Poolpira
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
203
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
203
✍در اینجا در مورد یکی از محدودیت ها و چالش های مهم هوش مصنوعی در آینده که برق است نوشتم اما حال سوال اینجاست که آیا زیرساختهای انرژی جهان، بهخصوص شبکه برق آمریکا، توانایی پاسخگویی به رشد سریع مراکز داده و تقاضای برق ناشی از هوش مصنوعی را دارند یا خیر؟
نکته اصلی در پاسخ به این سوال این است که مسئله دیگر فقط میزان تولید برق نیست، بلکه مجموعهای از عوامل مانند ساخت نیروگاه، توسعه شبکه انتقال، تأمین تجهیزات، نیروی انسانی متخصص، قوانین دولتی و حتی پذیرش اجتماعی نیز به محدودیت تبدیل شدهاند. در واقع، رشد AI باعث شده تقاضای برق با سرعتی افزایش یابد که زیرساختهای سنتی انرژی برای آن طراحی نشده بودند.
یکی از نکات مهم، مقاومت اجتماعی در برابر ساخت مراکز داده است. برخلاف تصور اولیه، بسیاری از مردم حتی ممکن است یک نیروگاه هستهای را به یک مرکز داده در نزدیکی محل زندگی خود ترجیح دهند. دلیل این موضوع نگرانیهایی مانند مصرف زیاد برق، افزایش قیمت انرژی، مصرف آب برای خنکسازی، صدای تجهیزات و تغییرات محیطی است. این مسئله به یک چالش سیاسی تبدیل شده است، زیرا توسعه مراکز داده به سرمایهگذاری، اشتغال و افزایش درآمد مالیاتی برای مناطق مختلف کمک میکند، اما در عین حال جوامع محلی نگران هزینههایی هستند که ممکن است بر دوش آنها قرار گیرد. بنابراین، موفقیت توسعه AI فقط به فناوری وابسته نیست، بلکه به توانایی شرکتها برای ایجاد اعتماد عمومی نیز بستگی دارد.از طرف دیگر، شرکتهای برق نیز برای پاسخ به این تقاضای جدید نیازمند سرمایهگذاری عظیمی هستند. شرکتهای برق قانونگذاریشده در آمریکا انتظار دارند سرمایهگذاری آنها در پنج سال آینده حدود ۶۰ درصد نسبت به دوره قبلی افزایش یابد. برای تأمین این سرمایه، بسیاری از این شرکتها به انتشار سهام و افزایش سرمایه روی آوردهاند تا فشار بدهی بیش از حد ایجاد نشود. تفاوت مهم میان شرکتهای برق و شرکتهای فناوری این است که شرکتهای فناوری مانند مایکروسافت، آمازون و گوگل منابع مالی بسیار بزرگی دارند، اما شرکتهای برق باید همزمان با محدودیتهای نظارتی، حفظ قیمت مناسب برای مصرفکنندگان و حفظ اعتبار مالی خود نیز مقابله کنند.
یکی از راهکارهای موقت برای حل مشکل کمبود ظرفیت برق، استفاده از سیستمهای Behind the Meter است به این معنی که مراکز داده به جای اتصال مستقیم به شبکه عمومی، نیروگاه اختصاصی در محل خود ایجاد کنند. این روش میتواند مشکل زمان طولانی انتظار برای اتصال به شبکه را کاهش دهد، اما کارشناسان معتقدند راهحل دائمی نیست. مراکز داده بزرگ در نهایت به شبکه برق عمومی نیاز دارند، زیرا شبکه ارزانتر و قابل اعتمادتر است. به همین دلیل، آینده انرژی AI احتمالاً ترکیبی از منابع مختلف مانند نیروگاههای گاز طبیعی در کوتاهمدت، انرژیهای تجدیدپذیر همراه با باتری در میانمدت، و انرژی هستهای در بلندمدت خواهد بود.
