نیلوفرانه | زهرا حاجی پور
Открыть в Telegram
یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب... #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
289
Подписчики
+124 часа
+57 дней
+5630 дней
Архив постов
أوصیتُ الریحَ
أن تُمَشِّطَ خُصلات شَعرك الفاحم
فاعتذرتْ بأنّ وقتها قصیرٌ
و شَعرك طویلٌ
گیسوان تو شبیه است به شب اما نه
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!
نزار قباني
فاضل نظری
#تطبیق
سه نفر میتوانند رازی را نگه دارند،
اگر دو نفر از آنها مرده باشند...
👤 بنجامین فرانکلین
#کتوم_بودن
فكرتُ انَ الشِعرْ،
يهبط كالمفاجأةِ السعيدَهْ
و يجيءُ مثلَ الطائرَ الليلي مِنْ جزرٍ بعيدَهْ
حتّى وجدتكِ بينَ اَقلامي و بينَ دفاتري
فعرفتُ انكِ تكتبينَ مَعي القصيدَهْ
گمان مى كردم كه شعر؛
همچون شگفتانه اى خوشبخت،
نازل مى شود…
يا همچون پرنده اى مهاجر؛
از جزاير دوردست
مى آيد…
تا اين كه تو را،
لابلاى قلم ها و دفترهايم يافتم…
و فهميدم كه تو،
شعرها را با من مى نويسى…
#نــــزار_الــقــبــانــــي
📝در طالعِ رمیدهی من بختِ صید نیست
دامِ خودم، شکارِ خودم، دانهی خودم
چون شعله هر دم از نفسِ آتشینِ خویش
سرگرمِ مویههای غریبانهی خودم
هر شب چو شمع تازه شود داستانِ من
حیرانِ ناتمامیِ افسانهی خودم
شد صرف در عمارتِ دنیا حیاتِ من
پنداشتم امیر! که در خانهی خودم.
#امیری_فیروزکوهی
أن يسعى لتلوينك
بعدما جعلك العالم بأكمله شاحب
هذا فقط
ما يمكن أن نسميه حُباً .
تنها چيزى كه ميتوان
آن را عشق ناميد،
همان است كه وقتى
همه ى دنيا
تو را بى جان مى كند…
تلاش مى كند
كه تو را جان بخشد…
من نه آنم كه به تيغ از #تــــــــــو بِگردانم روي
امتحان كن به دو صد زخم مرا، بسم الله
#صائب_تبریزی
زن بودن اگر آزادی نباشد، درد است و اگر فهم نباشد، زخم است و اگر حمایت نباشد، تنهایی است.
سووشون، سیمین دانشور
وقتی که عشق به پایان میرسد، بدان که عشق نبوده است.
عشق را باید لحظه به لحظه زندگی کرد،
نه آنکه روزی به یاد آورد …
تا دلم گرم شد بهش دیدم
مثل اسپند روی آتیشم
منو از انتظار میکُشه این
که هم از من جداس هم پیشم
#زهرا_حاجی_پور
چه جای رنجش؟! اگر از ازل قرار این بود
که سهم رنج جهان را به عاشقان بدهند..
#حسین_منزوی
سرکشان را جز به زور عشق نتوان رام ساخت
خوب میدانم علاج تندی خوی تو را
#مجذوبعلیشاه
عمرى سرم به كار خودم گرم بود و او
با وعده اى مرا به چه دردى دچار كرد
#محمد_شیخی
