ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

NOVA◇

NOVA◇

Открыть в Telegram

••◇[My art chanel 🪿✨️]◇•• سوال یا حرفی داشتین💚 (* ´ ▽ ` *)/ https://t.me/HarfChatBot?start=b8067415d88e https://t.me/NOVA_Answers :💚جواب چالشا

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
486
Подписчики
+524 часа
+47 дней
+2230 дней
Архив постов
وای خیلی خفن بود

Omg :0

Repost from N/a
عدد ۹ ″از زبان راوی، به توصیف اول شخص داستان که https://t.me/NOVA_0AM است″ او هرگز نمی‌توانست چهره‌ی آدم‌ها را به خاطر بسپارد. اسم‌ها، صداها و حتی لباسشان یادش می‌ماند، اما صورت‌ها همیشه بعد از چند دقیقه از ذهنش پاک می‌شدند. پزشکان اسم خاصی برایش داشتند، اما خودش آن را یک مشکل ساده می‌دانست. تا روزی که در مترو، زنی روبه‌رویش نشست و گفت: «بالاخره پیدات کردم.» او طبق معمول نمی‌توانست چهره‌ی زن را به خاطر بسپارد، حتی وقتی هنوز روبه‌رویش نشسته بود. زن یک کاغذ روی میز گذاشت و پیاده شد. روی کاغذ فقط یک جمله نوشته شده بود: «امشب، ساعت ۹، صورت خودت را فراموش می‌کنی.» او خندید و کاغذ را دور انداخت. ساعت ۹ شب، جلوی آینه ایستاد. چند ثانیه به خودش نگاه کرد. بعد ناگهان هیچ چیزی ندید؛ نه اینکه آینه خراب شده باشد، بلکه مغزش دیگر نمی‌توانست چهره‌ای که می‌دید را تشخیص دهد. صورتش برایش کاملاً غریبه شده بود. همان لحظه، تلفنش پیام گرفت: «نگران نباش. تو اولین نفر نیستی.» او جواب داد: «تو کی هستی؟» پاسخ آمد: «کسی که ۹ ساله داره چهره‌ات رو حفظ می‌کنه.» بعد یک عکس برایش فرستادند. عکس خودش بود، اما در هر تصویر، چهره‌اش کمی متفاوت بود. یکی با موهای کوتاه، یکی بلند، یکی با عینک، یکی با صورتی کاملاً متفاوت. نه عکس شبیه عکس قبلی بود و نه هیچ‌کدام شبیه چیزی که در آینه می‌دید. زیر عکس نوشته شده بود: «تو هر ۹ سال، یک چهره عوض می‌کنی.» او باور نکرد. تا اینکه کشوی قدیمی میز را باز کرد و نه کارت شناسایی پیدا کرد. روی هرکدام عکس خودش بود، اما با چهره‌ای متفاوت. تاریخ‌ها با فاصله‌ی دقیق ۹ سال ثبت شده بودند. روی کارت نهم، عکس مربوط به همین سال بود. اما پشت کارت یک جمله نوشته شده بود: «اگر هنوز فکر می‌کنی این چهره مال توست، کارت دهم را نبین.» او با دست لرزان کارت دهم را پیدا کرد. تاریخش برای ۹ سال آینده بود. عکس روی آن کاملاً سفید بود. هیچ صورتی وجود نداشت. فقط یک اسم نوشته شده بود؛ اسم خودش. پشت کارت آمده بود: «چهره‌ی دهم هنوز انتخاب نشده.» همان لحظه، کسی پشت سرش گفت: «چون این بار قرار نیست تو انتخابش کنی.» برگشت. زنی را دید که نمی‌توانست چهره‌اش را به خاطر بسپارد. زن لبخند زد و گفت: «بالاخره رسیدیم به دلیل واقعی.» او پرسید: «دلیل چی؟» زن جواب داد: «تو هیچ‌وقت مشکل حافظه نداشتی.» مکث کرد. «تو فقط هر بار که یک نفر تو رو می‌بینه، چهره‌ات رو از ذهنش پاک می‌کنی.» او مات ماند. زن ادامه داد: «و امشب، ساعت ۹، اولین باره که خودت هم از این قانون مستثنی نیستی.» او دوباره به آینه نگاه کرد. این بار چهره‌ای دید که اصلاً نمی‌شناخت؛ اما عجیب این بود که آن چهره به او لبخند می‌زد، انگار سال‌ها بود اورا می‌شناخت. روی آینه، بخار آرام‌آرام جمع شد و عدد ۹ ظاهر شد. زیر آن، جمله‌ای شکل گرفت: «این چهره مال تو نیست.» چند ثانیه بعد، جمله‌ی دیگری ظاهر شد: «حالا به یاد بیاور صاحب واقعی‌اش چه کسی بود.» به زن نگاه کرد. او دیگر آنجا نبود. اما صدایش از پشت سر آمد: «مشکل تو این نبود که چهره‌ی آدم‌ها رو فراموش می‌کردی...» صدایش آرام‌تر شد. «مشکل این بود که هر بار چهره‌ی او رو می‌دیدی، مجبور می‌شدی خودت رو فراموش کنی.» دوباره به آینه نگاه کرد. چهره‌ی ناشناس دیگر لبخند نمی‌زد. این بار او را نگاه می‌کرد؛ با همان نگاهی که آدمی به چیزی گمشده نگاه می‌کند. و ناگهان فهمید چرا روی کارت دهم، جای عکس خالی بود. قرار نبود چهره‌ی جدیدی برای او انتخاب شود. قرار بود چهره‌ی کسی که نه سال پیش از یاد همه پاک شده بود، دوباره به زندگی برگردد!

