750
Подписчики
-124 часа
-187 дней
-3630 дней
Архив постов
750
من به دنبال ساختن یک خانه امن بودم جایی برای ریشه دواندن و ماندن، اما او پروانهی مونارکی بود که رگهاایش با نقشه کوچ غریبه نبود برای او عشق یعنی رسیدن به داغی خورشید حتی اگر به قیمت سوختن بالهایش باشد
من زمین بودم و او تشنهی آسمان...
و پروانهها هرگز برای زمین نمیمانند
حتی اگر باغ رویاهایشان باشد💘🚶🏻♀️
