ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

Heartleap

Heartleap

Открыть в Telegram

"I am overwhelmed with things I ought to have written about and never found the proper words." @postcaardsbot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
244
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-130 дней

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
сент. '26
сентябрь '26
+245
в 3 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
29 сентября0
Посты канала
گاهی حس می‌کنم کل زندگیم منتظر بودم. منتظر اینکه یه چیزی از راه برسه، یه خبری بشنوم، یه چیزی تغییر کنه، چیزی که می‌خوام اتفاق بیفته. دوست دارم بدونم چه حسی داره بدون اینکه هزارتا سناریو مختلف رو توی ذهنت مرور کنی و قلبت فشرده بشه یه مسیر رو راحت طی کنی. فقط برای یه بار دوست دارم اون راهی متعلق به من باشه که آسون‌تره و پیچ‌وخم نداره. دوست دارم این چیزی که بهش میگن «شانس» رو محکم بین دستام بگیرم. نمی‌دونم اصلاً چنین چیزی ممکنه؟

2
give me something I can see something bigger and louder than the voices in me something to believe
94
3
Fallen Leaves (2023)+1
Fallen Leaves (2023)
105
4
It is so hard and it takes so much time to form a healthy kind of relationship with food and to see it as something that not only nourishes you, but also as something that gives you a reason to just get out of bed. All those tea cups that accompanied you in your worst moments, all those steps you took to just get a sweet pastry in order to just cheer up a little, the leftovers of a birthday cake even after the celebration is done, the food that someone brings you because they thought of you while making it, the drinks, the breakfasts and the warm bread. the bread. it is the ultimate love language. I'm gonna take all this sadness and turn it into a chocolate cake that I bake.
143
5
magic exists and it is in a meal you share with your loved ones. and in the sun. and also in all the sweet desserts in the world.
390
6
+1
04 - Fleet Foxes - Tiger Mountain Peasant Song.mp3
144
7
این طراحی‌ها رو خالق مومین‌ها (Moomins) به درخواست آسترید لیندگرن، نویسنده‌ی پی‌پی جوراب بلند، انجام داده.
164
8
The Hobbit illustrated by Tove Jansson+5
The Hobbit illustrated by Tove Jansson
160
9
11 - Lamp - Autumn Letter.mp3
155
10
– خاطرات کتابی، احمد اخوت
– خاطرات کتابی، احمد اخوت
274
11
همیشه وقتی خیلی ناراحتم از توی کتابخونه‌م قطورترین و طولانی‌ترین کتاب رو برمی‌دارم تا غم و غصه‌م در برابر اون کوچیک جلوه کنه. انگار اجتناب‌ناپذیره که توی تابستون یه ناراحتی عجیب عین یه پیچک دور قلبت پیچیده نشه، واسه همین چند ساله برای خودم رسم گذاشتم که هر تابستون، یه جلد از «در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» رو بخونم. این تابستون انگار بیشتر از هر موقع دیگه‌ای از خوندنش لذت بردم، تنها چیزی بود که مجبورم می‌کرد آروم بگیرم تا با جملات طولانی و درازش سروکله بزنم. انگار منم کنار پروست نشسته بودم و سعی می‌کردم از بین خاطراتی که به‌طرز وحشتناکی زنده‌ان، دنبال زمانی بگردم که از دست دادم. فکر نمی‌کنم تا حالا با نویسنده‌ای روبه‌رو شده باشم که تونسته باشه تا این حد پیچیده‌ترین احساسات و تجربه‌ها رو با مناسب‌ترین کلمات و جملات توصیف کنه.
151
12
the last day of summer never felt so cold
758
13
Нет текста...
145
14
05 - Paul McCartney - Uncle Albert Admiral Halsey (Medley).mp3
177
15
Нет текста...
188
16
@fallen_dreams
154
17
«حس می‌کردم که فقط درد است که او را به‌راستی به یادم می‌آورد، و دلم می‌خواست این میخ‌هایی که خاطره‌اش را در درونم میخکوب می‌کرد هر چه محکم‌تر فرو شود. نمی‌کوشیدم رنج را نرم‌تر کنم، یا به آن زیبایی بدهم‌.» – سدوم و عموره، مارسل پروست
199
18
«اکنون که همین نیاز دوباره سر بر می‌آورد، می‌دانستم که اگر ساعت‌ها و ساعت‌ها منتظر بمانم او را هرگز دوباره در کنار نخواهم دید، و این را تازه می‌فهمیدم چون حال که برای نخستین بار آن‌چنان زنده و حقیقی حسش می‌کردم که دلم را می‌ترکانید؛ حال که سرانجام بازش یافته بودم، تازه می‌فهمیدم که برای همیشه از دستش داده‌ام.» – سدوم و عموره، مارسل پروست
198
19
امکان نداره این روزها با کسی مکالمه برقرار کنم و لابه‌لاش هزار بار بحثمون به سمت گرونی کشیده نشه. گرونی، مهاجرت، جوونی، بیکاری. همش شده ورد زبونمون. شاید اشتباه ما این بود که محکم به چیزهایی که دوست داشتیم چسبیدیم. به دوستم به شوخی میگم فکر نکنم هیچ جای دنیا به رشته‌ی ما نیازی داشته باشه، اما من نمی‌تونم تو رو جز این چیزی که الان هستی تصور کنم. نمی‌تونم دنیایی رو تصور کنم که تو داخلش نقاشی نمی‌کشی، شعر نمی‌نویسی، با اشتیاق از هنر حرف نمی‌زنی، ادبیات نمی‌خونی. اما می‌تونم زمانه‌ای دیگه رو ببینم که در اون همچنان همین کارها رو انجام میدی، خوشحالی و حتی لحظه‌ای به این فکر نمی‌کنی که باید کار بیشتری انجام بدی یا آدم دیگه‌ای باشی
223
20
01. Cameron Winter - The Rolling Stones.mp3
201