408
Подписчики
-824 часа
-587 дней
-26330 дней
Архив постов
407
نمیدونم درکی از این موضوع دارید یا نه، اما من به جایی رسیدم که از شدت ناراحتی و درد، حتی اشکم هم درنمیاد؛ فقط یه بغض میمونه توی گلوم و من میمونم و قلبدرد، گلودرد، معدهی عصبی، شببیداری، ریزش مو، جویدن ناخنهام و کندن مژههام؛ و در آخر، پنیک.
خواستم فقط بگم امیدوارم هیچوقت درکی از این حال نداشته باشید؛ امیدوارم هیچوقت به جایی نرسید که حتی برای گریه کردن هم خسته باشید.🖤
407
فکر
میکردم
دردامون
چاره
داره
فکر
میکردم
بیچاره
یه راهی
داره
فکر
میکردم
نابوده
قلبم
فکر
میکردم
دردام
تمومی
نداره
