One Quiet Corner | کُنج
Открыть в Telegram
228
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-330 дней
Архив постов
▪️تهران
(مراسم عاشورای حسینی۲)
محتوای این ویدئو و قبلی تقریباً یکی است.
▫️مجموعۀ فردریک گادمر
▫️فردریک گادمر (۱۸۷۸-۱۹۵۴)
فردریک گادمر عکاسی فرانسوی بود که بیشتر برای مجموعه عکسهایش در پروژۀ عظیم آرشیو سیاره و سفرهای دشواری که برای تهیۀ این مجموعه به او محول شده بود شناخته میشود.
گادمر در یک خانوادۀ پروتستان در سنکانتن به دنیا آمد. پدرش قناد و شیرینیپز بود. در اویل قرن بیستم همراه خانوادهاش به پاریس نقل مکان کرد. از سال ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۲ به خدمت سربازی اشتغال یافت و پیش از اعزام این فرصت را پیدا کرد تا چندین سفر به کلن، فرانکفورت، آنتورپ، مادرید، بسکره، اسکندریه، استانبول، فاس، بیروت و سوریه را تجربه کند.
پس از پایان دوران سربازی در یک شرکت چاپ فتوگراویور در پاریس مشغول به کار شد و در سال ۱۹۱۴ به عنوان اپراتور در بخش عکاسی ارتش به خدمت گرفته شد. در ژوئیهٔ ۱۹۱۵ برای عکاسی به فرانسه و سالونیک اعزام شد و سپس به کامرون رفت و یک سال و نیم در آنجا مستقر ماند. او در طول سال ۱۹۱۶، درست زمانی که مستعمرهنشینان آلمانی از کامرون اخراج میشدند، از شمال تا جنوب کامرون را پیمود و موفق شد قریب به هزار عکس از آنجا تهیه کند.
پس از پایان جنگ جهانی اول، گادمر همکاری خود را با پروژۀ آرشیو سیاره آغاز کرد. پروژهای که تحت مدیریت آلبر کان بانکدار آغاز شده بود و هدف از آن ثبت و معرفی فرهنگهای مختلف و مظاهر انسانی آن در سراسر جهان بود.
در راستای این همکاری، گادمر به کشورهایی همچون آلمان، سوئیس، بلژیک، فرانسه، فلسطین، افغانستان، عراق و ایران سفر کرد. ماموریت او به منطقۀ ایران و بینالنهرین به سال ۱۹۲۷ (۱۳۰۶ خورشیدی) بازمیگردد.
در این منطقه، او با مشکلات زیادی برای عکاسی روبهرو شد. مکاتباتی که از گادمر با مدیر علمی پروژۀ سیاره، ژان برونه، برجای ماندهاست، گویای بخشی از این مشکلات است. در نامهای به تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۲۷ میخوانیم:
«دوربین فیلمبرداری من اغلب از کار بازمیایستد؛ گردوغبار و بهخصوص هوای خشک فیلم را مانند شیشه خرد میکند. وقتی فیلم را بارگذاری کنم، میبینم که دوتکه شده است!»
نامهای دیگر از گادمر جزئیات بیشتری را دربارهٔ سفرش به ایران و سرسختی او در برابر مشکلات نشان میدهد. گادمر در زمان اقامتش در شیراز نوشتهاست:
«در اصفهان، از مدرسهٔ مادر شاه اخراج شدم، آن هم با حرفهای ناسزا و مترجمم مورد ضرب و شتم قرار گرفت! این موضوع را نادیده نگرفتم، بهویژه که حضور من در آنجا کاملا بهحق بود. شکایتم را پیش استاندار بردم؛ او به حساب کار رسید و من در راه بازگشت، دوباره به آنجا خواهم رفت، زیرا هنوز یک عکس مانده تا از آن مکان بیندازم.»
حاصل کار گادمر در ایران حدود ۵۰۰ صفحهٔ اوتوکروم و ۲۶ دقیقه فیلم بود. او از بین النهرین نیز ۳۰۰ صفحه و ۲۲ دقیقه فیلم تهیه کرد و آنها را به آرشیو پروژۀ سیاره افزود. با اینهمه، ورشکستی آلبرکان، در دوران رکود بزرگ سال ۱۹۲۹، سبب شد همکاری او با این پروژه پایان پذیرد و درنهایت به شرکت کارتپستال یوون بپیوندد.
