ᴹᵉᵗᵃˡ ¹²⁰ ᴰᵃʸˢ ⁱⁿ ᵀᵃᵇʳⁱᶻ
Открыть в Telegram
293
Подписчики
+1124 часа
+107 дней
+3630 дней
Архив постов
اندازه یه سماور چایی باهات حرف دارم.
اندازه یه بکس بهمن کوچیک باهات حرف دارم.
اندازه هزار تا آهنگ پلی لیستم باهات حرف دارم.
اندازه کل شب قدم زدن باهات حرف دارم.
کلی باهات حرف دارم ولی...
اگر قرار بود تو را ببوسم و بعد به جهنم بروم،
این کار را میکردم. تا بتوانم با شیاطین لاف بزنم که بهشت را دیدم بدون آنکه هرگز وارد آن شوم.
از بازی کردن مارپله در نوکیا ،
تا سروکله زدن با مارهای واقعی در هر روز
ما همگی بزرگ شدیم.
آدم ذره ذره به همه چیز عادت میکنه، جز نوتفیکیشن نداشتن از فرد مورد علاقش.
