broken mind
Открыть в Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
207
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+830 дней
Архив постов
207
آه، ناستنكا، من آرامم. ناراحت نباش. چيزى نيست.اين ها فقط اشک است، خشک مىشوند.
شبهای روشن/داستایفسکی
207
میدونم چقدر درک نشدی، چقدر ناامیدت کردن، چقدر تحمل کردی، چقدر زمان برد، چقدر اشک ریختی، چند بار بلند شدی و چقدر جنگیدی و چقدر همه چی سخت تر شد؛ و بازم ادامه دادی خسته نشو هنوز مونده تا به جاهای خوبش برسی، تو لیاقتش رو داری.
207
قربانِ وجودت، قربان دستها و چشمها و مژههای بلندت، قربان آن مهری که تو در دلم نشاندهای.