فردریک گادمر در طول عمر خود هرگز تن به ازدواج نداد و تمام داراییاش را به سازمان خیریۀ سپاه رستگاری واگذار کرد. از او به عنوان فردی کمحرف، نفوذناپذیر، تنها و جدی یاد میشود که بهندرت دربارهٔ خودش صحبت میکرد.
مجموعه ویدئوهایی که گادمر از ایران گرفت را اینجا بارگذاری میکنم👇
▪️ویرانی
نگارهای از مخزنالاسرار نظامی
حکایت انوشیروان با وزیر خود
موزۀ هنرهای زیبا (بوستون)، 14.606
▪️طرح بنای یادبود راهآهن مشهد
برج ۳۵ متری با ۱۲ مجسمه در مشهد ساخته میشود...
طرح بنای یادبود جشنهای دوهزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران بهزودی در راهآهن مشهد پیاده میشود. این بنا متجاوز از سی و پنج متر ارتفاع دارد؛ در اطراف این بنا دوازده ستون قرار گرفتهاست که مجسمۀ دوازده تن از مشاهیر و شعرای نامدار ایران بر روی آنها نصب میگردد.
خبرنگار ما در مشهد گزارش داد: این طرح در یکی از کمیسیونهای جشنهای دوهزار و پانصد سالۀ شاهنشاهی در مشهد به تصویب رسید و مجری آن شهرداری مشهد است.
▫️اطلاعات، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۵۰، ش ۱۳۴۷۰، ص ۸.
▪️یلدا
هر پدر خانوادهای امشب هندوانهای زیر بغل میگیرد و به خانه میبرد.
کیهان، سهشنبه ۳۰ آذر ۱۳۴۴، ش ۶۷۱۴، ص ۵.
▪️مریضخانه
مریضخانۀ دولتی که به دستور ناصرالدین شاه توسط ناظمالاطباء، پزشک مخصوص او، در سال ۱۲۹۰ هجریقمری تاسیس گردید و در سال ۱۳۱۹ خورشیدی به بیمارستان سینا تغییر نام یافت.
کتابخانۀ ملی، ۹۹۸/۸۱۸
▫️خبر بردند شیرین را که فرهاد
به ماهی حوضه بست و جوی بگشاد
چنان کز گوسفندان شام و شبگیر
به حوض آید به پای خویشتن شیر
بهشتیپیکر آمد سوی آن دشت
به گِرد جوی شیر و حوض برگشت
چنان پنداشت کآن حوض گزیده
نکردهست آدمی، هست آفریده
بلی باشد ز کار آدمی دور
بهشت و جوی شیر و حوضه و حور
+1
▪️سنگنگاره
سنگتراشیهای فرهاد (۱)
نگارهای از خمسۀ نظامی
آغاز عشق فرهاد [و جوی شیری که برای شیرین ساخت]
کتابخانۀ چستر بیتی، Per 162.73
▪️طهران
و از بناهای معمور و عمارات مشهور در این شهر قلعۀ ارگ است که محاط است به قلعه و خندق علاوهبر قلعه و خندق بزرگ شهری و عمارتی که مقر سلطنت است، در این قلعۀ ارگ واقع است و در پیشروی عمارات میدانی است بسیار وسیع و منیع و دورتادور میدان مزبور حجرات منقح و بیوت مرتفع عالی و جمیع آن حجرات اطراف را دومرتبه ساختهاند بهطریقی که فضا و روح آن میدان به فضای همۀ عمارات جهان تفوق مینماید و عمارات شاهنشاهی عماراتی است بسیار رفیع و وسیع که نهایت صفا و فضا و نضرت و خضرت و رزانت و متانت و شکوه و عظمت و جمال و جلال و رونق و بها را دارد، گویی دست معمار قدر زینت و زیور و زیب و فر آن را با گل حکمت سرشسته و بر پیشطاق ایوانش به آب زر نوشته:
طوبی لمن انت فی الدنیا مجلسه/ لقد نفی الله عنه الهم و الجزعا
▫️ترجمۀ جهاننمای جدید، (کتابخانۀ ملی: ۱۰۰۵۵-۵)
▫️معماری و صنایع مستظرفه
در بعضی از مطبوعات ایران این موضوع اذهان و افکار ادبا و محررین ایران را اشغال نموده و چند نفر به عقیده و سلیقۀ خویش در این زمینه خامهرانی و اظهار عقیده کردهاند. چقدر خوشبخت هستم که بعد از پانزده سال تحصیل و تتبع این فن شریف و انتظار بیپایان بر طلوع اشعۀ صنایع جمیله از افق تاریک جهالت بالأخره میبینم که در جراید پایتخت ایران اقلاً یک دو مقاله در آن خصوص نگاشته شدهاست. ما به آن ادبای عالیقدر و نویسندگان سخنپرور از ته دل تبریک گفته و اجازت میخواهیم که در اینجا چند نکته را متذکر بشویم.
