ru
Feedback
༴ 𝐒𝐍²𝐆 𝐂𝐎𝐃𝐄𝐃

༴ 𝐒𝐍²𝐆 𝐂𝐎𝐃𝐄𝐃

Открыть в Telegram

ㅤㅤㅤㅤ( just SanSang is sansanging ) ‌ ‌ Main: @sansanged

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
235
Подписчики
Нет данных24 часа
+147 дней
+1430 день
Архив постов
پسرکی که به خوبی از این موضوع آگاه بود، ولی برای اعتراف کردن و قبول کردن اعتراف سان پیش‌قدم نمی‌شد. کانگ یوسانگ، با لبخندهای ریزی که بخاطر لاس زدن‌های بی‌پایان سان روی لب‌هاش می‌نشوند، نمی‌دونست چه بلایی سر قلب بیچاره‌ی موتورسوار میاره... شاید هم می‌دونست؟ سان دیگه بیشتر از این نمی‌تونست ادامه بده. دیگه تاب و تحمل دوری از پسرک دوست داشتنی‌اش رو نداشت. می‌خواست جسم ظریف و سفیدش رو مابین بازوهای گندمی‌اش گیر بندازه و دو لعل لذیذی که مثل یه سیب سرخ بنظر می‌رسید رو بچشه. ماه گرفتگی‌اش رو ببوسه و زیر گوشش، درباره‌ی اینکه چقدر زیباست و این یک لبخند از سمت اون برای از دست دادن عقلش کافیه، بگه.

photo content
+1

چوی سان. بهترین راننده‌ی تیم یاماها. راننده‌ی جوانی که با تلاش‌های خودش به اینجا رسیده بود. راننده‌ای که پیشنهاد تیم‌های قدری مثل هوندا رو رد کرده بود، پیشنهادی که می‌تونست باعث بشه تبدیل به یکی از اسطورهای رشته‌ی ورزشی‌اش بشه. اما سان ردش کرد. خبرگزاری‌ها اون رو دیوانه می‌خواندن و بخاطر کار احمقانه‌ای که انجام داده بود سرزنشش می‌کردن، اما هیچ‌کس نمی‌دونست که چوی سان، موتورسوار کره‌ای، اصلا دیوانه نبود. پسر، تنها قلبش رو به یکی از مهندس‌های مکانیکی تیم یاماها داده بود. پسر قلبش رو از سینه بیرون کشیده و دو دستی تقدیم به پسری با موهای شرابی، شیرین و زیبا کرده بود.

photo content
+1

توی دنیای رقابت، ورزشکارها همیشه برای برنده شدن دست به هرکاری می‌زنن. فقط برای اینکه یک‌بار طعم لذیذ ایستادن روی اون سکو و به دست گرفتن جام طلایی رو بچشن، حاضر به زیرپا گذاشتن خط قرمزها و اخلاق ورزشی‌ای هستن که همیشه ازش دم می‌زنن. از ترک کردن تیمی که توی بدترین موقعیت‌ها همراهشون بودن، تا فروختن اطلاعات. اما، یه نفر... یکی از ستارهای نوظهورموتو جی‌پی، تا به حال بدون هیچ رسوایی، از پله‌های موفقیت به آرومی بالا می‌رفت.

#Story
+1
#Story

یه فانتزی؟ بهتون بگم.

اره:)) وای خیلی کیوت بود.

فکر کنین سان یه سال بالایی درونگراست که زیاد به چیزی اهمیت نمی‌ده. یا خوابیده، اون‌هم هرجایی که پیدا کرده و سطح همواری داره ی
+3
فکر کنین سان یه سال بالایی درونگراست که زیاد به چیزی اهمیت نمی‌ده. یا خوابیده، اون‌هم هرجایی که پیدا کرده و سطح همواری داره یا اینکه توی اتاق موسیقی درحال ساختن یه آهنگ جدیده پسری که به هیچ‌چی اهمیت نمی‌ده یه روز، متوجه‌ی پسر مو خرمایی زیبایی می‌شه که گوشه‌ی دیوار گیر افتاده و یکی از قلدر‌های کلاسشون داره باهاش دعوا می‌کنه و به پیشونیش تلنگر می‌زنه. شاید، این یه جرقه‌ای برای شروع عشقی پرشور باشه.

یا مثلا گربه‌های بالداری که تا وقتی برای خودت نباشن لمس کردنی نیستن و فقط دیدنین؟

یادته سان یه بار با بالای صورتی تصورش کرد و یوسانگ بهش برخورد چون صورتی بهش نمیاد؟

تازه سان میتونه با تخیلاتش شکل و استایل پری رو عوض کنه

عوضش اشکای پریه اکلیلیه میریزه رو موهای سان برق برقی میشه

ولی حتی اونم عاشقانه نیست

برای بچه ها تعریف کنم یه سان کوچولویی هست که خانوادش از بس بهش سخت میگیرن که میره کما بعد تو عالم خیالش یوسانگ پری رو میبینه؟

بیا با یه چیز گوگولی پیش بریم، نصفه شبی چیه به بچه‌های مردم میگی؟

این‌همه خشونت واقعا لازم نیست عزیزم!

از روی سان عزیزمون که عاشق ماشق کارای رمانتیکه یکم خجالت بکش.

...همیشه‌ی خدا انتی رمانتیک بودی.

جوکر و هارلی کویین پسندته؟ سان بره برای انتقام بعد یوسانگ دعوتش کنه به جهنم خودش و مغزشو شست و شو بده بعد سان بشه دستیارش