ru
Feedback
«ادبیاتِ عُصیان»

«ادبیاتِ عُصیان»

Открыть в Telegram

کــیمیاکــریم‌زاده دانشجوی زبان و ادبیات پارسی|نوازندهٔ سنتور @Isyanhearsyoubot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
331
Подписчики
+824 часа
-47 дней
+630 день
Архив постов
پیشنهادِ امروز! داخل برنامه‌ی «ایران صدا»، بخشِ «کتاب گویا»، گلستان و بوستان سعدی رو با روایت امیراسماعیل آذر، با شرح بخوانید و لذت ببرید. پیشنهادم گلستان و بوستان سعدی به تصحیح غلامحسین یوسفی است.

شاید هم خاک از اینکه عزیزانمان را با خود یکی کرده این‌چنین بوی خوبی می‌دهد... _ تورگوت اویار

گویند که آدم متشکل از آهی و دمیست و نشان از کوتاهی زندگانی توست. شاید زمان آن رسیده که چشمانت را آنگون که معشوقت را مینگری بگشایی بگشا و خود را نظاره کن در خود بنگر و بدان که کوتاهی و کوتاهی در کوتاهی بلند ترین ظلمی است که برخود توانی کرد. _صبا

چگونه گفتن، نه چه گفتن، که تار و پود قالی را هم، نقشِ آن رقم می‌زند. _ضیاء موحد

عاشقِ تعریفِ شعر از زبان ضیاء موحد شدم: مجموعه‌ای است از صوت، وزن، قافیه، تصویر و معنی که در ذهن تحلیل‌پذیر به این اجزاء هست اما هیچ یک از این اجزاء نیست و ناگهان چون گل در جایی می‌روید. تا نروییده‌ است غیبت ان را حس نمی‌کنیم، اما چون رویید می‌گوییم این همان چیزی است که در اینجا کم داشتیم و این چیز، شعر است.

"ققنوس" پَر کشید، اما از خویش میراثی «هُمایون» برجای گذاشت.

ایران من_همایون شجریان.mp315.62 MB

می‌دونستید که فارسی یکی از معدود زبان‌های جهان هست که آثار ادبی هزار سال پیش آن هنوز با کمی دقت برای فارسی‌زبانان امروزی قابل فهم هستش؟این پیوستگی زبانی و ادبی یکی از ویژگی‌های کم‌نظیر فرهنگ فارسی هستش عزیزان.

اطلاعاتِ امروز! ما نباید واژه‌های فارسی رو با "ات" جمع ببندیم، مثال: آزمایشات و سفارشات، اشتباه هستند. به‌جای "ات" باید از "ها" استفاده کنیم، مثال: ازمایش‌ها، سفارش‌ها.

ماییم و سعهٔ صدرِ حافظ: وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقتِ ما کافری‌ست رنجیدن

ما میگیم فقط تورو می‌خوام، سعدی میگه: مرا وفا از تو می‌باید، ار نه هر گُلی را نسیمِ صبحگهی می‌دهد سلام و درود

گِله کنیم به سبک سعدی: چشمِ رضا و مرحمت، بر همه باز می‌کنی چون که به بخت ما رسد، این همه ناز می‌کنی؟

دانی که چرا دار مکافات شدیم؟ ناکرده گُنَه چنین مجازات شدیم؟ کشتیم خرد، دار زدیم دانش را در بند و اسیر صد خرافات شدیم _ مولانا𐙚

_چیکار میکنی؟ +دارم آرایش می‌کنم. _به بههه، مرحله‌ی ماه‌آرایی.

ای دل تصور کمر یار نازک است باریک شو که رشته‌ی این کار نازک است _ صائب تبریزی𐙚

موشکافی‌ها در آن اندامِ زیبا کرده‌ام تا کمر را در میانِ زلف پیدا کرده‌ام _ کلیم کاشانی𐙚

صد پیرهن قبا کنم از خرمی اگر بینم که دست من چو کمر در میان توست _ سعدی𐙚

منِ گِدا هَوسِ سَروقامتی دارم که دست در کمرش، جز به سیم و زر نرود _ حافظ𐙚

یک لحظه رفتم قسمت اعضای کانال تا ببینمتون، چقدر خوشگلید همتون.