Repost from N/a
اگه زنده موندم #wip #Aster #oc #thefreakcircus #tfc Ghost_town
اگه زنده موندم #wip #Aster #oc #thefreakcircus #tfc Ghost_town

جزئیاتووو🤲

Repost from Banshee's shriek
My pen is pregnant after this🫃
My pen is pregnant after this🫃

Repost from ZEYA ART
Exercise Sketch~ time lapse #ZEYA
Exercise
Sketch~ time lapse #ZEYA

sticker.webp0.06 KB

Repost from N/a
عام اگه دلتون میخواد این پیاممو فوروارد کنید کاراکتر مورد علاقتون یا ocتونو تو استایل خودم بکشم براتون🙏🏻 انتظار زیادی هم ازم نداشته باشید😭 برای لیمیتشم خط میزنم پیامو💓

Repost from N/a
تمرین یه ۴ ساعت ۴ ساعت و نیم کشیدنش طول کشید #new_art #painting #practice
تمرین یه ۴ ساعت ۴ ساعت و نیم کشیدنش طول کشید #new_art #painting #practice

وای عاشق این شدم باید بکشمششش پایینی هم همینطور 😭❤️

𝕿һᥱ 𝕳ᥱᥲr𝗍 ᥆𝖿 𝗍һᥱ 𝕱᥆rᥱs𝗍🫀✨ For Rahoyim’s DTIYS ~ #Varlin & #Kyl
+1
𝕿һᥱ 𝕳ᥱᥲr𝗍 ᥆𝖿 𝗍һᥱ 𝕱᥆rᥱs𝗍🫀✨
For Rahoyim’s DTIYS ~
#Varlin & #Kyl

_
_

به دستور شما سلاطین ساندویچ کوچولو رنگ شد برای سفارش عدد ۳ رو کامنت کنید
به دستور شما سلاطین ساندویچ کوچولو رنگ شد برای سفارش عدد ۳ رو کامنت کنید

Krisha (meaning : divine), the youngest Archangel. The 13th one, the one who controls risks and karma . .✨. - watching Lucife
Krisha (meaning : divine), the youngest Archangel. The 13th one, the one who controls risks and karma
. .✨.
- watching Lucifer fall made her doubt the 'perfection' of heaven and her existence. Watching her brother fall made her worry inside, this feeling... Growing so much further that she had to hide it under the weight of her responsibilities. She couldn't let the others see it, no... And then, there was the absence of father, the distress that Gabriel gained and the council taking shape following the damnation of the mankind.
“father, I pray to you. Cease this... This feeling inside me...show your light upon me. Make me believe you're actually here.” // #art

برا این دوتا پلیز💘

✦این پیام رو فوروارد کنید میتونید یک یا دوتا اوسی بهم نشون بدید✦ و من بر اساس وایب شون بهتون لباس / کفش / زیور بدم لیمیت : خط
+1
✦این پیام رو فوروارد کنید میتونید یک یا دوتا اوسی بهم نشون بدید✦
و من بر اساس وایب شون بهتون لباس / کفش / زیور بدم
لیمیت : خط میزنم #challenge

‌ ‌ ‌ ꪀ𝖾𝗐۪ ɑ𐑩𝗍ㅤ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝐅𝗈𝗋 𝐌𝖺𝗁𝗅𝖺
‌ ‌ ‌ ꪀ𝖾𝗐۪ ɑ𐑩𝗍ㅤ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝐅𝗈𝗋 𝐌𝖺𝗁𝗅𝖺

sticker.webp0.05 KB