایان پیرپسر شد.
همه جوونهای خونه در راه نابود کردن پیر سگصفت آدمخوار پرپر شدن. تو خونهای با درهایی که به همه جهان بسته شده.
1 042
بزرگوار رمان «۱۹۸۴»
رو گرفته جلوش
ورق می زنه
میگه اوه «شت» این بخش رو جا انداخته بودم
از امروز اینم اجرا می کنیم.
1 042
"بگذار مرگ
دست از سرمان بر ندارد.
خورشید بر نعشمان خواهد تابید عزیزم.
و اگر لبخندت را
مرگ به گلولهای نشانه رفت،
از خاطر مَبَر که امید
با هیچ گلولهای نخواهد مُرد..."
