slice of life🍓
Открыть в Telegram
پریشان خاطریم ؛ اما توانِ ایستادن هست . تًهِش میرسیم به جایی که حقمونه.
БольшеИран132 663Категория не указана
388
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+4130 день
Архив постов
احتمال خیلی زیاد نظریهم نامحبوب باشه ولی اصلا قرمه سبزی و قیمه دوس ندارم
بعد چند قاشق خوردن قیمه یجوری حالت تهوع گرفتم و حالم بده
که حد نداره.
راستی همکلاسی های چص پولدار دوران دبستانمم دیدم
مامانش واسش پروشیرموز اوورده بود حالا مثلا شیر موز خالی بود نمیشد؟
😂😂
راستی بچه هایی که فردا کنکور دارین با خودتون آب خنک ببرین آب میدن ولی همچین خنک نیست و مزه آب لوله میده و یه شکلاتی چیزی ببرین چون یه بیسکویت خشک میذارن جلوت فقط باید یجوری اونو ببری پایین از گلوت.
بازم بخوام بگم یهو چشمم افتاد رو یه مارمولک بزرگ رو دیوار و ناخواسته از دهنمصدای هیییییین دراومد همه نگاها برگشت سمتم مراقبم مارمولکو دید ولی رفت زیر تلویزیون تو کلاس بودیم
خلاصه با مقنعه جلو دهنمو گرفته بودم بو گوووووه میداد رسما دختره
بعد زمین شناسی سوالارو نخونده گزینههارو همینجوری سه زدم مراقب از کنارم رد شد یه نگاه کرد باز شوکه برگشت خمشد تو پاسخبرگم یه نگاه دیگه انداخت مطمئن بشه
گفت آزمون نمره منفی داره گفتم میدونم
گفت چرا داری الکی پر میکنی😂😂
بعد تو یه کلاس حدود بیست نفر بودیم گفتن ساعت ۱۰ و نیم میتونید تحویل بدید ولی تا ۱۱ تایم دارید خلاصه بهجز دو سه نفر همه پاشدن بعد من ۹۰ درصد تایم دفترچه دوم و سوم همینجوری نشسته بودم نگاه در و دیوار میکردم تا تایم تموم شه
مراقب اومد پیشم گفت نمیخوای تحویل بدی مگه؟
گفتم نه بیرون گرمه ساعت ۱۱ میان دنبالم
بعد یکی از دخترا که مشخص بود درسخونده از ساعت هشت که ازمون شروع شد تا یازده زیر لب حرف میزد با خودش ۳ ساعت تمام اون اواخر که کلاس خلوت شد دیگه حرف زدنش تقریبا بلند بلند شده بود
نمیدونم دهنش کف نکرد
😂😂😂😂😂🤣🤣
بازم بخوام بگم یهو چشمم افتاد رو یه مارمولک بزرگ رو دیوار و ناخواسته از دهنمصدای هیییییین دراومد همه نگاها برگشت سمتم مراقبم مارمولکو دید ولی رفت زیر تلویزیون تو کلاس بودیم
خلاصه با مقنعه جلو دهنمو گرفته بودم بو گوووووه میداد رسما دختره
بعد زمین شناسی سوالارو نخونده گزینههارو همینجوری سه زدم مراقب از کنارم رد شد یه نگاه کرد باز شوکه برگشت خمشد تو پاسخبرگم یه نگاه دیگه انداخت مطمئن بشه
گفت آزمون نمره منفی داره گفتم میدونم
گفت چرا داری الکی پر میکنی😂😂
بعد تو یه کلاس حدود بیست نفر بودیم گفتن ساعت ۱۰ و نیم میتونید تحویل بدید ولی تا ۱۱ تایم دارید خلاصه بهجز دو سه نفر همه پاشدن بعد من ۹۰ درصد تایم دفترچه دوم و سوم همینجوری نشسته بودم نگاه در و دیوار میکردم تا تایم تموم شه
مراقب اومد پیشم گفت نمیخوای تحویل بدی مگه؟
گفتم نه بیرون گرمه ساعت ۱۱ میان دنبالم
بعد یکی از دخترا که مشخص بود درسخونده از ساعت هشت که ازمون تموم شد تا یازده زیر لب حرف میزد با خودش ۳ ساعت تمام اون اواخر که کلاس خلوت شد دیگه حرف زدنش تقریبا بلند بلند شده بود
نمیدونم دهنش کف نکرد
😂😂😂😂😂🤣🤣
بازم بخوام بگم یهو چشمم افتاد رو یه مارمولک بزرگ رو دیوار و ناخواسته از دهنمصدای هیییییین دراومد همه نگاها برگشت سمتم مراقبم مارمولکو دید ولی رفت زیر تلویزیون تو کلاس بودیم
خلاصه با مقنعه جلو دهنمو گرفته بودم بو گوووووه میداد رسما دختره
بعد زمین شناسی سوالارو نخونده گزینههارو همینجوری سه زدم مراقب از کنارم رد شد یه نگاه کرد باز شوکه برگشت خمشد تو پاسخبرگم یه نگاه دیگه انداخت مطمئن بشه
گفت آزمون نمره منفی داره گفتم میدونم
گفت چرا داری الکی پر میکنی😂😂
بعد تو یه کلاس حدود بیست نفر بودیم گفتن ساعت ۱۰ و نیم میتونید تحویل بدید ولی تا ۱۱ تایم دارید خلاصه بهجز دو سه نفر همه پاشدن بعد من ۹۰ درصد تایم دفترچه دوم و سوم همینجوری نشسته بودم نگاه در و دیر میکردم تا تایم تموم شه
مراقب اومد پیشم گفت نمیخوای تحویل بدی مگه؟
گفتم نه بیرون گرمه ساعت ۱۱ میان دنبالم
بعد یکی از دخترا که مشخص بود درسخونده از ساعت هشت که ازمون تموم شد تا یازده زیر لب حرف میزد با خودش ۳ ساعت تمام اون اواخر که کلاس خلوت شد دیگه حرف زدنش تقریبا بلند بلند شده بود
نمیدونم دهنش کف نکرد
😂😂😂😂😂🤣🤣
یطوری دارن از چنلای درسی و دیلی لفت میدن هم چنل خودم هم چنل بقیه بچه ها
چخبرتوووووونه
و بیشتر از این میسوزم اشتباهاتشو قبول نمیکنه و میگه با این حرفا میخوای وجدان خودتو راحت کنی آره؟
نه ولی تو چجوری میخوای وجدانتو راحت کنی؟؟
بدترین تجربه بود !
یه دختر بو عرق سگ میداد مثلا دختری یه حموم برو فکر کنم یک ماه حموم نرفته بود و دقیقا من پشتش نشسته بودم نمیدونم مراقب چجوری بهش برگه و اینا میداد
بعد این هیچی
من برمیگردم خانوادم امسال هیچ کاری واسم نکردن انتظاریام نباید داشته باشن بعد میپرسن چطور بود سخت بود یا آسون؟
عااا اینقدر آسون بود همشو اصلا ۱۰۰ زدم ://////
الان فهمیدم چرا میگن غذای سنگیننخورید دیشب ساعت ۱۲ و خورده شام خوردم الان حالت تهوع اونو دارم😑😑
اینقدر سطح استرسم بالاست دو و خورده خوابیدم سه چهار بار از کابوس پریدم الانم پریدم دیدم هوا روشن شده سریع دنبال گوشیم گشتم گفتم جا موندم :/
من چرا استرس دارم😐
صرفا میخوام برم با محیط کنکور آشنا بشم
ولی زیاد استرس دارم و تپش قلب 😐
