Yune, lately.
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
206
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+530 дней
Архив постов
جوجه... دنبه.... وای دل و قلوه...
جیگر... جیگرکی... نون کبابی... دوغ و ریحون و ماست موسیر....
وای خدا.......
هرموقع این آهنگ رو گوش میدم یاد دین و سم میوفتم.
اینکه اگر یه زندگی عادی داشتن سم مثل پارتِ آمیا با جسیکا عشق میورزید...
یا مثلا دین با دختر رویا هاش قرار میذاشت و بنظر من مثل پارتِ فیزر بهش حس داشت.
اگه سم و دین فرصت یک زندگی عادی رو داشتن، شاید دیگه خبری از جادههای بیپایان، خداحافظیهای تلخ و ترسِ از دست دادن نبود. شاید دین هر شب با خیالی آسوده میخوابید، بدون اینکه نگران جون برادرش باشه، و سم بلخره میتونست آیندهای رو بت جس زندگی کنه که همیشه توی رویاهاش میدید. اونها به جای جنگیدن با تاریکی، زیر نور چراغ خونهای گرم کنار هم مینشستن و برای اولین بار میفهمیدن که خوشبختی، نجات دنیا نیست.
داشتن زمانیه که بتونی عزیزترین آدم زندگیت رودبدون ترس از فردا در آغوش بگیری.
من دخترِ دین وینچسترم!
آفکورس که موقع تاس انداختن جفت میارم و کارم تو بازی های تخته ای و ورق حرف نداره!
همش میترسیدم که باهام بد رفتار کنی
بعد دیدم که چه آدم مهربون و خفنی هستی و چقدرررر خوش صدایی
بعدم که شدی مامان بزرگ کوچیک و دوستداشتنی خودم😭🤏
