ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

احمدجاوید انوش

احمدجاوید انوش

Открыть в Telegram

برای تماس با انوش @jawedanosh

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
215
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
-230 дней
Архив постов
غزل جدید مرا که مور و مگس بوده‌ام به‌ شیرینی برای خسرو هفت آسمان رها کردی مرا که خاطرم از موی تو پریشان بود به شانه‌های زنان جهان رها کردی مرا که خلوتم آکنده بود از عطر حضور گرم نفس‌های مخملین تو مرا که کشتی‌ طوفان‌گریز و متروکم در آب‌ در پی هر بادبان رها کردی مرا که جز تو برای همه نفس بودم مرا که بی تو پر و بالی از قفس بودم چگونه مثل شکر حل نموده دریا را به کوزه کرده و در استکان رها کردی مرا که از همه دیوار‌ها عبورم بود مرا که کوه جهان ذره‌ی غرورم بود مرا که عرش سلیمان به پای مورم بود چگونه در دل این بی‌کران رها کردی مرا که توسنی از بخت لنگم افتاده که شیشه‌بند تو از چنگ سنگم افتاده مرا که در خط دشمن تفنگم افتاده گرفته در دهن از آسمان رها کردی مرا به هیئت خاری درون گلدانت و یا شبیه اسیران کنج زندانت بدون بحث سر چیزهای معمولی کشیده در پی پیشینیان رها کردی #احمدجاوید_انوش

sticker.webp0.13 KB

Repost from N/a
رئالیسم (معرفی، تاریخچه، نویسنده‌‎گان معروف) ارائه کننده: جاوید انوش

Repost from N/a
بحث پایانی رمانتیسم در ادبیات فارسی، از ایران تا افغانستان سخن‌ران: جاوید انوش

+7
دوستی از شهر دور - رهنورد زریاب.pdf204.04 MB

Repost from N/a
شعر جدید این غروب غریب سرخ چطور رخنه در استخوان من کرده خشم دیوث یک یقین فلج آتشی را به جان من کرده من برای شکار آهویت می‌دوم پا و سر به هرسویت قسمت اما به جای گردن تو کوسه را در دهان من کرده غیرتم شاخ و دم در آورده از زمانی که عشق بی وقفه جای آغوش امن زن‌ها نیز ترس را مثل پوشک کودک جابه‌جا در روان من کرده من به غار فنای خود بودم در دعا و ثنای خود بودم نه غروری، نه شوکتی، نامی حامل ادعای خود بودم ناگهان روز و ماه چندم سال؟ پیک پیغام آور وحشی مثل چیتای عاشق بره هوس گوشت کرده... اما بعد! خلوتی با زنان من کرده من غریق غرور انسان و سرزمین پر از پلنگان‌ و شاعرِ شکوه‌ی خراسان و پس چرا مثل هرزگان او نیز شاخ منفور پادشاهش را از سر کنجکاوی و مستی در عمیقِ نهان من کرده با غزل‌های حافظ شیراز با دهان‌های بسته‌‌‌ی الفاظ با زبانی که مانده از پرواز هفت تیر قدیمی‌‌ام را باز از گلوله گرفته راه گلو با روان لگد شده از شرم ضامن خسته‌ی گلوی بمب با دهان جویده‌ی سرباز می‌دوم بی نشان و می‌پرسم چه کسی این همه کثافت را وارد خون و نان من کرده #احمدجاوید_انوش

چند صفحه از رمان "اتاقی از آن خود" اثر ویرجینا وولف را برایتان خواندم. نسخه‌ای که استفاده کردم، ترجمه‌ی صفورا نوربخش است که توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است. 👆👆👆

Voice 260922_211524.m4a8.93 MB

این شعر، در ویژه‌نامه‌ی حمیرا قادری منتشر شده است.
این شعر، در ویژه‌نامه‌ی حمیرا قادری منتشر شده است.