سخن آخر اینکه رشد هوش مصنوعی یک مسئله صرفاً فناوری نیست، بلکه یک موضوع بزرگ اقتصادی، انرژی و زیرساختی است. یکی از شاخصهایی که تحلیلگران دنبال میکنند، میزان قراردادهای شرکتهای بزرگ فناوری با نیروگاههای هستهای است، زیرا این قراردادها نشان میدهند شرکتها تا چه حد انتظار دارند تقاضای برق AI در بلندمدت ادامه پیدا کند. همچنین تعداد محدودیتها و ممنوعیتهای ساخت مراکز داده در ایالتهای مختلف آمریکا میتواند نشان دهد که آیا موانع اجتماعی و سیاسی سرعت توسعه AI را کاهش خواهند داد یا خیر. در مجموع، مسیر آینده هوش مصنوعی به توانایی اقتصاد برای هماهنگ کردن سه عامل یعنی رشد تقاضای دیجیتال، توسعه زیرساخت انرژی و پذیرش اجتماعی این تغییر بزرگ بستگی دارد.
@poolpira
203
✍مقاله فوق به این موضوع میپردازد که وقتی قیمت نفت ناگهان بالا میرود، تولیدکنندگان نفت آمریکا چقدر سریع میتوانند تولیدشان را افزایش دهند؟
برخی مطالعات جدید گفته بودند که این کشش نسبتاً بالاست یعنی اگر قیمت نفت افزایش پیدا کند، شرکتهای نفت شیل آمریکا میتوانند در مدت کوتاهی تولید را بهطور قابلتوجهی بالا ببرند. اما مطالعات قدیمیتر، بهویژه Newell و Prest، معتقد بودند که این واکنش در کوتاهمدت تقریباً صفر است.مقاله برای بررسی این اختلاف، از جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ بهعنوان یک آزمایش طبیعی استفاده کرده است.
نکته قابل تامل در این مقاله این است که اگر شرکتهای نفت شیل واقعاً به افزایش قیمت نفت واکنش سریعی نشان میدادند، باید بعد از این جهش قیمت، تولید آمریکا هم بهشدت افزایش پیدا میکرد. اما دادهها چنین چیزی را نشان ندادند. تولید نفت شیل آمریکا در ماه اول فقط اندکی افزایش یافت و محاسبات در این مقاله نشان میدهد کشش عرضه ماهانه و فصلی تقریباً ۰٫۰۲، یعنی عملاً صفر، بوده است. حتی در بزرگترین مناطق تولیدی مثل پرمین و بَکِن، واکنش تولید بسیار ناچیز بود.بنابراین، افزایش قیمت نفت لزوماً به معنای افزایش سریع عرضه نفت نیست.
پس در کوتاهمدت، عرضه نفت بسیار کمکشش است و تقریباً ثابت میماند اما در بلندمدت میتواند واکنش بیشتری نشان دهد. به این دلیل که برای افزایش تولید، شرکتها باید چاه جدید حفاری و تکمیل کنند، تجهیزات و نیروی انسانی فراهم کنند و سپس تولید را آغاز کنند همه این کارها زمان می برد.
@poolpira
203
🖊عنوان مقاله:
آنچه جنگ ایران درباره کشش قیمتی عرضه نفت به ما میآموزد.
🏦منتشر شده توسط بانک فدرال رزرو دالاس
📌لینک دانلود مقاله:
https://t.me/Poolpira_Archive/36
@poolpira
203
🔰قانون هالی–اسموت (Smoot–Hawley Tariff Act of 1930) قانونی بود که دولت آمریکا در دوران آغاز رکود بزرگ برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی تصویب کرد.
این قانون با هدف حمایت از تولیدکنندگان و کشاورزان آمریکایی، تعرفههای وارداتی را بر بیش از ۲۰ هزار کالای خارجی به شدت افزایش داد.منطق اولیه این سیاست این بود که با کاهش رقابت خارجی، تولید داخلی، اشتغال و درآمد کشاورزان و کارخانهها افزایش یابد اما مشکل اینجا بود که اقتصاد جهانی یک سیستم بههمپیوسته است. وقتی آمریکا تعرفهها را افزایش داد، بسیاری از کشورها نیز در واکنش تعرفههای خود را علیه کالاهای آمریکایی بالا بردند. در نتیجه، به جای اینکه فقط واردات کاهش یابد، صادرات آمریکا نیز آسیب دید و یک چرخه جنگ تجاری شکل گرفت.
