ru
Feedback
زلال خاطره‌ها 🕊️

زلال خاطره‌ها 🕊️

Открыть в Telegram

گاهی در سکوت، صدایی هست که جهان را می‌لرزاند. دل اگر صاف باشد، نگاهت نور می‌شود. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، ولی خوبی می‌ماند. مهربانی زبان مشترک دل‌هاست. و عشق، ساده‌ترین و عمیق‌ترین حقیقت زندگی‌ست. ✍🏻|#مِهلیـــــا

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
257
Подписчики
-124 часа
+77 дней
+930 дней
Архив постов
این همه مهربانی را چطور جبران کنم.🥹🫶 #إبنة القمر
این همه مهربانی را چطور جبران کنم.🥹🫶 #إبنة القمر

شاید هنوز سن و سال زیادی نداشته باشم و تجربه‌های زندگی‌ام اندک باشد، اما به لبخندهای آدم‌ها زود باور نمی‌کنم؛ زیرا همیشه گمان
شاید هنوز سن و سال زیادی نداشته باشم و تجربه‌های زندگی‌ام اندک باشد، اما به لبخندهای آدم‌ها زود باور نمی‌کنم؛ زیرا همیشه گمان می‌کنم پشت هر لبخند، اندوهی پنهان شده است که کسی نمی‌خواهد آن را آشکار کند.
#پᭂـشـــــتون

تولدت مبارک، عزیزترینم 🤍 نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ از روزی که خدا تو را در مسیر زندگی‌ام قرار داد، یا از تمام لحظه‌هایی که فقط با بودنت، دنیا برایم جای امن‌تری شد. بعضی آدم‌ها را نمی‌شود با واژه‌ی «دوست» توصیف کرد. آن‌ها بخشی از آرامش آدم می‌شوند، بخشی از دعاهای هر شبش، بخشی از لبخندهای بی‌دلیلش. تو برای من دقیقاً همان آدمی هستی. اگر امروز از من بپرسند ارزشمندترین هدیه‌ای که زندگی به تو داده چیست، بدون لحظه‌ای فکر کردن نام تو را می‌برم. چون در دنیایی که آدم‌ها به‌سادگی از کنار هم می‌گذرند، تو ماندی؛ با مهربانی، با صداقت، با قلبی که همیشه برای دیگران جا داشت. امروز، روز تولد توست؛ روزی که جهان بی‌خبر بود قرار است انسانی پا به این دنیا بگذارد که بعدها دل‌های زیادی را آرام کند. شاید خیلی‌ها فقط تولدت را تبریک بگویند، اما من می‌خواهم از خدا برای بودنت تشکر کنم. تشکر کنم که میان این همه آدم، اجازه داد تو را بشناسم و دوستی‌ات را داشته باشم. آرزو می‌کنم هیچ اشکی از چشمانت نریزد، مگر اشک شوق. هیچ غمی در دلت خانه نکند و هیچ آرزویی در دلت نماند. امیدوارم هر قدمی که برمی‌داری، خداوند راه را برایت هموارتر کند و هر دعایی که در سکوت زمزمه می‌کنی، روزی با لبخند اجابتش را ببینی. اگر روزی دنیا با تو نامهربان شد، یادت باشد هنوز کسی هست که از ته دل برای خوشبختی‌ات دعا می‌کند. کسی که موفقیتت را موفقیت خودش می‌داند، لبخندت را آرامش خودش، و حضورت را یکی از زیباترین اتفاق‌های زندگی‌اش. دوست خوبم... تو لایق تمام زیبایی‌های این جهانی. لایق صبح‌هایی که با امید آغاز شوند، شب‌هایی که با آرامش به پایان برسند، و روزهایی که پر از خبرهای خوب باشند. خداوند قلب مهربانت را همیشه از نور، امید و عشق پر کند. شاید سال‌ها بگذرند، شاید فاصله‌ها زیاد شوند، شاید زندگی هر کدام از ما را به سمتی ببرد؛ اما بعضی آدم‌ها هیچ‌وقت از دل آدم نمی‌روند. جای آن‌ها همیشه محفوظ است، چون با محبتشان خانه‌ای در قلب آدم ساخته‌اند. تو یکی از همان آدم‌هایی. تولدت مبارک، عزیزترین دوستم. امیدوارم وقتی این پیام را می‌خوانی، بدانی که چقدر ارزشمندی، چقدر دوست‌داشتنی هستی و چقدر بودنت برای اطرافیانت نعمت است. از صمیم قلب دعا می‌کنم خداوند بهترین سرنوشت را برایت بنویسد؛ سرنوشتی پر از آرامش، سلامتی، موفقیت، عشق، لبخند و روزهایی که هر بار به گذشته نگاه کردی، فقط بگویی: «خدایا شکرت.» تولدت هزاران بار مبارک، بهترین دوست دنیا. امیدوارم هر سال، با قلبی آرام‌تر، لبخندی عمیق‌تر و آرزوهایی که یکی‌یکی به حقیقت می‌پیوندند، شمع‌های تولدت را فوت کنی. همیشه بدرخش؛ چون دنیا با بودن تو، جای قشنگ‌تری است. 🫂🌸🫀 #أنت الحلم الذی لا ینتهی😘🫂 #مِهلیــــــا

