ᩘ𝑦𝑖𝑡𝑜𝑛𝑔
Открыть в Telegram
born like a doll, meant for admiration only 🦢 @liyitongpic
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
296
Подписчики
-124 часа
-67 дней
+2030 дней
Архив постов
+5
. 🐶 ᭢᜴꤬ weibo update
” اگر به سمت راست بکشید، سگ جام جهانی ظاهر میشه ૮・ᴥ - ა “
سوال: این روزها تو iQiyi چه سریالی رو دنبال میکنید؟
جوزف: Spy Game با بازی ییتونگ
سوال: بین کارهایی که قراره از آیچییی پخش بشه، کدوم رو بیشتر از همه منتظرید؟
😔: معلومه سریال خودمون دیگه!
سوال: اگه بخواید شیرینی و غمانگیزی این سریال رو توصیف کنید، چطور توضیحش میدید؟
😶: به نظر من سریال ما یکم با عاشقانههای معمولی فرق داره. اون حسوحالهای دراماتیک و اوجوفرودهای شدید احساساتی که معمولا توی سریالهای عاشقانه هست، توی کار ما هست، ولی جور دیگهای نشون داده شده. حتی توی صحنههای غمانگیز و هم یه المانهای کمدی وجود داره. مثلا وقتی فانیون میخواد از چیجنگ طلاق بگیره، یه صحنهای هست که جلوی مردم ازش بدگویی میکنه، ولی حتی اون موقعیت هم با یه سری نکات بامزه همراه شده. پس فکر میکنم وقتی بینندهها ببینن، حسابی براشون تازه و متفاوت باشه.
سوال: کدوم کاستوم چی جنگ رو بیشتر از همه دوست دارید؟
جوزف: من این کاستومی که الان پوشیدم رو خیلی دوست دارم. همچنین کاستوم دیروز موقع فیلمبرداری رو هم خیلی دوست داشتم. موهاش طبیعی و رها بود، یه حس ریلکسی داشت، واقعا به دلم نشست. اون استایلی که توی سریال، وقتی برای اولین بار همدیگه رو دیدیم، رو دوست داشتم.
سوال: اون سکانس بوسه رو خیلی طول کشید تا ضبط کنید؟
😢: موقع فیلمبرداری این صحنه، لبای هر دومون خیلی لغزنده بود. اون موقع توی هنگدیان تابستون بود و هوا خشک، برای همین هر دومون بالم لب زده بودیم.
جوزف: تقصیر جیه بود 😠
🤔: خودت هم میزدی 😠 هر دومون لبامون بالم لب داشت. برای همین هر بار میخواستیم ببوسیم، لبامون میلغزید و درست درنمیاومد. آخرش لبای هر دومون کلفت شده بود مثل لب خوک! مجبور شدیم پاکشون کنیم و دوباره از اول ضبط کنیم.
سوال: سکانس بوسهتون در برف، یکی از صحنههای بهیادماندنی سریال شده. این صحنه برای فانیون و چی جنگ چه معنایی داره؟
😊: به نظر من این لحظهایست که فانیون خیلی از دلبستگیها و تردیدهای گذشتهاش رو رها میکنه. دیگه خیالش از مسائل کاری هم راحت شده. بعد میایسته روبروش و میگه: «برگشتم» و «تو رو انتخاب کردم».
جوزف: راستش چی جنگ همیشه باور داشت که فانیون بالاخره برمیگرده. برای همین منتظر موند تا اون روز برسه و جوابش رو بشنوه. البته توی این انتظار، لحظاتی هم بوده که کلافه و بیصبر شده، ولی بازم مطمئن بوده که برمیگرده. یه باور خیلی قوی داشت.