در نتیجه تجارت جهانی در دهه ۱۹۳۰ به شدت کاهش یافت و روابط تجاری بین کشورها آسیب دید. البته اقتصاددانان امروز معتقد نیستند که هالی–اسموت بهتنهایی عامل ایجاد رکود بزرگ بود اما این قانون باعث شد رکود جهانی شدیدتر شود.
قانون هالی–اسموت امروزه به عنوان یک نمونه تاریخی از خطرات حمایتگرایی افراطی و جنگ تجاری شناخته میشود.
#تاریخ_اقتصادی
@poolpira
203
🟢تورستن اسلوک از آپولو:
🔷نتیجه نهایی برای سرمایهگذاران این است که نرخهای بهره برای مدت طولانیتری بالاتر باقی خواهند ماند.
🔷نرخها برای مدت طولانیتری بالاتر خواهند ماند و این موضوع هیچ ارتباطی با بخش کسبوکار یا اقداماتی که فدرال رزرو انجام میدهد ندارد. وضعیت مالی دولت چندان خوب نیست و این موضوع باعث افزایش حقریسک در نرخهای بهره بلندمدت شده است.
🔷در حال حاضر فکر میکنم بازار تلاش دارد پس از گزارش درآمدی انویدیا بفهمد ما در چه سناریویی قرار داریم.
۴۹۳ شرکت از شاخص S&P 500 خارج از بخش فناوری، هنوز چنین رشدی را تجربه نکردهاند.سناریوی مدرنی که ما تلاش میکنیم آن را درک کنیم این است که آیا هوش مصنوعی یک موفقیت عظیم خواهد بود یا یک شکست؟این همان سناریویی است که در آن همچنان وزن زیادی روی وضعیت مالی دولت و وضعیت تورم قرار دارد.
🔷قطعاً وارش به چیزی اشاره کرده که بیشتر مردم با آن موافق هستند، او درست میگوید که راهنمایی درباره مسیر آینده (Forward Guidance) ایده خوبی نیست.
چیزی که بیشتر مردم نیز با آن موافق هستند این است که راهنمایی درباره چارچوب سیاستی ایده خوبی است.
🔷اگر او تصمیم بگیرد در جکسون هول کم و مبهم صحبت کند و درباره اینکه فکر میکند تورم و بیکاری امروز در چه وضعیتی هستند راهنمایی ارائه ندهد، ریسک این است که دیگر اعضای FOMC توجه بیشتری دریافت کنند.منظور از ریسک، یعنی موضوعی که باید در نظر گرفته شود، این است که اعضای دیگر بیشتر دیده خواهند شد.
خمیر دندان به هر شکلی از تیوب بیرون خواهد آمد.
مردم درباره همه نوع موضوعی دیدگاه دارند و ناگهان بازار شروع خواهد کرد به توجه کردن به آنچه رؤسای منطقهای فدرال رزرو و اعضای FOMC در هیئتمدیره میگویند.
#نظرات
@poolpira
203
🟢انویدیا پیشبینی کرده است که درآمد آن در سال مالی۲۰۲۷ تقریباً ۷۰ درصد رشد خواهد کرد.
👤نظر آنجلو زینو از شرکت CFRA درباره گزارش قوی و پیش بینی بیش از انتظار شرکت NVIDIA:
🔸 انویدیا با ارائه چشمانداز سال تقویمی ۲۰۲۷ قصد دارد یک پیام بسیار قدرتمند ارسال کند. همانطور که اشاره کردید، بازاری که همه انتظار داشتند سال آینده رشد درآمدی در محدوده ۴۰ تا ۴۵ درصد باشد، اکنون شاهد پیشبینی رشد بالای ۷۰ درصد است.