#ادبیات_افغانستان 🇦🇫📚 پس از انتشار نسخهٔ چاپی شمارهٔ ششم مجلهٔ آوای زریاب، ویژهٔ حمیرا قادری، اکنون نسخهٔ PDF این شماره نی
#ادبیات_افغانستان 🇦🇫📚 پس از انتشار نسخهٔ چاپی شمارهٔ ششم مجلهٔ آوای زریاب، ویژهٔ حمیرا قادری، اکنون نسخهٔ PDF این شماره نیز در وب‌سایت رسمی آوای زریاب در دسترس قرار گرفته است. برای مطالعه و دریافت نسخهٔ PDF، می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید: https://avayezaryab.co/magazine/oyzhh-hmyra-kadry @Avaye_Zaryab_Admin

🔶روگشایی و نقد کتاب‌های «هم‌سکوتان» و «شنا درشن» آثار نورمحمد نورنیا برنامهٔ روگشایی و نقد رمان «هم‌سکوتان» و مجموعه شعر «شن
🔶روگشایی و نقد کتاب‌های «هم‌سکوتان» و «شنا درشن» آثار نورمحمد نورنیا برنامهٔ روگشایی و نقد رمان «هم‌سکوتان» و مجموعه شعر «شنا در شن»، دو اثر نورمحمد نورنیا، با حضور شماری از نویسندگان، شاعران و علاقه‌مندان ادبیات در خانهٔ مولانا برگزار شد. در این برنامه، سخنرانان به معرفی و نقد این دو اثر پرداختند و دربارهٔ ویژگی‌های ادبی و محتوایی آن‌ها و کارنامهٔ ادبی نورمحمد نورنیا سخن گفتند. شرح بیشتر در پیوند زیرین👇 https://youtu.be/OzX6rJhrpSU

ابوعطا (محمدرضا شجریان). .mp311.05 MB

شادکام_دو_زلفانت_بود_تار_ربابم_زلفونت_.mp311.48 MB

یک قدم کوچک برای یک زبان بزرگ. #گرداب_سگ‌کُش
یک قدم کوچک برای یک زبان بزرگ. #گرداب_سگ‌کُش

تشویش نجات میهنم را بکنم‌ یا فکر غریب رفتنم را بکنم در خانه‌ی اجدادی خود می‌مانم تا حس اضافه بودنم را بکنم‌ #احمدجاوید_انوش #رباعی‌ #دست‌گرمی #شطحیات

برای این شعرها ناخن به‌ناخن خراشیده شدم لیوان به لیوان شب را به روز روز را به شب تلو تلو خوردم با ایمان هزاران ساله‌ی اجدادی کاغذهای بیشماری را در دهان زباله‌ها جویدم من از یک کتاب‌خانه، کافه، اپرا یا از سالن یک همایش رمانتیک و اتو شده‌ی شاعرانه بیرون نیامده‌ام اگر وضعم این همه‌ آشفته است از جنگ تمام‌عیاری برگشته‌ام با ترکش‌‌های بی‌شمار کلمات #احمدجاوید_انوش

من را به بغل دچار کردی دختر بعد از بغلم فرار کردی دختر دیروز به جای تو که را بوسیدم؟ با حافظه‌ام چه کار کردی دختر #احمدجاوید_انوش #شطحیات #دست‌گرمی #رباعی‌

از گردن و گونه‌ها و از لب بوسه هر روز، تمامِ روز و هرشب بوسه هم خالق مبحث تجمل در شعر هم عامل فتنه‌های مذهب بوسه #احمدجاوید_انوش #رباعی‌ #دست‌گرمی #شطحیات @ahmadjawedanosh456

Repost from سعید مبشر
غزل تازه بخوان که قونیه را در طرب بیندازی قبیله را همه در تاب و تب بیندازی سه‌تار را بنواز آن‌چنان که زاهد را به یاد نافله‌ی مستحب بیندازی میسر است که با تیغ ابروان کجت جدال بین قشون عرب بیندازی بیا که با همه‌دیوانگی مرا ای عشق به فکر دغدغه‌ی نان شب بیندازی نمی‌شود که تو را دید و از لب تو گذشت چنان که چشم به ظرف رطب بیندازی مسافران وطن جمله بازمی‌گردند اگر مهاجرتت را عقب بیندازی #سعید_مبشر @saeid_mobasher_71