-مرگ در میان[اَبر]ها-
Открыть в Telegram
عچلوفسکی،همصحبتگربههایسیاه.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
527
Подписчики
+224 часа
-87 дней
-5430 дней
Архив постов
من از اون آدماییم که تابستون رو با مقصد نمیشناسن؛
با کافههای کوچیک، پنجرههای قدیمی، بوی کاغذ و خیابونایی که آروم قدم زده میشن، میشناسن.
به نظرم تابستون یه بوی خاصی داره.
بوی آفتابِ عصر،هندونه،کتابی که نصفه مونده،لیموناد و گلدونی که یادت رفته آبش بدی.
Repost from 𝑽𝒆𝒖𝒑𝒉𝒐𝒓𝒊𝒂.
«اگر کتاب ها و فیلم ها یک خوبی داشته باشند، این است که باعث میشوند برای مدتی همه چیز را فراموش کنی. »
احساسات،نقطه ضعفِ آدم ها نیستن.
بخشی از انسان بودنشونن.
هیچکس با دوست داشتن،گریه کردن یا دلتنگ شدن ضعیف نمیشه.
داستان نوشتن برام جذابیت خاصی داره،وقتی خودت داری یه شخصیت رو خلق میکنی و جزئیاتی رو برای داستانت رقم میزنی واقعا بهترینه
Repost from ָ࣪ ˖⋆𓏲࣪ دنیـای جادویـے ادوࢪا
─⸙ ·· از آفتاب متنفرم امیدوارم هوا جوری بشه انگار ولدمـورت برگشته.
من مثل بیلبو دلم خونهی گرم میخواد و صندلی کنار شومینه. اما یه چیزی توی دلم هست که میگه:
«بعضی قصهها از درِ خونه شروع میشن.»
کسایی رو تو زندگیم دارم که همیشه باعث میشن یادم بیاد مهربونی هنوز بین آدما نفس میکشه.