✅من فکر میکنم چهار عامل اصلی وجود دارد که این افزایش نسبی از ۴۵ درصد به ۷۰ درصد را توضیح میدهد.
1⃣اولین عامل، تقاضای بیشتر از انتظار از سوی ابرمقیاسها (Hyperscalers) است.
فکر میکنم پیشبینی انویدیا درباره پنج مشتری بزرگ خود (Big Five) که مجموع هزینههای آنها در سال آینده به حدود ۱.۳ تریلیون دلار میرسد، تقریباً ۲۰۰ میلیارد دلار بیشتر از چیزی است که ما انتظار داشتیم.
2⃣دوم، موضوع افزایش قیمتها است. با افزایش قیمت قطعات، انویدیا این افزایش هزینهها را به مشتری نهایی منتقل خواهد کرد و این موضوع احتمالاً هنوز بهطور کامل در برآوردهای ما لحاظ نشده است.
3⃣عامل سوم، داستان رشد محتوا (Content Growth Story) است. این موضوع اساس توصیه خرید قوی ما درباره انویدیا بود. این رشد بسیار قدرتمندتر از چیزی است که قبلاً تصور میکردیم بهخصوص وقتی صحبت از ایجاد حدود ۴۰ میلیارد دلار ارزش برای هر گیت (Gate) در یک مرکز داده میشود.
4⃣اما شاید مهمترین عامل، اتفاقاتی است که در بخش تأمین مالی (Financing) رخ میدهد.
انویدیا اساساً تمام جریان نقد آزاد (Free Cash Flow) خود را دوباره وارد سیستم میکند و سرمایه بیشتری را به این اکوسیستم اختصاص میدهد.
آنها روشهای جدید و نوآورانهای برای ساختارهای تأمین مالی پیدا میکنند تا بتوانند شرکتهای نئوکلاد (Neo-clouds) و همچنین اسپیسایکس (SpaceX) را تقویت کنند. به نظر من همین موضوع یکی از مهمترین دلایل رشد صعودی اخیر است.
#نظرات
@poolpira
203
✅تحلیل فرضی تعرفههای بلندمدتتر و اقدامات تلافیجویانه میان آمریکا و کانادا
در این سناریوی فرضی، factsetچندین تعرفه دوجانبه را در نظر گرفته است برای مثال، تعرفههایی که هم از سوی آمریکا و هم از سوی کانادا اعمال میشوند.
شرکت داده های مالی factset فرضیات این تحلیل را بر اساس بخش مربوط به جنگ تجاری آمریکا و چین قرار داده است بهگونهای که بازدههای مشابهی برای شاخصهای گسترده قابل سرمایهگذاری بازار و همچنین کاهش ارزش ارزها در نظر گرفته شده است.
بر این اساس، یک سناریوی ترکیبی ایجاد شده که شامل موارد زیر است:
🔹 ۵ درصد کاهش در شاخص گسترده سهام آمریکا
🔹۱۰ درصد کاهش در شاخص گسترده سهام کانادا
🔹۲.۵ درصد کاهش در شاخصهای گسترده اوراق قرضه آمریکا
🔹۳ درصد کاهش ارزش دلار کانادا
6/6
@poolpira
203
✅تحلیل فرضی تعرفهها بر خودروها و قطعات خودروهای وارداتی از مکزیک
آمریکا بخش بزرگی از قطعات خودرو و خودروهای کامل خود را از مکزیک وارد میکند.
با استفاده از همان روشی که در تحلیلهای قبلی به کار بردیم، میتوانیم فرض کنیم که:
🔹شاخص سهام صنعت قطعات خودرو مکزیک حدود ۹ درصد کاهش خواهد یافت.
🔹شاخص سهام صنعت قطعات خودرو آمریکا حدود ۴ درصد کاهش پیدا خواهد کرد.
اعمال این سناریو بر شاخصهای گسترده قابل سرمایهگذاری باعث میشود:
🔹بازار سهام آمریکا حدود ۲.۵ درصد کاهش یابد.
