505
Открыть в Telegram
332
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+2530 дней
Архив постов
331
وقتی که میان جامعه وخودت دره ای عمیق وجود دارد و بر آن فقط پلی لرزان میبینی،میتوانی با خیال راحت پل را به آتش بکشی و خوب وخوش در سمت خود بمانی،مگر اینکه به دره علاقه مند باشی.
حرامزادهی استانبولی
331
کاش یه خونه به وسعت آسمون داشتم و توش میشد همه ی بچه های بهزیستی،همه ی بچه هامون توی زندان،همه ی بچه های کار و همهی کسایی که لیاقتشون بی رحمی این دنیا نیست رو جا بدم.
331
پیکر تراش پیرم و با تیشهی خیال
یک شب تورا ز مرمر شعر آفریدهام
تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه راه خریدهام.
