زلال خاطرهها 🕊️
Открыть в Telegram
گاهی در سکوت، صدایی هست که جهان را میلرزاند. دل اگر صاف باشد، نگاهت نور میشود. آدمها میآیند و میروند، ولی خوبی میماند. مهربانی زبان مشترک دلهاست. و عشق، سادهترین و عمیقترین حقیقت زندگیست. ✍🏻|#مِهلیـــــا
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
258
Подписчики
Нет данных24 часа
+77 дней
+1030 дней
Архив постов
امشب، آسمان نه فقط میبارد…
بلکه رازهای ناگفتهاش را بر زمین میریزد.
رحمت خداوند، در هیأتِ قطرههایی خاموش،
بر خاکی فرود میآید که سالهاست تشنهی فهمیدهشدن است…
و من، در میان این نزولِ آرام،
خودم را مییابم؛
خودِ گمشدهام را، میان صدای باران.
من عاشق این لحظهام…
لحظهای که زمین و آسمان بیواسطه با هم سخن میگویند،
و من، تنها شاهدیام که میانشان ایستادهام،
با دلی که بیشتر از هر ابر، سنگین است.
هر بار که باران میبارد،
اشکهایم بیاجازه راه خود را پیدا میکنند…
نه از سرِ ضعف،
بلکه از عمقی که دیگر در واژهها نمیگنجد.
شاید این اشکها،
ترجمهی خاموشِ همان رحمتاند…
رحمتی که نه فقط بر زمین،
بلکه بر دلِ شکستهی من نیز فرود میآید.
و من،
در این همزمانیِ باران و اشک،
میفهمم که بعضی دردها،
تنها وقتی مقدس میشوند
که آسمان هم با تو بگرید.
#شب #باران #رحمت #مِهلیـــــا
¹⁴⁰⁴'¹'⁹ ¹²·⁵⁵am
Repost from N/a
میگویند عشق آدم را پیر میکند،
میگویند جز درد, میراثی ندارد;
اما من میگویم عشق خود زندگیست.
چه آنوقت که صدایش
بی اجازه در گوشت میپیچد،
و چه آنگاه که تنها در خیال
پا به پایش قدم میزنی،
در هر صورت عشق زیباست.
در امتحان عشق
هیچکس شکست خورده نیست،
یا به معشوق میرسی،
یا به خویشتن.
و این رسیدن
نام دیگر رشد است،
نام دیگر کامل شدن.
عشق اتفاقیست مقدس
پنجره ای روشن،
برای دیدن آدمها
آن طور که هستند.
آن طور که باید فهمیده شوند.
فقط باید راهش را بلد بود،
حرمتش را نگه داشت.
که اگر درست عاشق شویم،
عشق
پرستیدنی ترین حس جهان است
و لقائله.......
سخت است...
وقتی کسی از زندگیات بیرون میرود،
اما از ذهنت نه.
همهچیز ظاهراً تمام شده،
نه پیامی، نه صدایی، نه حضوری...
اما درونت
انگار هنوز قصه ادامه دارد.
گاهی بیهیچ دلیلی،
در میان شلوغیِ روز،
فکرت به سمتش میلغزد،
نه از روی خواستن،
نه از روی عادت،
فقط… خودش میآید.
شبها عجیبترند؛
وقتی همهچیز آرام میشود،
ذهن تو تازه بیدار میشود،
میرود سراغ همان لحظهها،
همان حرفها،
همان چیزهایی که قرار بود فراموش شوند
اما نشدند.
تو ادامه میدهی،
میخندی،
حرفت را میزنی،
زندگیات را جلو میبری…
اما یک گوشهی پنهان از ذهنت
همیشه درگیر چیزیست
که دیگر وجود ندارد.
و این
نه اسمش وابستگیست،
نه دلتنگی…
فقط یک درگیریِ خاموش است
با چیزی که رفته،
اما کامل نرفته است.
#درگیری #ذهن #مِهلیــــا
¹⁴⁰⁵'¹'⁸ 1:00am
ترس…
نامی کوتاه،
اما جهانی بیانتها درونش پنهان است.
با ترس نفس میکشم،
با ترس بیدار میشوم،
و شبها، با ترس به خواب میروم…
انگار زندگیام با او گره خورده است.
ترس، آهسته در رگهایم جاریست،
مثل خونی که نمیشود متوقفش کرد،
مثل فکری که نمیشود خاموشش کرد.
هر لحظه کنارم مینشیند،
چیزی نمیگوید،
فقط حضورش کافیست
تا قلبم را سنگین کند.
و من در میان این همه بودنِ ترس،
دنبال لحظهای میگردم
که خودم را،
بدون او پیدا کنم.
#ترس #شب #مِهلیـــــا
سال نو، بهار نو، فصلی تازه در کتاب زندگی ماست…
از خداوند میخواهم برای خودم و همه شما عزیزان، سالی پر از آرامش دل، لبخندهای خالص، صمیمیتهای بیپایان و روزهایی سرشار از امید و روشنایی عطا کند.
#سالنو #مِهلیــــا
🌙عید سعید فطر مبارک🌙
عید آمد تا دلها را به هم نزدیکتر کند،
تا لبخندها واقعیتر شوند و امید دوباره در دلها جوانه بزند.
آرزو دارم این عید برای همه شما
سرشار از آرامش، سلامتی و روزهای روشن باشد.
خداوند دلهایتان را لبریز از نور،
و زندگیتان را پر از برکت و خوشبختی سازد.
عیدتان مبارک ❤️
#عید #مِهلیـــــا
صبح بخیر همراهان عزیزم؛
امید که امروز، دلهایتان از آرامش پر باشد و نور امید، راههای زندگیتان را روشنتر کند.
#صباحالخیر #مِهلیــــــا
گاهی آنقدر در خواب کوتاه خوشبخت میشویم که وقتی بیدار میشویم، آرزو میکنیم ای کاش تمام زندگی همان خواب کوتاه میبود
#خواب #خوشبختی #مِهلیـــــــا
گر چه من خود ز عدم
دلخوش و خندان زادم
عشق آموخت مرا
شکل دگر خندیدن...
> مولانا- جان 🦋