🔹بازار سهام مکزیک حدود ۴ درصد افت کند.
🔹اوراق قرضه دولتی و شرکتی، در صورت تأثیرگذاری، با اثری بسیار ناچیز مواجه خواهند شد.
5/6
@poolpira
203
✍بر اساس مشاهدات تاریخی بالا درباره شاخصهای سهام، اوراق قرضه و ارزها، به این نتیجه میرسیم که تأثیر اعمال تعرفه بر یک کالا یا ماده مهم برای یک صنعت خاص، معمولاً به شکل زیر است:
🔹حدود ۵ درصد کاهش ارزش شاخص سهام همان صنعت در یک تا چهار هفته نخست پس از اعمال تعرفهها.
🔹۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش ارزش سهام شرکتهای پیشرو که مستقیماً تحت تأثیر تعرفهها قرار میگیرند.
🔹تأثیر بر شاخصهای گسترده بازار یا ارزها، تنها زمانی مشاهده میشود که تعرفهها گستردهتر و بلندمدتتر باشند و کشورهای تحت تأثیر نیز اقدامات متقابل انجام دهند.
4/6
@poolpira
203
+1
✍دو نمودار تاریخی زیر نشان میدهند که تعرفههای اعمالشده توسط آمریکا در ژانویه ۲۰۱۸ بر واردات قطعات انرژی خورشیدی و ماشینهای لباسشویی بزرگ خانگی، و همچنین تعرفههایی که در مارس ۲۰۱۸ بر واردات آلومینیوم و فولاد اعمال شدند، تأثیر اندکی بر ارزش شاخصهای گسترده سهام، اوراق قرضه یا شاخصهای نوسان بازار داشتند.
کاهشهایی که در هر یک از این شاخصها مشاهده شد، به نظر میرسد بیشتر مرتبط با سایر اخبار کلان اقتصادی یا تصمیمات سیاسی همان دوره بوده باشد برای مثال، اخبار مثبت درباره بازار کار و تورم که در فوریه ۲۰۱۸ زمینه را برای افزایش نرخ بهره فراهم کرد.
3/6
@poolpira
203
✍مقاله فوق میخواهد نشان دهد که در صورت وقوع جنگهای تعرفهای جدید، چه اتفاقی ممکن است برای سهام، اوراق قرضه و ارزها رخ دهد.
بررسی نمونههای گذشته نشان میدهد که تعرفهها معمولاً ابتدا بیشترین آسیب را به همان صنایع خاصی وارد میکنند که مستقیماً هدف قرار گرفتهاند. برای مثال، پس از اعمال تعرفه بر قطعات پنلهای خورشیدی، شرکتهای فعال در حوزه نیمهرساناها و تجهیزات الکتریکی چین و آمریکا با کاهش ارزش سهام مواجه شدند. همچنین تعرفههای مربوط به ماشینهای لباسشویی باعث کاهش قیمت سهام صادرکنندگان بزرگ این صنعت شد. با این حال، شرکتهایی که توانستند تولید خود را به کشورهای دیگر منتقل کنند، به مرور دوباره شرایط بهتری پیدا کردند.
در مورد تعرفههای فولاد و آلومینیوم و همچنین جنگ تجاری آمریکا و چین، اثرات گستردهتری دیده شد. در این موارد، فقط یک صنعت خاص آسیب ندید، بلکه شاخصهای بزرگتر بازار سهام، اوراق قرضه و ارزها نیز تحت تأثیر قرار گرفتند. با این حال نمیتوان تمام کاهشهای بازار را فقط به تعرفهها نسبت داد، زیرا در همان زمان عوامل دیگری مانند تصمیمات بانکهای مرکزی، شرایط اقتصادی و تحولات سیاسی نیز بر بازارها اثر میگذاشتند.