یکی از آن مقالات که در این موضوع نوشته شده به قلم یک ادیب سخنپرور در زیر عنوان «شعر و صنعت» بودهاست. این ادیب محترم از صنایع مستظرفه سخن رانده و آنها را به شعبات ذیل تقسیم نمودهاست: شهر، موسیقی، نقاشی، حجاری و به عقیدۀ جمعی هم معماری! بسیار جای دریغ است که در این زمینه قدری مفصلتر و کاملتر مسئله را شرح و بیان نکرده و اسمی از مورخین و آگاهان رموز فن معماری نبردهاست تا معلوم شود که کدام یکی معماری را جزو صنایع مستظرفه ندانستهاست!
چنانکه چند گاه پیش یک نویسندۀ ایرانی که مرغ دلش در آشیانۀ زندگانی خود روی آسایش و استراحت ندیده تمام مردمان جهان را نیز مثل خود اسیر قفس کاشانۀ خویش میپنداشت و بدین جهت زنها را لایق هیچگونه مزیت و فضیلت ندانسته، احساسات رقیق و افکار نازک و خیالات لطیف آنان را که قدرت خدایی چون نسیم سحری ملایم و مهربان و نوازنده آفریدهاست با خشونت و درشتی معرفی میکرد. بعید نیست که ادیب محترم نیز که معماری را جزو صنایع مستظرفه نشمردهاست، بناهای شکسته و ریخته و غیر موزون و بیآهنگ و بیترکیب ایران حالیه را ملاحظه فرموده و قلم با قدرتش شرم نموده که معماری را نیز در میان صنایع مستظرفه بهشمار بیاورد. یقیناً این ادیب محترم نخواستهاست معمارهای بیسواد ایران را که علامت مخصوص آنان ریش سرخ و بلند و یک کلاه بزرگ و سهگوشه و یک چهرۀ عبوس و اخمو و یک قد خمگشته میباشد با یک شاعر خوشگفتار و یک تارزن فسونکار و یک نقاش معجزنما همدوش و برابر نشان بدهد، ولی بدون هیچ شک و شبهه اگر این ادیب محترم بنای طیاتر اوپرای پاریس، بنای موزۀ لوور، بنای موزۀ واتیکان، بنای موزۀ بریتیش لندن، بنای فیلهارمونی و مجلس شورای ملی برلین، کلیسای سن پیر روم و جامع ایا صوفی اسلامبول، قصر پرسپولیس (وقتیکه آباد بوده)، مقبر شیخ صفی (در اردبیل) و مسجد جهانشاه را در تبریز و آثار بیشمار، یعنی گنجینههای بیپایانی که در آناطولی عثمانی به دست نیاکان قدیم ما به وجود آمدهاست، مشاهده میکردند، بدون شک فن معماری را نیز یک صنعت ظریف میشمردند.
منبع: مجله ایرانشهر، مهر ۱۳۰۲، سال دوم، ش ۱، ص ۵۲ تا ۶۰.
ادامۀ این متن را در فایل زیر بخوانید👇
+1
▪️کریم طاهرزاده بهزاد
نقشۀ تئاتر و سالن کنفرانس به طرح معماری ایرانی از کریم طاهرزاده بهزاد
