ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Doug Rattmann

Doug Rattmann

Открыть в Telegram

cake is a lie. ‌ https://t.me/+kRG0CTVlrUQ5ZDM0

Больше
Иран190 329Категория не указана
334
Подписчики
-224 часа
Нет данных7 дней
+630 дней
Архив постов
Голосовое сообщение02:34

Голосовое сообщение00:51

Голосовое сообщение02:09

خب اینم از این حالا بریم کتابشو تموم کنیم.

Out Now🖤 New: Miroc [v1] Artists: 1009 [Doug Rattmann] m&m : Studio Royal Cover: "Nemidonam" x 1009 ‏ @novatenzi 🎵🟠 SoundC
Out Now🖤 New: Miroc [v1] Artists: 1009 [Doug Rattmann] m&m : Studio Royal Cover: "Nemidonam" x 1009 ‏ @novatenzi 🎵🟠 SoundCloud‏ • https://t.me/Doug_Ratman •

امشب، ساعت ۰۰:۰۰، میروک.

Alireza Ghorbani - Ham Gonah.mp39.29 MB

«زیرا انسان نیز زمان خود را نمی‌داند؛ همچون ماهیانی که در تور مرگبار گرفتار می‌شوند و پرندگانی که در دام گرفتار می‌آیند، آدمی
«زیرا انسان نیز زمان خود را نمی‌داند؛ همچون ماهیانی که در تور مرگبار گرفتار می‌شوند و پرندگانی که در دام گرفتار می‌آیند، آدمیان نیز در زمان بلا گرفتار می‌شوند، هنگامی که ناگهان بر آنان فرود می‌آید.» - جامعه ۹:۱۲ «زیرا آنچه از آن می‌ترسیدم بر سرم آمد، و آنچه از آن هراس داشتم به من رسید. آرامش ندارم، آسودگی ندارم، استراحت ندارم؛ و پریشانی فرا رسیده است.» - ایوب ۳:۲۵ «بر زمین، قوم‌ها از ترس و انتظار آنچه بر جهان می‌آید، درمانده خواهند شد؛ زیرا نیروهای آسمان به لرزه درمی‌آیند.» - لوقا ۲۱:۲۵
Miroc, Coming soon...
ایده طرح: آقای «نمیدونم».

ماهور جان اینجا خانواده نشسته مشتی.
+1
ماهور جان اینجا خانواده نشسته مشتی.

Repost from Doug Rattmann
• ایمان دقیقاً از همان جایی آغاز می‌شود که عقل پایان می‌یابد. سورن کی‌یرکگور - ترس و لرز
• ایمان دقیقاً از همان جایی آغاز می‌شود که عقل پایان می‌یابد.
سورن کی‌یرکگور - ترس و لرز

چون فردا امتحان دارم و هیچی نخوندم بهترین تصمیمی که میتونستم بگیرم خوندن سورن بود. کی به کیه بابا. #موقت

شخص A امرشهوی رو معادل امر موسیقیایی میدونه. که موسیقی، اینجا مراد یک محرک خالص احساسات و عواطف انسانیه. انقدر درباره موسیقی موتزارت و دون جووانی نوشت که سرم درد گرفت. همچنین ادعا میشه مسیحیت بود که لذت‌های حسی رو اینطور بدین شکل به جهان معرفی کرد. و طریقه کارشم اینگونه‌ست که منعش کرد. اونو از روان و تن جدا کرد و جزو روح دونست، و سپس با پس زدنش اتفاقا باعث شد بیشتر به چشم بیاد و اهمیت پیدا کنه. امر بی‌واسطه یعنی شهود، با امرشهوی و موسیقیایی در یک دسته قرار داده میشه. خب، به هرحال دیدگاه زیبایی‌شناسی نسبت به دنیا داشتن همچین تبعاتی هم داره دیگه برای A. البته من خیلی خلاصه کردم، دلایل جالبی میاره که حتی مغز منو هم قلقلک میده بابتش. همچنین میل داره که با ریزجزئیات واکاوی کنه و دلیل اینکه باید اینگونه جهان رو دید رو توصیف کنه. فلسفه کامل رو فلسفه‌ای میدونن که بیشترین پاسخ به بیشترین سوال توی جیبش داشته باشه که با هم همخونی داشته باشن. [برای همین دستگاه فلسفی هگل رو بالاتر از بقیه میدونن، چون بیشترین پاسخ به بیشترین سوال رو تحت یک منظومه فکری داره، و برای همین هم برخی کامو رو کلا فیلسوف نمیدونن، چون نسبت به بقیه کمترین جزئیات و ساده‌ترین فلسفه رو داره. البته اون نوع از ابزوردیسم کامویی، جز این هم نمیتونه باشه. اگر جز این بود خودش خودشو نقض می‌کرد].
p5

اون روز یادمه با یکی از دوستان خوبم که خیلی کم میبینمش داشتیم بدمینتون بازی میکردیم. توی پارک نیاوران بود، و داخل حوض‌آبی که آب نداشت. پای من میره روی یه تیکه گل-لجن کف حوض و چنان با شونه میخورم زمین که حتی سرمم ضربه میبینه. هیچ دردی رو حس نکردم. داغون شدم بله، بفاک فی‌الله رفتم. تا شبش سرم گیج میرفت. اما به قدری سرشار از زندگی بودم که داشتم فکر میکردم میشه این تهش باشه؟ لطفا. اگه همین الان چشمامو ببندم و دیگه باز نشه بهترین وقته. چون راضی خواهم بود. خوشحال خواهم مرد. در یک روز خوب، با اتفاقای خوب، کنار یک آدم خوب. بدترین اتفاق این بود که چیزی نشد، و روز تموم شد، و اون رفت، و من باید برمیگشتم خونه. فکر کردن بهشم گاهی لبخند میاره روی لبم. هرنفسی که میکشیدم ریه‌م لبریز از شادی و دوپامین می‌شد. به نحوی، همین تجربیات کوچیک بهم نشون داد خوشحالی چه شکلیه. اینکه واقعیه. جدیه، وجود داره، میشه بهش رسید. افسانه نیست، یه توقع بالا نیست، یه تصور اشتباه نیست، مسخره‌بازی کودکانه نیست. تماما واقعیه. و از اون به بعد ناراحتی‌هام عمیق‌تر شد، چون تازه متوجه بودم چیو دارم از دست میدم. تا قبلش اینطوری بود که سخته؟ خب جهان جای سختیه. چیکار کنم. از اون به بعد اینطور شد که نه، دنیا میتونست بهتر باشه و نیست. و هضم این کار ساده‌ای نیست با اینکه ساده به نظر میرسه. آره، از خاطرات خوبمون میشه به زمین خوردن اشاره کرد.

...
...

اگه میتونستیم غم آدمارو وصل کنیم به یک چارت فارکس، اونوقت میخواستم ببینم بیت‌کوین جرعت داره باهام رقابت کنه یا نه.

روش دارم کار میکنم، یکم جا داره. موزیکش زودتر از کتابش میاد یحتمل.

Голосовое сообщение01:05

؛
؛

با خودم میگفتم یه بهونه‌ای کاش پیدا بشه یه سری عکس قدیمی که پاک شده رو پست کنم. اگه میدونستم اینطوری میشه یکم بیشتر رو «خواسته‌»‌م فکر میکردم.