مقاله به ۲سناریو مهم میپردازد: در یک سناریو، اگر آمریکا بر خودروها و قطعات وارداتی از مکزیک تعرفه وضع کند، انتظار میرود صنایع خودرویی مکزیک و آمریکا آسیب ببینند، اما اثر آن بر کل بازار سهام محدودتر باشد. در سناریوی دیگری که اگر یک جنگ تعرفهای طولانی میان آمریکا و کانادا شکل بگیرد، مشابه جنگ تجاری آمریکا و چین، احتمال کاهش بیشتر ارزش سهام کانادا، افت ارزش دلار کانادا و فشار بیشتر بر بازارهای مالی وجود خواهد داشت.
در نتیجه اثر تعرفهها به اندازه و گستردگی آنها بستگی دارد. تعرفههای محدود معمولاً بیشتر به صنایع خاص آسیب میزنند، اما اگر به یک جنگ تجاری گسترده تبدیل شوند، میتوانند کل بازارها را تحت تأثیر قرار دهند.
2/6
@poolpira
203
نگاهی به تجربههای تاریخی: تأثیر احتمالی تعرفههای جدید بر بازارهای مالی
مقاله ای جالب از شرکت داده های مالی factset به بهانه جنگ تجاری دیگر اما اینبار آمریکا و کانادا
تعرفههایی که از سوی آمریکا اعمال شدهاند، از زمان مراسم تحلیف ریاستجمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۵، موضوعی تکرارشونده بودهاند. با توجه به تعرفه جدید آمریکا که در تاریخ ۲۲ اوت ۲۰۲۶ بر برخی کالاهای کانادایی اعمال شد، همچنین تعرفه اضافی جدیدی که پیشنهاد شده است از اول ژانویه ۲۰۲۷ بر خودروها، کامیونها و قطعات خودروهای کانادایی اعمال شود، factset تحلیل خود را بهروزرسانی کرده تا یک مبنای اولیه برای سرمایهگذاران فراهم کند.
1/6
@poolpira
203
🔍دیدگاه ها در مورد سخنرانی وارش در نشست جکسون هول:
🔸پاتریک هارکر، رئیس سابق فدرال رزرو فیلادلفیا:
«وارش مجبور است به تورم بپردازد. او باید واقعاً چیزی بیشتر از اینکه بگوید "ما در حال مبارزه هستیم" بیان کند. این پاسخ قابل قبول نخواهد بود. اگر این رویکرد او باشد، بازارها واقعاً ناامید خواهند شد.»
🔸مارکو کاسیراگی، اقتصاددان ارشد مؤسسه Evercore ISI:
«برای وارش دشوار خواهد بود که سخنرانیای ارائه دهد که کاملاً جدا از بحثهای فعلی درباره سیاست پولی باشد.اینکه فدرال رزرو ثبات قیمتها را بازخواهد گرداند و تعهد بسیار بالایی به این هدف دارد ممکن است کافی نباشد.»
🔸جیم بولارد، رئیس سابق فدرال رزرو سنتلوئیس:
اعتبار فدرال رزرو در معرض خطر است اگرچه وارش گفته است فدرال رزرو هنوز اعلام نکرده که آیا حاضر است برای رسیدن به تورم ۲درصدی نرخهای بهره را افزایش دهد یا خیر اما بازارها فکر می کنند که کمیته واقعاً علاقهای به بازگشت تورم به ۲ درصد ندارد.»
تمایل وارش برای تغییر معیار رسمی هدف تورمی، از نرخ رشد سالانهPCE Price Indexنیز میتواند اعتبار بانک مرکزی را تهدید کند.
@poolpira
203
نظرات Bhanu Baweja استراتژیست ارشد بانک سرمایهگذاری UBS درباره موضوعات مختلف اقتصادی:
🌐جنگ ایران،انتخابات میان دوره ای و تورم
🔹به نظر من، ما به نقطهای نزدیک میشویم که جنگ ایران دیگر تأثیر قابلتوجهی بر انتخابات میاندورهای نخواهد داشت، زیرا انتقال افزایش قیمت انرژی به شاخص CPI و سپس تأثیر آن بر هزینههای خانوار، زمانبر است.هرچه به زمان انتخابات نزدیکتر شویم، اهمیت سیاسی این موضوع کمتر خواهد شد.به نظر من، بازه زمانی مهم برای تأثیر جنگ ایران بر انتخابات میاندورهای، بیشتر بین ماههای مه تا ژوئیه بود.
