Life in scrubs 🥼🩺
Открыть в Telegram
Maedeh Zibaei Medical student|ZUMS. 2/7 🌱مشاور کنکور
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
209
Подписчики
-124 часа
-17 дней
+530 дней
Архив постов
ترم یک ، خصوصا اواخرش 😬
خیلی سخت میگذره ... !
از سختی امتحانا گرفته ، تا غصه نمرات و دوری از خانواده و ... .
ولی ...
دووم بیار
تو میتونی💛
به این فکر کن این مسیر رو همه رفتن!
فکرش رو کن که تنها نیستی و نخواهی بود!
سخته ولی تو لبخند بزن و به زندگیت ادامه بده😊
برای تویی که پشت کنکور میمونی و قراره به زودی شروع کنی یا اصلا زودتر از اینا شروع کردی :
نذار کسی دست کم بگیرتت... به فکر ۴ تا حرف این و اون نباش... کسی اصلا حق نداره راجب تو نظری بده... نه فقط الان و امسال ، بلکه هیچوقت!! تمرکز کن رو خودت و تواناییهات؛ اگه اون عطش رسیدنو تو خودت میبینی ... براش بجنگ و صدایدیگران رو تو ذهنت میوت کن! "اونی که میگه نمیتونی ، نمیخواد که بتونی"
تصاویر خودِ ماه بمونه فردا میذارم🥹
فعلا خود امتحان گردشخون ...
ممکنه فردا گردشخونم رو قطع کنه😬🤝
خیلی قشنگ بود🤝
و کاملا منطقی
خصوصا اون بخشی که میگه
"به رسمیت شناختن سهم امکانات و شرایط محیطی در کنار تلاش"
Repost from Funical
🔖وقتی رتبه یک، تصویر نابرابری میشود
رتبه یک کنکور همیشه قرار بود الهامبخش باشد. تصویری از نوجوانی که با پشتکار، دیوارها را شکسته و به قله رسیده. اما این بار، نام آترینا فرحمند فقط خبر موفقیت فردی نیست؛ آینهای است که جامعه را مجبور میکند به خودش نگاه کند. تصویری از دختری که در سال کنکورش، میان کتابهای تست و کلاسهای قلمچی، بلیت مسکو و پاریس را هم داشته است. تصویری از فرزندی که پدر و مادرش هر دو پزشک متخصصاند و شهرش هم نه درگیر سایه جنگ اسرائیل بوده و نه بحران مستقیم امنیتی. حالا این تصویر، برای هزاران نوجوانی که همان سالها در اتاقهای کوچک اجارهای، زیر بار استرس و فشار مالی، با اضطراب آینده دستوپنجه نرم کردهاند، معنایی دیگر دارد: موفقیت نه بهعنوان نتیجه تلاش، که بهعنوان بازتاب امکانات. از منظر اگزیستانسیالیسم، این لحظه یک بحران معناست. وقتی نوجوانی خود را با دیگری مقایسه میکند، درمییابد بسیاری از مختصات زندگیاش از شهر تولد گرفته تا موقعیت اقتصادی خانواده نه انتخاب خودش که «تصادف هستی» بوده است. اینجاست که پرسش پوچگرایانه سر برمیآورد: اگر همهچیز پیشاپیش نابرابر تقسیم شده، تلاش چه وزنی دارد؟ این تضاد روانی، به تعبیر روانشناسان اجتماعی، تجربهای از «بیعدالتی بنیادین» است؛ احساسی که در مقیاس جمعی، میتواند به دلزدگی، خشم اجتماعی، یا بیاعتمادی به نظامهای رسمی موفقیت منجر شود. چراکه وقتی رتبه یک بیشتر از تلاش، نماینده طبقه اجتماعیاش باشد، «کنکور» از یک مکانیزم رقابت سالم به یک آیینه تبعیض تبدیل میشود. اما خب، سرانجام چه؟ اگر بگوییم «فقط امکانات تعیینکنندهاند»، آترینا را از فردیت و تلاشش تهی کردهایم. و اگر بگوییم «فقط تلاش خودش بوده»، عملاً چشم بستهایم به ساختاری که امکانات را نابرابر توزیع کرده است. حقیقت در ترکیب این دو است. راهحل هم نه در پاک کردن چهره فردی از موفقیت، نه در تقدیس او، بلکه در بازتعریف عدالت آموزشی است: به رسمیت شناختن سهم امکانات در کنار تلاش. فراهم کردن حداقلی از امنیت، آرامش و آموزش برای همه. ایجاد شرایطی که «پاریس و مسکو» امتیاز ویژه نباشند، بلکه دستکم «آرامش روانی و معلم خوب» سهم مشترک همه باشد. وگرنه، داستان هر سال تکرار میشود: رتبه یک میآید، لبخند میزند، تحسین میگیرد، و پشت سرش، هزاران نوجوان در سکوت، فقط یک جمله را در دل زمزمه میکنند: «این بازی از اول، بازیِ من نبود.»✍️ آقای دکتر بابک الیاسی (متخصص کودکان) @funical
برای آرزوهایت
سرسختانه
بجنگ!
زیرا تو
لایق بهترین هایی😇!
در پی جمله انگیزشیم😎😂
اینم اضافه کنم که:
اِلِوِیشن ... 😵💫👀
وسیلهایست خطرناک!
به عنوان کسیکه از هیچچیز شهربازی نمیترسید اینو بهتون میگم؛به امتحانش نمیارزه😬🤦🏻♀🤝
حالا خود دانید!
Repost from N/a
چارلى چاپلين میگه🙃
پس از كلی فقر، به ثروت و شهرت رسیدم.
آموخته ام كه:
با پول...
میتوان ساعت خريد، ولى زمان نه...
ميتوان مقام خريد، ولى احترام نه...
ميتوان كتاب خريد، ولى دانش نه...
ميتوان دارو خريد، ولى سلامتى نه...
میتوان رختخواب خرید، ولی خواب راحت نه...
میتوان قلب را خرید، اما عشق را نه...
ارزش آدمها به دارایی نیست،
به "معرفت " آنهاست...
خیلی قشنگ بود🙃🩵😍
