Coconut diaries
Открыть в Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
263
Подписчики
+124 часа
+17 дней
+1030 дней
Архив постов
نورپردازی توی زیبایی فضاها خیلی خیلی مهمه و نمیدونم چرا انقدر بهش کمتوجهی میشه.
یادتونه از شوقم برای صبحونههای بیمارستان گفته بودم؟
دانشگاه برخلاف سالهای قبلش یهو تصمیم گرفته صبحونه گرم بده، در نتیجه همه صبح زود میرن سلف و هیشکی نمیاد صبحونه بخوریم:))))))) باز من برای یه چیزی ذوق کردما!
در مواجهه با بچههای کلاسمون همیشه این حس رو میگیرم. این حس که همه زرنگ و پرتلاشان و من مدام دارم جا میمونم. همیشه بقیه چندقدم جلوترن، بقیه هر ظرفیتی که وجود داشته رو گرگوار اشغال کردن و من بره طفلکی جا موندم و دریده شدم.
اینکه تعمیرکار آبگرمکن معتمد دارم هم حس مردای پنجاه ساله رو میده بهم، یه حس غریبیه:)))))
حالا که اینهمه گفتم، این رو هم بگم که نترکم، از این رقابتی که بین بچهها وجود داره برای چاپلوسی و مسئولبخش و دستیار شدن متنفرم! کلا از رقابت و فضای رقابتی بیزارم. ولم کنید برم منو.
یه حس هم که میگیرم و بنظرم بین همهمون مشترکه اون دوری عامدانه از استتسکوپه:))))) همش میام برش دارم همراهم باشه و بخاطر اینکه جوگیرانه یا نمایشی بنظر نرسم کلا میذارم تو کولهام بمونه!
بعد جالبترش اینکه هرروز قراره توی بیمارستان از استادم حال دوست صمیمیمو بپرسم:)))))) کی فکرش رو میکرد:)))))
+1
روز اول بیمارستان/ اینترنی رو دوست داشتم. برگشتن به اجتماع بزرگ دانشکده رو هم همینطور.
*مغز خلاق و متفکر سازنده آسانسور دانشکدهمون رو ستایش میکنم.
یادم باشه بعدا یه “زجرنامه ” بنویسم از چیزهایی که توی رانندگی دیدم و همراه با پلاک ماشینهای متخلف منتشرش کنم.
بچههاجون من کانالهای موردعلاقهام که هرروز بخونمشون کم شدن، ممنون میشم کانالهای موردعلاقهتونو برام تو ناشناس بفرستین، بوس بهتون🤍
یه ویدیو پلی کردم از یه دورهمی که داشتم میرقصیدم و دوربین روی من زوم بود، بدون اغراق بیشتر از دو ثانیهاشو نتونستم ببینم.
برای ثبت در تاریخ مینویسم که آلارم برادرم چهاردقیقه بیوقفه زنگ خورد و من و کلاغای کوچه بیدار شدیم و خودش ککش هم نگزید.
