192
Подписчики
Нет данных24 часа
-167 дней
-2230 дней
Архив постов
192
چندوقت پیش ازش نوشتم
انگار خودم/خودش/خودمون میدونستیم اخرش چیه ولی دیر یا زودش هم همون بود
شاید الان خیلیامون واسه رفتنش ناراحت میشیم ولی من خوشحالم براش برا زندگی ای که ما خودمونم توش خوب نیستیم اگه خودمون تو این زندگی خوشحال نیستیم چرا دوست داشتیم اونم این زندگیو تحمل میکرد با سختی بیشتر؟
چون دوس داشتیم یکی که نزدیک و خیلی راحته باهامون و زمان زیادی باهامون بوده همراهمون باشه
ولی اون الان هم جاش بهتره هم بیشتز از ما خوشحاله اینو من میدونم ولی کسی که از من بیشتر نزدیکش بوده به قدری نبودنش اذیتش میکنه که نمیشه منطقی باشه و یا صحبت منطقی باهاش داشته باشیم پس زمان خودش حل نمیکنه فقط مثل یه زخم تازه ترمیم میشه و چون عمیقه یه ردی ازش میمونه.