#نظرات
@poolpira
203
✍نمودار فوق نشان میدهد که حق بیمه 30 ساله ایالات متحده به 1.48 درصد افزایش یافته است که بالاترین سطح آن از سال 2011 است.
در همین زمان، حق بیمه سررسید بریتانیا به 2.81 درصد، آلمان به 2.13 درصد و فرانسه به 3.13 درصد افزایش یافت و هر سه کشور نیز نزدیک به بالاترین سطح 15 ساله خود هستند.
به بیانی دیگر نگرانیهای مالی در اقتصادهای بزرگ به سرعت در حال افزایش است.
4/4
@poolpira
203
✍نمودار فوق روند تغییرات حق بیمه سررسید توسط سرمایهگذاران برای نگهداری اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا را از ابتدای سال ۲۰۲۵ تا اوت ۲۰۲۶ نشان میدهد. پس از یک شوک اولیه در آوریل ۲۰۲۵ که ناشی از نگرانیهای تعرفهای بود، حق بیمه سررسید جهش تندی را تجربه کرد. اگرچه اقدامات مداخلهای خزانهداری آمریکا مانند بازخرید بخشی از اوراق توانست با ایجاد تقاضای جدید، فشار فروش را در مقاطعی مانند پاییز ۲۰۲۵ کاهش دهد و تنفسی برای بازار ایجاد کند، اما روند صعودی کلی نمودار نشان میدهد که اثر چنین طرحهایی صرفاً در حد یک داروی مسکن کوتاه مدت است.
علت اصلی بازگشت مجدد حق بیمه سررسید به سطوح بالای ۰.۹۰ درصد در اوت ۲۰۲۶ میتواند حجم عظیم کسری بودجه دولت، رشد مداوم بدهی عمومی، عرضه انباشته اوراق جدید به بازار و عقبنشینی فدرال رزرو از نقش خریدار اصلی باشد که باعث شده تا سرمایهگذاران ریسک نگهداری اوراق بلندمدت را بسیار بالا بدانند. در نتیجه، خریداران همچنان سود و بازدهی بیشتری را برای جبران این ریسکهای ساختاری مطالبه میکنند.
3/4
@poolpira
203
✍حق بیمه سررسید یا Term Premium به بخشی از بازده یک اوراق قرضه بلندمدت گفته میشود که سرمایهگذار در ازای پذیرش ریسک نگهداری آن اوراق برای مدت طولانیتر از یک دوره کوتاهمدت، مطالبه میکند. به عبارتی وقتی یک سرمایهگذار اوراق ۱۰ ساله دولت آمریکا را خریداری میکند، فقط به خاطر انتظار خود از نرخهای بهره آینده تصمیم نمیگیرد بلکه یک پاداش اضافی نیز درخواست میکند، زیرا در طول ۱۰ سال با ریسکهایی مانند تغییر نرخ بهره، تورم، شرایط اقتصادی و عدم قطعیت آینده مواجه است.
2/4
@poolpira
203
✍دولت آمریکا با کسری بودجه سنگین و افزایش بیسابقهی بدهی عمومی مواجه است. برای جبران این کسری، وزارت خزانهداری مجبور است حجم عظیمی از اوراق قرضه جدید را به بازار عرضه کند. از سوی دیگر، فدرال رزرو نیز مثل گذشته خریدار این اوراق نیست. وقتی عرضه اوراق در بازار بسیار زیاد میشود اما خریدار کافی وجود ندارد، ریسک نگهداری اوراق بلندمدت بالا میرود. در نتیجه، سرمایهگذاران خواهان حق بیمه سررسید بیشتری هستند.
