ru
Feedback
مکتوباتِ زن آقا...☫

مکتوباتِ زن آقا...☫

Открыть в Telegram

زن‌آقا تعریف نیست؛ شهرتِ منه. و این‌جا، حرف‌ها مکتوب می‌شوند با چاشنیِ روزمره. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=1f81bf5d1688

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
233
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+130 дней
Архив постов
اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا اللَّهُمَّ إِنَّا لَا
اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا

باورم نمیشه؛ دارم روزایی رو زندگی می‌کنم که همیشه از فکر کردن بهش می‌ترسیدم‌.

توقع من از شبا؛ تورو به‌خواب دیدنه.

نباید می‌رفتی عزیزِ من.

بیست‌‌وچند سالگی من برای رفتن‌ تو زود بود. سی‌وچند سالگی‌ دوستانم برای بی‌تو شدن زود بود. من حالا حسودی می‌کنم به آن‌ها که پنجاه و شصت‌ سال از عمرشان را در عصر تو گذارنده‌اند. برای آن‌ها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاک‌چاکت زیادی بچه‌ایم. شانه‌های ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچ‌گاه ندیده‌ایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بوده‌ای. ما همانیم که ما را «بچه‌های عزیز من» خطاب می‌کردی.‌ تازه‌تازه خوب و بد را فهمیده‌ بودیم. تازه داشتیم می‌فهمیدیم که چه گران‌نعمتی بر سرمان است.‌ افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه می‌زدیم. حرص می‌خوردیم از توهین‌ها به تو؛ می‌نوشتیم، بحث می‌کردیم، دعوا می‌کردیم. در دنیای عیش‌ونوش‌ها و بی‌وطنی‌ها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سال‌های بی‌تو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید می‌رفتی عزیزم… «مهدی مولایی»

لَا یَوْمَ‏ کَیَوْمِکَ یَا اَبا عَبْدِاللهِ

"السّلامُ علی الجُسومِ الشّاحِبات" سلام بر بدن هایی که در زیر آفتاب گرم و سوزان رنگشان تغییر یافته.
"السّلامُ علی الجُسومِ الشّاحِبات" سلام بر بدن هایی که در زیر آفتاب گرم و سوزان رنگشان تغییر یافته.

"اللهمَّ أَلْحِقْنا بإمامِنا معَ الشَّهادةِ"
"اللهمَّ أَلْحِقْنا بإمامِنا معَ الشَّهادةِ"

آقاجان گر خاطر شریفت رنجیده شد ز مردم؛ بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده.

Repost from N/a
شگفت مانده‌ام از بامداد روزِ وداع که برنخاست قیامت چو بی تو بنشستم...

لطفا به نیت سلامت امام زمان (عج) و رهبر و سلامتی مردم و به خیر و آبرومندی گذشتن تشییع، چند روز صدقه بدید.

آشفتگان عشقت، گیرم که جمع گردند جمع از کجا توان کرد دل‌های پاره پاره؟
آشفتگان عشقت، گیرم که جمع گردند جمع از کجا توان کرد دل‌های پاره پاره؟

ما چندین‌بار مُردیم؛ بارها از ذوقِ دیدنِ ورود آقا و این‌بار از غمِ دیدنِ تابوت‌ آقا.

مشت‌ِ گره شده تکثیر می‌شه. این ویژگیِ مقاومته.

Repost from حسیبا
توسل می‌کنم به حضرت زینب از دردی که قلبم رو گرفته زیر مشت و لگد.

آری آن روز که میرفت کسی؛ داشتم آمدنش را باور....

آقا ببخشید که زنده بودیم و دیدیم که رفتی

آقا ببخشید که فدایی‌های خوبی نبودیم.

همیشه اینطوری بودم که ما هممون فدایی آقا هستیم، مگه ما مُرده باشیم و آقا نباشه.

تو زندگی‌م به تنها چیزی که فکر نکرده بودم، دیدنِ «تابوتِ شهید سید علی خامنه‌ای» بود.