༴ 𝐒𝐍²𝐆 𝐂𝐎𝐃𝐄𝐃
Открыть в Telegram
235
Подписчики
Нет данных24 часа
+147 дней
+1430 день
Архив постов
235
پسرکی که به خوبی از این موضوع آگاه بود، ولی برای اعتراف کردن و قبول کردن اعتراف سان پیشقدم نمیشد.
کانگ یوسانگ، با لبخندهای ریزی که بخاطر لاس زدنهای بیپایان سان روی لبهاش مینشوند، نمیدونست چه بلایی سر قلب بیچارهی موتورسوار میاره... شاید هم میدونست؟
سان دیگه بیشتر از این نمیتونست ادامه بده. دیگه تاب و تحمل دوری از پسرک دوست داشتنیاش رو نداشت.
میخواست جسم ظریف و سفیدش رو مابین بازوهای گندمیاش گیر بندازه و دو لعل لذیذی که مثل یه سیب سرخ بنظر میرسید رو بچشه.
ماه گرفتگیاش رو ببوسه و زیر گوشش، دربارهی اینکه چقدر زیباست و این یک لبخند از سمت اون برای از دست دادن عقلش کافیه، بگه.
235
چوی سان. بهترین رانندهی تیم یاماها. رانندهی جوانی که با تلاشهای خودش به اینجا رسیده بود.
رانندهای که پیشنهاد تیمهای قدری مثل هوندا رو رد کرده بود، پیشنهادی که میتونست باعث بشه تبدیل به یکی از اسطورهای رشتهی ورزشیاش بشه. اما سان ردش کرد.
خبرگزاریها اون رو دیوانه میخواندن و بخاطر کار احمقانهای که انجام داده بود سرزنشش میکردن، اما هیچکس نمیدونست که چوی سان، موتورسوار کرهای، اصلا دیوانه نبود. پسر، تنها قلبش رو به یکی از مهندسهای مکانیکی تیم یاماها داده بود.
پسر قلبش رو از سینه بیرون کشیده و دو دستی تقدیم به پسری با موهای شرابی، شیرین و زیبا کرده بود.
235
توی دنیای رقابت، ورزشکارها همیشه برای برنده شدن دست به هرکاری میزنن. فقط برای اینکه یکبار طعم لذیذ ایستادن روی اون سکو و به دست گرفتن جام طلایی رو بچشن، حاضر به زیرپا گذاشتن خط قرمزها و اخلاق ورزشیای هستن که همیشه ازش دم میزنن.
از ترک کردن تیمی که توی بدترین موقعیتها همراهشون بودن، تا فروختن اطلاعات.
اما، یه نفر... یکی از ستارهای نوظهورموتو جیپی، تا به حال بدون هیچ رسوایی، از پلههای موفقیت به آرومی بالا میرفت.
235
+3
فکر کنین سان یه سال بالایی درونگراست که زیاد به چیزی اهمیت نمیده. یا خوابیده، اونهم هرجایی که پیدا کرده و سطح همواری داره یا اینکه توی اتاق موسیقی درحال ساختن یه آهنگ جدیده
پسری که به هیچچی اهمیت نمیده یه روز، متوجهی پسر مو خرمایی زیبایی میشه که گوشهی دیوار گیر افتاده و یکی از قلدرهای کلاسشون داره باهاش دعوا میکنه و به پیشونیش تلنگر میزنه.
شاید، این یه جرقهای برای شروع عشقی پرشور باشه.
235
برای بچه ها تعریف کنم یه سان کوچولویی هست که خانوادش از بس بهش سخت میگیرن که میره کما
بعد تو عالم خیالش یوسانگ پری رو میبینه؟
235
جوکر و هارلی کویین پسندته؟
سان بره برای انتقام بعد یوسانگ دعوتش کنه به جهنم خودش و مغزشو شست و شو بده
بعد سان بشه دستیارش