سهراب سپهری چیقدر زیبا می‌گوید : گاه گاهی که دلم می‌گیرد به خودم میگویم ؛ در دیاری که پر از دیوار است به کجا باید رفت؟ به که باید پیوست؟به کی باید دل بست؟ حس تنهایی درونم می‌گوید؛ بشکن دیواری که در درونت داری چه سوالی داری؟ تو خدا را داری و خدا…….. اول و آخر با توست!

Repost from N/a
شـــ 🌚ـب
شـــ 🌚ـب

Repost from N/a
عصـــــر🤍
عصـــــر🤍

این درد، آرام‌آرام اسمم را از یادم برده است… نه این‌که مرا ترک کند، نه… بلکه آن‌قدر نزدیک مانده که دیگر نمی‌دانم من کجایم و او کجاست. در سکوت روزها، کنارم راه می‌رود، و در تاریکی شب‌ها، روی شانه‌هایم می‌نشیند. هیچ‌وقت نپرسید آیا خسته‌ام یا نه… فقط ماند، مثل کسی که رفتن را بلد نیست. تب، در من ریشه دوانده است؛ نه بالا می‌رود که نجاتم دهد، نه پایین می‌آید که رهایم کند… فقط هست… مثل یک حقیقت تلخ. و من؟ من دیگر حتی گریه هم نمی‌کنم… فقط نگاه می‌کنم به این همراه همیشگی که از من صبورتر شده، و از زندگی واقعی‌تر. #مِهلیـــــا

Repost from N/a
من کبوتر زخمی‌ام...  مرا به آغوشِ مرهم‌بارت بسپار،  که سال‌هاست  زیر بارانِ درد،  با بال‌های شکسته،  در جستجوی پناهی می‌گردم. مرا به درمانِ لبخندت،  به دستان بوسه‌هایی بسپار  که بوی زندگی می‌دهند. بگذار، آرام شوم. بگذار، در آسمانِ چشمانت  پرواز کنم. بگذار، لانه‌ای بسازم. در گوشه‌ای دلت… بگذار، در شهرِ نگاهت  زندگی کنم. بگذار نفس بکشم،  بگذار نَفَس بکشم…  بگذار نَفَس بکشم.
#رویا‌ــ‌باور #پناه‌ــ‌من

🪶 ▫️#شعر▫️ دیشب به یاد چشم‌هایت گریه کردم دیدم چو خالی بود جایت گریه کردم شاید خدا این گونه می‌خواهد برایم بستم لبم را از شکایت، گریه کردم در ذهن بیتابم چو حک شد نقش چشمت من تا خدا، تا بی نهایت، گریه کردم ما چون دو مرغ عشق با هم عهد بستیم ای جفت عاشق در هوایت گریه کردم من دوستت دارم گواه عشقم این است دیدم چو سیلِ اشک‌هایت، گریه کردم مرغِ شب از دلتنگی مهتاب افسرد وقتی شنیدم این روَایت، گریه کردم آیینه از اندوه من چون ابر بارید تنها نه او، من هم برایت گریه کردک #خالد

امروز روز دختر بود؛ دخترانِ قهرمان، روزتان مبارك..🌸🫠🤍
#تاجکےོ

Repost from N/a

photo content

من از تبارِ شب‌زده‌گانم، که گریه را بلدند دلِ شکسته‌ی خود را به دستِ باد می‌سپارند نه تکیه‌گاهِ صبوری، نه شاخه‌ای از امیدی که خویش را به سکوتِ سقوط می‌سپارند #بـانـو