سوال: به نظرتون، هرکدوم از این دو شخصیت چه چیزهایی توی دیگری دیدن و جذب همدیگه شدن؟
😊: اون چیزی که اوایل قلب فانیون رو برد، احتمالا لحظاتی بود که چیجنگ بارها نجاتش داد. نه یه بار، بارها و بارها نجاتش میده. این عشق بزرگیه. دقیقتر بگم، توجه و دقت چی جنگ. چی جنگ کسیه که فانیون رو خوب درک میکنه. حتی وقتی عشقش رو ابراز میکنه، طرف رو مجبور به موندن نمیکنه. در عوض از اون چیزی که فانیون دوست داره و میخواد و آرزوشه، حمایت میکنه. از اون آدمهاییه که میگه «تو رو دوست دارم، ولی جلوی راهت رو نمیگیرم». فکر میکنم فانیون هم این رو خوب میدونه.
جوزف: از دید چی جنگ، اون با یه مملکت روبروئه و تغییر دادن اون خیلی سخته. چیزی که بیش از همه بهش نیاز داره، آدمهای بااستعداده. دقیقا همون موقع فانیون میرسه و هم از نظر کاری و هم از نظر احساسی، پشتیبان بزرگی براش میشه و میتونن همدیگه رو نجات بدن. یه ارتباط قلبی بینشون هست
سوال: درمورد آدمهایی مثل فانیون که «کار رو اولویت اول میدونن» چی فکر میکنید؟
😶: خوبه دیگه.
سوال: پس خودتون هم با این طرز فکر خیلی همذاتپنداری میکنید؟
🙂: (میخنده و به جوزف نگاه میکنه* آره همینطوره.
جوزف: امروز هر سوالی جواب میدی، چرا به من نگاه میکنی؟ هر چی دلت میخواد بگو دیگه.
🤔: ولی قبلا خودت گفتی که موقع حرف زدن بهت نگاه کنم!
جوزف: من که همچین چیزی نگفتم! هر جور راحتتری بگو.
😊: یله. من فکر میکنم فانیون اونجوریه و خودم هم احتمالا همینطورم
سوال: کاربرای اینترنتی میگن که روند پیشرفت شغلی فانیون شبیه «ترفیع گرفتن یه کارمند دولتیه» خودتون چی فکر میکنید؟
😔: آره، این عبارت خیلی دقیقه. چی گفتن؟ «ترفیع کارمند دولتی»؟ درسته. چون فانیون آدمیه که فقط یه راه رو میبینه. مثلا تو حل مسائل کشوری، معتقده زن و مرد باید برابر باشن و بین آدمها از نظر جایگاه اجتماعی و برتری تفاوتی نیست. وقتی هدفی رو برای خودش مشخص میکنه، فقط به همون مسیر نگاه میکنه و تا آخرش میره. برای رسیدن به هدفش مدام تلاش میکنه و میجنگه.
سوال: اگه فانیون و چی جنگ تو دوران مدرن زندگی میکردن، با توجه به شخصیتشون چه شغلی داشتن؟
😊: چی جنگ احتمالا بازیگر میشد. چون بازیگری رو هم بلده. اولش خودش رو ساده و بیعرضه نشون میده، ولی در اصل خیلی زرنگه. فکر کنم یه کمدین خوب یا بازیگر طنز میشد.
جوزف: باشه، قبول. ولی... فانیون احتمالا یه معلم عالی میشد. چون جنبه خیلی قوی و مستقلی داره.
جوزف: چی جنگ کسیه که نه عشق رو ول میکنه، نه کار رو. با فانیون فرق داره. چی جنگ شخصیت دوگانهای داره. از یه طرف مثل فانیون خیلی بامزه و بچگونس. تو عشق ساده و کمتجربهست، اما صادقه و یهدل عشق میورزه. از طرف دیگه تو کار کلینگر هست و میتونه اوضاع رو کنترل کنه و هدایت کنه. آدمیه که میتونه تنهایی مسئولیتها رو به دوش بکشه. چی جنگ شخصیتش چند بعدیایه و میشه از زوایای مختلف تحلیلش کرد
