ru
Feedback
- Lutto~-------♤-------~

- Lutto~-------♤-------~

Открыть в Telegram

Satisfaction is in the sacrifice. . . @Elliot_B_lutto_bot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
228
Подписчики
-124 часа
-17 дней
-2230 дней
Архив постов
شخصیت اصلی اسمش یولینه. یولین مدیر بخشی از کلیساست که پراسنت آبی می‌گیره. وقتی می‌فهمه یه بیماری لاعلاج داره تصمیم می‌گیره کلیسا رو ترک کنه و دنبال معشوقه‌ش که چند سال پیش مفقود شد بگرده.

مافیای دوم، یه سازمان دولتیه به اسم برزخ، که کار اصلیش کمک به پراس‌هاست. اما اندام‌های داخلی بیمارهایی که امیدی به زنده موندنشون نیست رو قاچاق می‌کنن.

توی داستان دو تا مافیا هست. اسم اولیش کلیساست. قرص‌های تموئین رو تولید می‌کنه.

داستان داخل یه سری از دهکده‌های برفی توی کانادا بین چند پسر کره‌ای مهاجر اتفاق می‌افته.

بعد از شیوع بیماری اقتصاد کره آسیب زیادی می‌بینه و خیلی از شهروندهاش مهاجرت می‌کنن به کشورهای دیگه، مثل کانادا.

یه ماده‌ی مخدر هست به اسم تموئین، این تنها ماده‌ایه به جز اسپایس که می‌تونه درد رو کاهش بده اما چون مخدره عوارض زیادی هم داره.

راه درمانی برای پراسنت نیست. تنها چیزی که علائم رو می‌تونه کاهش بده سنته. برای یه پراس سه راه وجود داره. مصرف دارویی نایاب به اسم اسپایس، که برای تولیدش باید ماده‌ی طلایی از بدن سنت‌ها استخراج کنن. به همین دلیل قرصش بسیار‌ گرونه. راه دوم تماس فیزیکی با یه سنته. راه سوم که اثر پراس‌ها انتخابش می‌کنن خودکشیه.

بیماری از کره‌ی جنوبی شروع شده و از زمان شیوعش حدودا بیست سال می‌گذره.

نوع دوم بیمارها، عملا بیمار نیستن. بهشون می‌گن سنت، علائمشون کاملا برعکس پراس‌هاست. حواس پنجگانه‌ی قوی‌تر از آدم‌های عادی دارن. خطوط روی پوستشون طلایی رنگه.

بدترین بخش بیماری اینه که خطوط آبی می‌تونن دردناک باشن، یه تایمی درد شدیدی بگیرن و بعد چند ساعتی ساکت باشن و بعد دچار یه حمله‌ی دیگه بشن.

اما از همه مهم‌تر روی پوستشون یه سری خطوط باریک، ظریف و آبی رنگ به وجود میاد و بدنشون یه رایحه‌ی به خصوص پیدا می‌کنه که تو هر فرد متفاوته.

نوع اول پراس‌ها هستن. توی پراس‌ها حواس پنجگانه به شدت ضعیف می‌شه. مزه و بوها رو حس نمی‌کنن. دنیا رو سیاه و سفید و خاکستری می‌بینن و شنوایی رو از دست می‌دن.

توی دنیای داستان یه بیماری هست به اسم پراسنت. این بیماری سه مدل می‌تونه بروز پیدا کنه.

یه مقدار هم به سبک‌ گوتیک می‌خوره.

ژانر داستان از زیر مجموعه‌های فانتزیه.

بیاین یکم از ناولم تعریف کنم.

صبح بخیر

اینو موقع جنگ کشیدم.

ارت
+3
ارت

تو دوران بی‌نتی یه بار تلگرامم بعد یه ربع اپدیت شد؛ دیدم پونزده گیگ! فایل گذاشته.