در این میان، افزایش شدید بازده اوراق بلندمدت، هزینههای استقراض را برای کل اقتصاد و خود دولت بسیار گران میکند. برای جلوگیری و مهار این فشار، وزارت خزانهداری دست به مداخله میزند و از ابزار بازخرید اوراق (Buyback) استفاده می کند. به عبارتی وزارت خزانهداری به عنوان یک خریدار بزرگ وارد بازار میشود تا با ایجاد تقاضای مصنوعی، قیمت اوراق را بالا ببرد و بازده آنها را کاهش دهد. این اقدام میتواند موقتا موفقیت آمیز باشد و فشار را کم کند اما حالا با از بین رفتن این اثر، حق بیمه سررسید دوباره در آگوست ۲۰۲۶ اوج میگیرد و به مسیر صعودی خود بازمیگردد.
این موضوع در روزهای اخیر تاثیرات مهم و ملموسی بر بازارهای مالی گذاشته است برای مثال:
بازده اوراق ۱۰ساله و ۳۰ساله کاهش یافته و باعث مثبت شدن بازار سهام شده است. همچنین اعلام خبر دو برابر شدن حجم بازخرید اوراق توسط وزارت خزانهداری آمریکا، بلافاصله اثر صعودی چشمگیری بر بازار طلا و سایر فلزات گرانبها گذاشته است.
1/4
@poolpira
203
✍مقاله فوق مفهوم جدیدی به نام بیکاری سرمایه (Capital Unemployment) را معرفی میکند.
این پدیده بسیار مهمتر از چیزی است که در مدلهای سنتی اقتصاد کلان فرض میشود. در مدلهای معمول، فرض بر این است که بازار سرمایه همیشه کارآمد است و هر سرمایهای که عرضه شود سریعاً توسط تقاضاکنندگان جذب میشود، اما دادههای واقعی نشان میدهند که خرید و فروش سرمایه فیزیکی با موانع معاملاتی همراه است و فروش یک دارایی ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد.
بیکاری سرمایه در دورههای رکود اقتصادی بهشدت افزایش پیدا میکند. برای مثال، در بحرانهای اقتصادی آمریکا، مقدار زیادی از ساختمانهای تجاری، تجهیزات و داراییهای تولیدی بدون استفاده باقی میمانند. این سرمایههای بلااستفاده باعث میشوند که پس از پایان رکود، شرکتها لزوماً سرمایهگذاری جدید انجام ندهند، زیرا ابتدا از سرمایههای موجود و بیکار استفاده میکنند. بنابراین، حتی پس از بهبود شرایط اقتصادی، سرمایهگذاری جدید ممکن است برای مدت طولانی پایین باقی بماند.این موضوع یکی از دلایل کاهش شدید سرمایهگذاری پس از بحران مالی ۲۰۰۸ بوده است زیرا اقتصاد ابتدا تلاش کرد سرمایههای موجود را دوباره فعال کند، نه اینکه سرمایه جدید تولید کند.
✅دو عامل اصلی باعث افزایش بیکاری سرمایه میشوند:
🔹موانع معاملاتی در بازار خرید و فروش سرمایه
و
🔹شوکهای مالی.
وقتی شرایط مالی سخت میشود، مانند زمانی که بانکها کمتر وام میدهند یا هزینه تأمین مالی شرکتها افزایش مییابد، شرکتها خرید سرمایه جدید را کاهش میدهند. در نتیجه، فروشندگان سرمایه سختتر خریدار پیدا میکنند و تعداد داراییهای بلااستفاده افزایش مییابد. این فرآیند باعث میشود شوکهای مالی اثر بزرگتری بر اقتصاد داشته باشند زیرا علاوه بر کاهش اعتبار و سرمایهگذاری، باعث کاهش استفاده از سرمایه موجود نیز میشوند.
نکته مهم و قابل تامل در این مقاله این است که نشان میدهد سرمایه فقط زمانی برای اقتصاد مفید است که مورد استفاده قرار گیرد. وجود مقدار زیادی ساختمان، ماشینآلات یا تجهیزات بلااستفاده میتواند مانند بیکاری نیروی کار، باعث کاهش تولید و بهرهوری شود.
@poolpira