دیگر برایم اهمیتی ندارد که چه می‌کند. بگذار هر چه می‌خواهد باشد؛ نیکوکار یا گناهکار، وفادار یا بی‌وفا. من دیگر قاضیِ زندگیِ او نیستم. سال‌ها در دادگاهی خیالی نشستم و برای اعمالش دلیل تراشیدم، برای سکوتش عذر آوردم، برای بی‌رحمی‌هایش توجیه ساختم. گویی وظیفهٔ من بود که او را از خودش نجات دهم. اما حقیقت این است که در تمام آن سال‌ها، تنها کسی که نیاز به نجات داشت، خودِ من بودم. خسته‌ام! نه آن خستگیِ ساده‌ای که با خواب از تن بیرون برود؛ نه! خستگی‌ای که تا مغز استخوان نفوذ می‌کند. خستگیِ انسانِ که بیش از حد بخشیده، بیش از حد فهمیده و بیش از حد منتظر مانده است. خستگیِ کسی که هر بار لگدمالش کردند، به جای اعتراض، به دنبال نقصی در خودش گشت. من از خوب بودن زخم خورده‌ام! از این‌که همیشه جانب انسان‌ها را گرفتم و آن‌ها همیشه جانب خودشان را! از این‌که قلبم را بر میز گذاشتم و دیگران آن را وسیله‌ای برای آسایش خویش پنداشتند. هیچ‌کس نمی‌داند انسان چه بهای هولناکی برای مهربان ماندن می‌پردازد. هیچ‌کس نمی‌فهمد که گاهی نجابت، شکل دیگری از خودکشیِ تدریجی است. و حالا می‌گویند: «اگر تغییر کند چه؟» تغییر کند؟ چه واژهٔ مضحکی! مگر سال‌های ازدست‌رفته بازمی‌گردند؟ مگر شب‌هایی که در تنهایی پوسیدم، از گور برمی‌خیزند؟ مگر آن بخش از وجودم که زیر آوارِ انتظار دفن شد، دوباره زنده می‌شود؟ نه! حتی اگر روزی فرشته شود، دیگر نمی‌خواهمش! حتی اگر تمام فضیلت‌های جهان در او جمع شوند، دیگر نمی‌خواهمش! حتی اگر خداوند دست بر شانه‌اش بگذارد و او را از نو بیافریند، دیگر نمی‌خواهمش! زیرا مسئله او نیست؛ مسئله منم! من دیگر آن انسانِ نیستم که روزی برای یک نگاهش جهان را زیر و رو می‌کرد. آن آدم مرده است! کسی که اکنون در این تاریکی ایستاده، فقط جنازهٔ امیدهای او را به دوش می‌کشد. عجیب است؛ روزی تصور می‌کردم بزرگ‌ترین فاجعه این است که او را از دست بدهم. اما امروز می‌فهمم فاجعهٔ واقعی این بود که در راه نگه داشتن او، خودم را از دست دادم. #بـانـو_امـیـری

«نمی‌دانم خداوند چه مقدار نور در چشمانش ریخته بود که هر بار نگاهش می‌کردم احساس می‌کردم از تمام تاریکی‌های جهان دور شده‌ام.» #بـانـو_امـیـری

Repost from N/a
جهان پُر است از انسان های نااُمید و مایل به مرگ، اما نمی‌دانم چرا در این روزگار مرگ سهمِ آنانی می‌شود که امیدوار ترین زندگان بوده‌اند.

🔖#اشعارم_دلنشین🔖 نیستی تـا کـه ببینی چـه زمینگیر شدم عشقِ تـو دردِ قشنگیست ولی پیر شدم نانِ تلخِ غـزل از سفره ی غم می خوردم هر شبی با دو سه بیتِ غـزلم سیر شدم آنقـدَر زخم بـه جانم زده دنیا که نپرس گاه گاهی به خدا تشنه ی شمشیر شدم بی تو اندازهٔ این شهر، دلم غمگین است تـو که رفتی بـه خیابانِ تـو زنجیر شدم رود بودم که بـه دریـای دلت راه نیافت پشتِ سدِ دلِ تـو مانـدم و تبخیر شدم بغضِ نشکسته زیاداست ولۍشانه نبود سر بـه زانوی خودم دادم و تحقیر شدم ✍️#کمال_جعفری

▫️#شعر▫️ گر چه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست ای اجل مهمان نوازی کن که دیگر تاب نیست بین ماهی های اقیانوس و ماهی های تنگ هیچ فرق نیست وقتی چاره ای جز آب نیست ! ما رعیت ها کجا !محصول باغستان کجا ؟! روستای سیب های سرخ ،بی ارباب نیست ای پلنگ از کوه بالا رفتنت بیهوده است از کمین بیرون مزن،امشب شب مهتاب نیست در نمازت شعر می‌خوانی و می رقصی دریغ! جای این دیوانگی ها گوشه محراب نیست گردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟ گوهری مانند مرگ این قدر هم نایاب نیست !….. #کاپی #خالد

هیچ سختی‌ای ماندگار نیست. از الله روی‌گردان نشوید و صبر پیشه کنید؛ زیرا روزی خواهد رسید که پاداش تمام این سختی‌ها را دریافت خواهید کرد. الله هرگز بندگانش را رها نمی‌کند و در سخت‌ترین لحظه‌ها نیز همراه آنان است. #مِهلیـــــا

تو مثل حاصل کار کمال الملک نقاشی ولی من خط خطی های کج یک آدم ناشی تو اقیانوس آرامی بزرگی ژرف و بی پایان و من هم برکه کوچکی و یا یک حوض بی کاشی مخدر دارد آن چشمت خمارم میکند گاهی مسکن دارد آن آغوشت مگر محصول خشخاشی ولش کن آدمیت را دلم پرواز می‌خواهد اگر کفتر شوم گاهی برایم دانه میپاشی