Unspokens
Открыть в Telegram
A constant loop of detachment. t.me/HidenChat_Bot?start=8769574644
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
371
Подписчики
+124 часа
+17 дней
+4330 дней
Архив постов
371
برای بیشتر مرغان دریایی، آنچه اهمیت دارد به چنگ آوردن طعمه است؛ نه پرواز.
حال آنکه برای جاناتان، مهم پرواز بود نه به چنگ آوردن طعمه. جاناتان بیش از هرچیزی عاشق پرواز کردن بود.
371
اونجایی که دیگه خودت رو با چیزایی که با تموم قدرتت نگه داشته بودی و درست یا غلط برای حفظشون میجنگیدی هویت نمیدی، اونجا مرگ اتفاق افتاده. مرگ “من” ای که توسطح عمیق تر حتی واقعا وجود نداشته.
شاید این مرگ سخت باشه یا حتی غمگین باشه، امّا برای رفتن به مرحله بالاتر ضروریه.
ماها خیلی سخت میمیریم، دائم ازش میترسیم و فرار میکنیم، غافل از اینکه این دقیقا چیزیه که برای رشد بهش نیاز داریم، “مردن” از هر چیزی که فکر میکنیم هستیم و بهش تعلق داریم.
371
Repost from something's fishy 🧜🏽♀️
هیچ دعوای سیاسی یا هیجان رسانهای، ارزش به خطر افتادن جون و امنیت آدمها رو نداره.
توی ایران حکومت با سرکوب، بازداشت، پروندهسازی و اعدام پیش میره و دائم دنبال بهونههای بیشتری برای بازداشت و اعدامه.
برای همین، اگه کسی داخل ایران سکوت میکنه، موضع علنی نمیگیره، چیزی رو استوری یا ریپست نمیکنه، لزوماً به معنی بیتفاوت بودنش نیست.
خیلی وقتها اون آدم فقط داره سعی میکنه خودش و خانوادهش رو از خطر دور نگه داره و زنده بمونه.
اینکه افراد خارج از ایران، بدون درک شرایط امنیتی داخل کشور، با پست و استوری و افشاگریهای احساسی بقیه رو در معرض خطر قرار بدن، بیمسئولیتی خطرناکیه.
اینکه کی چی لایک کرده، چی گفته یا چه پستی رو بازنشر کرده، نباید تبدیل به ابزار سرکوب و بازداشت بشه.
الان مهمترین چیز، امنیت و جان آدمهاست؛ نه رقابت سیاسی، نه فضای مجازی و نه دعواهای رسانهای.
چیزی که براش میجنگیم همین امنیت و آزادی هست که ازمون سلب شده.
هیچ انسانی، با هر عقیده و دیدگاهی، نباید به خاطر اختلاف نظر سیاسی در خطر بازداشت، شکنجه یا اعدام قرار بگیره.
وقتی نمیتونید جلوی اعدامها رو بگیرید، حداقل به پروندهسازی برای اعدام افراد کمک نکنید.
371
ساعت ۷ و نیم صبحه و من با دیدن عکس این بچه مُردم.
چطور اینقدر پستید
چقدر میتونید ایتقدر رذل باشید
چطور دست جمعی هر روز جنایت میکنید و شب سرتونو رو بالشت میذارید!
هیچکاری جز اشک ریختن از دستم بر نمیاد و جوابی ندارم برای اینهمه سوال تو سرم که چطور میشه اینقدر بد بود؟! چطور میشه اینقدر بد شد؟؟ چطور بزرگ شدید که اینقدر بیرحم و تاریکید؟؟!
