آبی؛
Открыть в Telegram
302
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+930 дней
Архив постов
302
بالاخره یک روز
از خواب بیدار میشوم
و میبینم مردهام
و در حالیکه آفتاب
بر پردههای اتاق کارم میرقصد و
هنوز کسی از مرگم باخبر نشده
دستنوشتههایم از من میپرسند:
ما چه خواهیم شد؟
کاش کسی از مرگم باخبر نشود
در این صورت من همچنان
زندگی خواهم کرد
اینجا در این خانه
میان کتابها و نوشتههایم
و با خود
در این تنهایی باشکوه
حسین رسولزاده
302
نمیخوام غر بزنم ولی تا جایی که ادما با کلی سابقه کار هستن کار من به چشم نمیاد هرچقدر هم که تلاش کنم هرچقدر هم که زجه بزنم برای داشتن شاگرد هیچ و پوچه
