ماهـــی
Открыть в Telegram
درود بر زندگی. اینجا یه اقیانوسه منم ماهیشم. «🌊🪼🐋🐬🐟»
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
203
Подписчики
-124 часа
-27 дней
-230 дней
Архив постов
203
شد شکل مار
دور من پیچید
هیچچی چشام نمیدید
از سر راه من برو کنار
من میدونم مرواریدم، مروارید
شد دیوار
جلوم راه رو بست
هرکاری میکردم بهم میخندید
از سر راه من برو کنار
من میدونم مرواریدم، مروارید
زد زیر گریه
توو خیابون
دلش گرفته
از این روزگاری
از ته قلبش صداش زد
یکی یهو
«کی گفته تو بیکسوکاری؟»
میلرزید توو طوفان
از سرما
روو تنش، پر از زخم
زخم و یادگاری
آفتاب از پشت ابرا
صداش زد یهو
«کی گفته تو بیکسوکاری؟»
میکوبید شلاق و
روو شونههاش غم
طعنه میزد به امید بهاری
باد اومد
باد اومد توو
گوشش خوند
«کی گفته تو بیکسوکاری؟»
میخندید دیو صدسر به رویاش
تو
با کدوم یار؟
تو که یاری نداری
تکون خورد یهو زمین زیر پاش
«کی گفته تو بیکسوکاری؟»
میکشید روو دوشش
آرزوهاش
گاهی روو پا
گاه افتاده کناری
دریا از دور صداش زد
با موجاش
«کی گفته تو بیکسوکاری؟»
میدونست باید بمونه بیدار
اما خالی میشد از دونههاش اناری
به آسمون بیا
به بینهایت نگاه
«کی گفته تو بیکسوکاری؟»
203
بی اختیار میگریست و او را میبوسید داشت با کسی وداع میکرد که جان و تنش از او بود و غمخوارتر و غمگسارتر از او نداشت. خوب ترین و مهربان ترین پاره وجودش را از دست داده بود.
سوگ مادر_شاهرخ مسکوب
203
نشسته بودی پیشم سرمو میذاشتم رو پات، تو بهتر از هرکسی بلد بودی من رو آروم کنی دستات نجات دهنده بود
تو جاودانه بودی توی ذهنم!
قرار نبود هیچ وقتِ هیچ وقت بری از پیشم.
تو نور بودی یه نور واقعی که همیشه صداش بالاتر از آسمون میرفت
حالا تو نیستی و تنت یخه!
و من و مامان باید از دوریت صورتمون رو به جای گونه های گلگونت، روی خاکت بذاریم.
203
Repost from دانشگاه تهران - دانشجو
🖇 راهنمای بقا در زمان جنگ
[این محتوای کارآمد، توسط شهروندی مسئول و خلاق به اسم Elyar Rose
با الهام از کتابچه راهنمای سوئدی، راهنمایی برای بقا در شرایط بحرانی در ایران ساخته شده است.]
203
من پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
مینوازد آرام، آرام.
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
203
بر برادرتان ستم رفته و شما پلکها را برهم مینهید. ستم دیده، نعره میکشد و شما لب از لب نمیگشایید.
ستمگر آزادانه میگردد و قربانی میجوید و شما میپندارید که از ستم او در امان اید، زیرا نافرمانی
نکردهاید.
این چه شهری است؟ شما چگونه انسانهایی هستید؟ در شهری که به کسی بیعدالتی میشود، باید مردم سر به شورش بردارند.
زن خوب ایالت سچوان، برتولت برشت.
203
در سرزمینما نمیبایست غروبهای غمبار وجود داشته باشد و پلهای غول پیکر بر فراز رودها نیز.
حتی ساعات میان شامگاه و سپیده دم و روزهای زمستانی هم خطرناک است زیرا در اثر تهیدستی، کوچک ترین چیزی سبب میشود که مردم زندگی تحمل ناپذیر خویش را به دور افکنند.
زن خوب ایالت سچوان، برتولت برشت.
203
ولی خاک
تو با او مهربان باش؛
اگر آتش با او مهربان نبود
اگر زندگی، اگر مرگ با او
مهربان نبود؛
اگر انسانهای دیگر با او مهربان نبودند؛
خاک، تو با او مهربان باش.
رضا براهنی
203
خیلی زیبا و قشنگ بودید، خیلی عمیق و بامعنا بودید.
شما مشق جسارت رو توی خیابون نوشتید.
چهل روزه رفتید و ما هنوز بلد نیستیم با جای خالیتون زندگی کنیم.
