ru
Feedback
Yune, lately.

Yune, lately.

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
203
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
+130 дней
Архив постов
دستامو ول کردی تو این وضعیت یجوری شوک شدم انگاری تو دوربین مخفی ام))

چه قشنگ بود:) حیفِ من

بدونِ من شنا کن.
اولین باری که دیدمش، چشم‌هاش قرمز بود. نه از گریه؛ از چند شب بی‌خوابی و چیزهایی که سعی می‌کرد با اونها خودش رو خاموش کنه. سه قرص کف دستش بود و بی‌حوصله بهشون خیره شده بود، انگار منتظر بود یکی‌شون جواب تمام سوال‌های زندگی‌ش رو بده. رفتم جلو و آروم گفتم: - باز هم؟ فقط لبخند تلخی زد. همون لبخندی که همیشه قبل از خراب کردن همه‌چیز روی صورتش می‌نشست. از همون روز فهمیدم عاشق کسی شدم که بیشتر از همه، با خودش می‌جنگه. هر بار قول می‌داد تغییر کنه، اما هزار بار توبه‌اش رو می‌شکست. هر بار می‌گفت این آخرین اشتباهه، اما فردا دوباره همون آدم دیروز می‌شد. با این حال، دوستش داشتم. شب‌هایی بود که سرش رو روی سینه‌ام می‌ذاشت و بوی عطرم رو نفس می‌کشید. وقتی مست بود، آروم‌تر می‌شد؛ انگار تمام خشم دنیا برای چند ساعت از وجودش بیرون می‌رفت. همون لحظه‌ها باعث می‌شد همه زخم‌هاش رو فراموش کنم و دوباره باور کنم میشه نجاتش داد. اما نمی‌شد. سر هر حرف ساده‌ای دعوا می‌کرد. از کوچک‌ترین جمله آتش می‌گرفت. هر جمعی که می‌رفتیم، نگرانش بودم. مدام مراقبش بودم که خودش رو به دردسر نندازه. دوست‌هاش می‌گفتن: - یه روز نابودت می‌کنه. ولی من گوش نمی‌دادم. فکر می‌کردم عشق، آدم‌ها رو عوض می‌کنه. اشتباه می‌کردم. یک شب، وسط شلوغی مهمانی، دستم رو رها کرد و بین جمعیت گم شد. ساعت‌ها دنبالش گشتم. وقتی پیداش کردم، حتی نمی‌دونست کجاست. اسم خیابان رو بلد نبود، اسم خودش رو هم به سختی یادش میومد. همون شب بود که فهمیدم دارم همراهش غرق می‌شم. چند روز بعد، گفت: - از این به بعد... فقط دوست باشیم. گلوی من پر از حرف شد، اما هیچ‌کدوم رو نگفتم. فقط سر تکون دادم. بعد از رفتنش، مدت‌ها تب می‌کردم وقتی می‌شنیدم مریض شده. هنوز هم اگر کسی اسمش رو می‌آورد، قلبم تیر می‌کشید. اما کم‌کم فهمیدم تقصیر فقط اون نبود. من بودم که فکر کردم می‌تونم کسی رو که خودش نمیخواد نجات پیدا کنه، نجات بدم. من بودم که هر بار گریه‌هاش رو دیدم، همه خطاهاش رو بخشیدم. من بودم که زندگی‌م رو پای کسی ریختم که فقط می‌خواست دوست داشته بشه، نه این‌که تغییر کنه. سال‌ها بعد شنیدم کنار آدم دیگه ای زندگی می‌کنه. برای لحظه‌ای دلم گرفت؛ نه از اینکه دیگر مال من نبود، بلکه از اینکه می‌دونستم همون چرخه رو دوباره برای یک نفر دیگه تکرار خواهد کرد. دیگه دنبالش نرفتم. فقط در دلم گفتم: - اگه کردی یه جا گم خودتو زود پیدا کن. اگر روزی دوباره در زندگی غرق شدی، این بار بدون من شنا کن.


فدای شما😭😭😭😭

😭😭😭😭بهت میاددد

اگوجی

photo content

روز یگانه مبارک

Repost from RegaPlus
امروز روز جهانی خواهره. @RegaPlus
امروز روز جهانی خواهره. @RegaPlus

Repost from •Callmeynt•
"༻چالش فولـــــدری༻"☃️ "آدم برفی های زیبا این پیــام رو فور کنید توی چنل هاے خوشگلتون تا فولـــــدر درست ڪـنم"🌨🎐
حتما اینجا جوین باشید !🫧

من که میدونم همتون دینِ مریض دوست دارید.
#GraceFrames #Dean #SunshineMoments
𝑪𝒂𝒓𝒓𝒚 𝑶𝒏 𝑺𝒎𝒊𝒍𝒊𝒏𝒈

قسمت آخر فصل یک بود؟ 😭

اشتباه پاسخ دادی جانم، درواقع توی فصل یک بود که بابی رو دیدن

حله تا اون موقع چاک کریمه یه جوری پاس می‌کنم

شما بعدا برو دفترِ رویینا اونجا آزمون طلسم انجام بده اگه بالای ۱۰ شدی پاس میکنم

خانم من چی☝️ من بار اولمه نخوندم

sticker.webp0.11 KB

لطفا راجب سوال ها سوال نپرسید. سوال ها کاملا واضح بیاد شده باید می‌خوندید.

گفته بودم همیشه آماده باشید ممکنه آزمون بگیرم