ru
Feedback
نیلوفرانه | زهرا حاجی پور

نیلوفرانه | زهرا حاجی پور

Открыть в Telegram

یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب...‌‌ #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
284
Подписчики
-124 часа
Нет данных7 дней
+5630 дней
Архив постов
لا تحسدوا الناس علی راحة الظاهرة فإن نصيبهم من الإبتلاء لم يري بعد

Repost from Mahlin
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ، ﺩﻝ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ  ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ  ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ  ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ  ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ  ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ، ﺗﻮ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ  ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ  ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ  ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪی ، ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ . - وحشی بافقی -

میان باغ حرام است بی تو گردیدن که خار با تو مرا به که بی تو گل چیدن #سعدی

جای زخمِ گلوله ای تاریک روی هر بندِ نافِ افکارم بر تنِ بی نهایتِ وحشی شکلِ خاموشِ یک زنِ هارم روی موهای خستهٔ تاریخ سُربِ داغِ سراب می ریزم زنده زنده به گورِ مُردن را... درد دارد درونِ بیمارم دودِ محض است و چشم‌ها را کور میکند این شعار توخالی دردِ پیری گرفت جوانی را آتشِ غصه های سیگارم آه مانندِ کودکی تنها که تنَش خسته از تجاوز بود نفرتی هی عمیق و وحشتناک دارم از خود همیشه بیزارم دارد از پشتِ پنجره یک زن می کِشد طرحِ خودکُشی را باز می پَرد روی صندلی زیرِ... حلقه حلقه... طنابِ این دارَم موشِ کوری به کنجِ حافظه اش میجَوَد تار و پودِ ذهنش را مرگِ مغزی شدند خاطره ها مرضِ تازه ای در آثارم کار دیگر نمی کند قرصِ ضدِ افسردگی و تن زخمی تا ابد هی شکنجه خواهد شد به گناهی که یک کم انسانم مثلِ سودای دستفروشی بد کرده حرّاج زندگی اش را هر حسابی که کردم عمرم را تا همیشه کِساد بازارم #محبوبه ✍️تابستان ۱۴۰۱ می توانید دکلمهٔ این شعر را با صدای گرم دوستِ خوبم، بانو ویدا شریفی در ویژه برنامه ای از باهمی های کاروانِ شعر تورنتو که در سال 2023 برگزار شد، از لینک زیر ببینید: https://www.facebook.com/share/v/1DyKNcSrU9/?mibextid=wwXIfr @Zire_Avare_Sher

چه شد جماعت ملعون؟ حریف ما نشدید حریف مردم یک دستِ یک صدا نشدید وطن به لطف خدا آفتی نخواهد دید وطن فروشی و بی غیرتی نخواهد دید به لطف همت سرباز و جانفداهامان هم ایستاده و هم یک صدا صداهامان به برد و‌ باخت به هر روی جام می‌گیریم و از تمام شما انتقام می‌گیریم اگر که معرکه خون خواست ما به جان داریم اگر که خصم جنون خواست توامان داریم هنوز در پس تدبیرمان جنونی هست برای حق و حقیقت هنوز خونی هست همیشه در صف جنگیم و با اراده هنوز دلیر معرکه ماییم و ایستاده هنوز نوروز ۱۴۰۵

هرچند می‌رود، بروم چای دم کنم شاید کمی نشست...خدا را چه دیده‌ای #مجید_ترکابادی

حد یقف! یک نقاطی هست که دیگر همه چیز شفاف می‌شود، جای بهانه و توجیه وجود ندارد، آنجاست که حد تمام می‌شود، باید بایستی! وطن فروشی رذالتی به مراتب بیشتر از دشمنی می‌خواهد، کار هر کسی نیست، اگر حبّ به وطن نداری باید صاف بروی درون ذات و وجودت را بجوری و داستان را بفهمی، این دیگر ربطی به گرانی و‌ بی‌پولی و فلان ندارد، اینجا کسی نمی‌پرسد از آدم که چرا وطن فروشی کردی که حالا تو بخواهی بهانه‌هایت را شرح بدهی که فلان بود و فلان، اصلا آدم به حساب نمی‌آیی دیگر که بخواهی شنیده شوی یا نه، حالا گستاخ و بی‌ادب‌ و جسور هم باشی که بد‌تر، کار اصلا به تعامل نمی‌رسد، صاف می‌روی به قهقرای کثافت و لجن... تلاش کن که وطن‌فروش نباشی…

إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ او به آنچه در دل‌هاست آگاه است…🤍

💬 #ایران عصای موسی دارد... 🎥 #انیمیشن_کوتاه | ملتی که ولّی فقیه دارد در برابر دشمن سر خم نمی‌کند. ▫️محصول #مرکز_انیمیشن_سوره
🎬 @soureh_cinema

