اینفلوئنسر تصادفی
Открыть в Telegram
202
Подписчики
-124 часа
-97 дней
-3730 дней
Архив постов
الان دوباره که دارم بهش فکر میکنم به خاطر این خودمو سرزنش میکنم که چه موضوع مسخره ای بود برای گریه کردن و دوباره گریه میکنم دربارش
دیشب خیلی خانومانه و دواطلبانه به مامانم گفتم که سالاد با من، بعد نشستم سر اینکه خیاره کج و کوله بود یه فصل گریه کردم
