ru
Feedback
سآرا

سآرا

Открыть в Telegram

و در نهایت هر چیز، تا حدی ارزش جنگیدن داره✨🌱 °سارا ام ۲۰ ساله° °دانشجوی حسابداری📑° ناشناس من: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7941750145

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
425
Подписчики
-224 часа
+237 дней
+3530 дней
Архив постов
Study with me📚✨ 14:30_15:30 ✅ 16:45_17:45 ✅ 19:00_20:00 ✅ 20:15_21:15 ✅ 5:00 h

photo content

امروز یه کنفرانس برای دانشگاه دارم حس میکنم تا کنفرانس از استرس سکته بزنم😂

صبح اول هفته مون بخیر☀️

بنده اینجا حق آب و گِل دارم😃😂
بنده اینجا حق آب و گِل دارم😃😂

اومدم مطب برای نشون دادن ارتودنسی هام

حالا اینستا بخوره تو سرم😂 برای خیلی از درسام به ویدیوهای یوتیوب نیاز دارمممم

چند روزه که مثلا اینترنت وصل شده اما من هنوز نتونستم وارد اینستا و یوتیوب بشم و با فیلترشکن فقط تلگرامم بالا میاد😐

بیستم فروردین برگشتیم کرج و توی مسیر همه ی خرابی های جنگ رو دیدم و قلبم تیکه تیکه شد یه چند روزی هم زمان برد تا خستگی مسیر از بدنم بره و برگردم به روتین درس، دانشگاه، زبان و باشگاه

چند ساعت بعد خبر رسید که پل بی یک کرج رو زدن یهو حس کردم غم رو سرم آوار شد و همه ی اون حال خوبی که داشتم در ثانیه ای تبدیل به اشک شد..

photo content

تولد دخترخاله م هستی ۲۱ فروردینه اما همون سیزدهم خاله براش کیک درست کرد و لب دریا تولد گرفتیم و رقصیدیم🎂🎊

photo content
+1

شب قبل سیزده بدر ۴تا دخترخاله ای(من، صبا، هستی و مهنا) تا ساعت۳ صبح بیدار بودیم و می‌خندیدیم.. نمیدونم چرا اون شب حتی ترک دیوار هم جالب به نظر میرسید😂😂

لب دریا موتور سوار شدیم یه گشتی تو بازار ماهی فروشها زدیم تلکابین رامسر رفتیم اون چند روز، بهترین روزهای عمرم شد✨

photo content
+3

سوم فروردین رفتیم شمال تا نوزدهم شمال موندیم خداروشکر اونجا خبری از صدای انفجار نبود و بعد چندین روز، بالاخره تونستم با خیال راحت بخوابم😀

۲۹ اسفند شد، سال تحویل شد و یه تولد خیلی کوچولو گرفتم عکس های تولدم رو برای هیچکس نفرستادم بنابراین شما منو نازنازی کنین💗✨

photo content

اون شب که انبار نفت کرج رو زدن هیچوقت یادم نمیره.. در ثانیه ای کل شهر نارنجی شد و هوا بوی دود گرفت اون شب تا صبح بدنم لرزید و بالا آوردم اره اون شب روح و جوونی از دست رفته م رو بالا آوردم..