ما "گل‌ِسُرخ" بودیم؛ آن‌ها، لگدمال‌ِ‌مان کردند. #کلام : إحسيِّن صايِن #میناب #شجره_طیبه
ما "گل‌ِسُرخ" بودیم؛ آن‌ها، لگدمال‌ِ‌مان کردند. #کلام : إحسيِّن صايِن #میناب #شجره_طیبه

بگو شاعر که یا نور است او، یا آسمان، یا چه؟ یقینا ماه وصفش خارج است از درک دریاچه مگر بالاتر از این منزلت هم هست؟ پس او را چه باید خواند غیر از مادر ام ابیها؟ چه؟ سلامش داده جبرائیل، در وصفش یقین دارم که باید از شب معراج چیزی گفت…اما چه؟ حسودان قریش او را رها کردند، حق میخواست که رأس المال او عشق نبی باشد، به اینها چه! همه دار و ندارش خرج شد در راه پیغمبر چه سودی هست بالاتر از این در دار دنیا؟ چه؟ شد از پی غم بر آن عاشق روان، چون رفت از دنیا عجب دردیست، تسکین می‌دهد پیغمبرش را چه؟ کسی که با خدیجه روز را شب کرده، شب را روز به غیر از دیدن زهرا دلش را خوش کند با چه؟ #مسعود_یوسف_پور ✍ #حضرت_خدیجه 🖤

انسان می‌تواند هم‌‌زمان که دارد برای زندگی تلاش می‌کند و می‌‌جنگد به رفتن و گم‌وگورشدن هم فکر کند

عرفی چه حالت است که در شهر بخت ما نازاده کودکان به رَحِم پیر می شوند...
-عرفی شیرازی

خداکند به غم بی کسی دچار شوی به سرد_خانه ی تبعید رهسپار شوی تمام شهر به یکباره با تو قهر شوند غریبه بین رفیقان بیشمار شوی که صید باشی و صیاد هم تورا نبرد که زخم خورده بمانی و انتظار شوی که ابر باشی و چشم انتظار اقیانوس همین که قطره شدی ناگهان بخار شوی که آنقدر بدوی گریه گریه در این شهر به چشم مردم دیوانه ،خنده دار شوی به شوق عشق در آغوش مرگ ، جان بکنی! به آسمان بپری ، راهی حصار شوی که دشت باشی و غرق گل همیشه بهار خزان بیاید و یکباره بی بهار شوی تو هم به شوق رسیدن ، هزار چاره کنی به مرکب نرسیدن فقط سوار شوی خدا کند که تو هم پشت پای معشوقت شبیه من بدوی تا خودت غبار شوی نفس نفس بدوی، ذره ذره آب شوی تو هم تمام شوی مرگ بی مزار شوی به هرچه ترس از آن داشتم دچار شدم خدا کند که تو هم مثل من دچار شوی
#ریحانه_ابوترابی
نفرین شاعرانه🙃

نَعلم أن في اعماقُك ش‍َخصية طَيبة لكن للأسف لَيس لِدُينا وقتُ للحُفر كُل يوم . می دانیم که در عمق وجود شما شخصیت خوبی دارید، اما... متأسفانه ما برای حفاری هر روز وقت نداریم.

با دو عالم آرزو؛ نتوان حریف وصل شد... ما به‌ جایی خار و خس‌ بردیم‌، کانجا آتش است..... #آتش_به_جبر

ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟ تاب قهر تو نیاریم خدایا زنهار
«سعدی»
#ماه_بندگی

"وَلَا تَمْكُرْ بِى فِى حِيلَتِكَ..." مکر خدا چیه؟ مکر خدا اینه که مارو به مکر خودمون آگاه نکنه! ما مسیر اشتباه بریم و او مارو متنبّه نکنه! دچار استدراجمون کنه! خدا نکنه دچار استدراج بشیم؛ یعنی یه طوری ذره ذره از مسیر منحرف بشیم که اصلا نفهمیم! پس خداجان با ما مکر نکن ؛ هرچند ما از سر جهل باتو مکر می‌کنیم... #یاهو

مرا تو بی سببی نیستی به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل ؟ ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه ی تاریک ؟ . کلام از نگاه تو شکل می بندد خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی ! . پس پشت مردمکان ات فریاد کدام زندانی ست که آزادی را به لبان برآماسیده گل ِ سرخی پرتاب می کند ؟ ورنه این ستاره بازی حاشا چیزی بدهکار آفتاب نیست ! . نگاه از صدای تو ایمن می شود چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی ! . و دل ات کبوتر آشتی ست در خون تپیده به بام تلخ . با این همه چه بالا چه بلند پرواز می کنی !
احمد شاملو

اینش سزا نبود دل حق گزار من کز غمگسار خود سخن ناسزا شنید #صباح_الخیر