ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

Soofcast

Soofcast

Открыть в Telegram

با صدام یه سری کارا میکنم. جا نظر و انتقاد و پیشنهاد: @Soofcast_bot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
203
Подписчики
Нет данных24 часа
+67 дней
+330 дней
Архив постов
photo content
+1

ولی روزی که این اتفاق افتاد دستمو ببوسید و بگید چه پیشگویی بودی و ما قدرتو نمی‌دونستیم

بچه‌ها به خدا نیمار اصن برونا بیانکاردی رو دوست نداره😭😂 سر تموم اعضای بدنم شرط می‌بندم که تا ۲-۳ دیگه کات می‌کنن چون اگه دوره رابطه نیمار و برونا مارکزین فنش بوده باشید یا کلا اپدیت‌هاشونو دنبال کرده باشید، متوجه می‌شید که جوری که عاشق اون بود و همه جا جار میزد اصلا یک درصدش هم عاشق برونا بیانکاردی نیست و صرفا به خاطر بچه‌هاش مونده که اینم احتمالا یه چندسال دیگه طاقتش می‌بره و میره

رونالدو هم گردن گرفت ولی نیمار نه هنوز🗿

چجوری توضیح بدم که AI نیست و واقعیه؟😭😭😭😭😭😭

بسم الله گفتیم و عشق آغاز شد🧿📿
بسم الله گفتیم و عشق آغاز شد🧿📿

شهریور ۴۰۲، اولین سالگرد مهسا امینی، رفته بودم پیش ایدا، جو شهر چنان امنیتی و پر مامور بود که جرئت نداشتی جیک بزنی. نصف شهر تعطیل بود. از دم یه گلفروشی رد شدیم که جلوش پر مامور بود، جوری شال‌مون رو جلو کشیده بودیم که نزدیک بود ابرو‌هامونو هم بپوشونیم. اون عوضیا هم که انگار فهمیده بودن نرسیدیم پوزخند زدند و تیکه انداختند. هنوز که هنوزه یادش میوفتم عصبانی میشم. نه به خاطر حرف اونا، به خاطر اینکه از ترس‌مون نتونستیم ری‌اکشن بدیم.

بهار ۴۰۳ با ستایش بعد دانشگاه رفته بودیم بیرون ( دقت کنید بعد دانشگاه یعنی اینکه بلایامون جوری بود که حراست دانشگاه راهمون داده بود داخل و فقط مقنعه‌مون دور گردن‌مون بود.) چندتا از این فاطی کماندوها جلومونو گرفتن و شروع به داد و هوار که حجابتونو رعایت کنید و فلان. یکی‌شون هم گوشیش رو دراورد و شروع کرد به فیلم گرفتن ازمون. اون لحظه دچار چنان خشمی شدم که رفتم بزنمش که ستایش دستم رو کشید و به ون گشت که دو قدم اونورتر بود اشاره کرد. با زور و اجبار مقنعه رو سرمون کردیم و تا یه فاصله‌ای حتی دنبالمون اومدن و ماهم رفتیم توی یه مغازه‌ای قایم شدیم تا آبا از آسیاب بیوفته و بتونیم بریم خونه.

امروز صبح دقیقا با این لباسا داشتم از باشگاه برمی‌گشتم که دوتا فاطی کماندو با جیغ جیغ گفتند که حجابتو رعایت کن و این چه وضع ل
امروز صبح دقیقا با این لباسا داشتم از باشگاه برمی‌گشتم که دوتا فاطی کماندو با جیغ جیغ گفتند که حجابتو رعایت کن و این چه وضع لباس پوشیدن توی خیابونه؛ هزاران جواب داشتم که بدم ولی فقط پوزخند زدم، یکی‌شون انقد عصبی شد که داد زد به اون یکی گفت می‌بینی چقد وقیح شدن؟ حتی جواب آدم هم نمی‌دن😂😂😂

«وای درسته که هرجوری که بخوایم می‌ریم بیرون ولی من چون خیلی قدر خودم و بدنمو می‌دونم مثل شما لباس نمی‌پوشم🥹🥹🥹» خفه شو فقط خفه شو.

به عنمون؟
به عنمون؟

از ۶ صبح تا حالا تازه کارام تموم شدن. ۲ ساعت ۲ ساعت نقاط مختلف شهر رو رفتم واسه کارام. واقعا جنازه‌ام الان.

۶ صبح قراره با ساریا بریم باشگاه و ۱۰.۵ شب خوابیده. حالا من؟ بی‌خوابی جوری زده به کله‌ام که وا مصیبتا.

بازی رفت و برگشته.
بازی رفت و برگشته.

چرا این ۴ تا پرایوت شر خورد؟ گروه خونیم رو برای روز مبادا سیو کردید؟

درود‌ سوفیا هستم ۲۱ سالمه. بیوتک می‌خونم گروه خونیم هم A+ عه حالا از بابام هم بیشتر منو می‌شناسید

سلام خوبی تازه عضو چنل شدم میشه معرفی کنی

( اول من زده بودمش به شوخی)

-زد منو جدی + نه اینجا وایمیستم مثل خیار نگاهت می‌کنم

Видеосообщение00:28